X
تبلیغات
شيمي علمي براي زندگي امروز

شيمي علمي براي زندگي امروز

اين وبلاگ درصدد برداشتن گام هر چند كوچك در جهت ارائه مطالب شيمي مي باشد.

داروهای آتالژزیک غیرمخدر معمولاً به دو دسته تقسیم می‌شوند:
۱. ضددردهای میتوز، که اثر ضددردی و ضد تبی دارند مانند استامینوفن.
۲. داروهای ضددرد و التهاب غیراستروئیدی، که شامل آسپیرین و سایر سالیسیلات‌ها - مشتقات آریل آلکانوئیک (مانند آلکوفناک و ایبوپروفن) ـ مشتقات آنترانیلیک (مانند مفنامیک اسید) ـ مشتقات پیرازولون (مانند دی پیرون واکسی فن بوتازون) ـ مشتقات ایندول (مانند ایندرمتاسین) ـ مشتقات ایندن (مانند سولینداک) این داروها از لحاظ اینکه معمولاً همگی اسیدهای آلی ضعیف محسوب شده و با مکانیزم مشابهی عمل می‌‌کنند در یک مجموعه بحث می‌گردند و تحت عنوان داروهای شبیه به آسپیرین (Drug Aspirin Like) نیز مشهور شده‌اند.
به‌نظر می‌رسد، آسپیرین به‌علت قدمت و پیش‌‌پاافتادگی مصرف، در مقایسه با سایر داروهای ضدالتهاب غیر استروئیدی، شهرت ضدالتهابی کمتری داشته باشد، لیکن به‌علت همین سابقه مصرف بی‌خطر و بی‌قابلیت تحمل زیاد هنوز هم اولین داروی انتخابی برای درمان اکثر موارد اختلالات مفصلی و عضلانی است. علاوه بر آن آسپیرین یک معیار استاندارد بوده و قدرت ضدالتهابی سایر داروها را با آن مقایسه می‌کنند.
آسپیرین یا استیل سالیسیلیک اسید در سال ۱۸۵۳ سنتز و در سال ۱۸۹۹ وارد درمان‌شناسی شد. نام آسپیرین از کلمه آلمانی آن یعنی Acetyt spir Saure گرفته شده است، (Spirca نوع گیاهانی که منشاء اصلی این ماده بودند و Saure به معنی اسید).
اثربخشی آسپیرین و داروهای مشابه، تا حد زیادی مربوط به وقفه پروستاگلاندین‌ها است، (پروستاگلاندین‌ها همیشه از سلول‌هائی که دچار ضایعه می‌شوند سنتز و آزاد می‌شوند). این داروها موجب وقفه آنزیم سیکلو اکسیژناز می‌گردند.
این آنزیم، اولین کاتالیزوری است که موجب حلقوی و اکسیده شدن اسید آراشیدونیک گردیده و تولید پروستاگلاندین‌ها و ترومبوکسان A۲ را باعث می‌شود. آسپیرین به‌طور اختصاصی این آنزیم را استیله می‌کند در حالی‌که مکانیسم دقیق سایر مواد به‌خوبی شناخته نشده است.

 
+ نوشته شده در  87/06/27ساعت 15  توسط tehran  | 

مقدمه:
نانوتكنولوژی به عنوان یك فناوری قدرتمند نوین، توانایی ایجاد انقلاب و تحولات عظیم را در سیستم تامین مواد غذایی و كشاورزی ایالت متحده آمریكا و در گستره جهانی دارد. نانوتكنولوژی قادر است كه ابزارهای جدیدی را برای استفاده در بیولوژی مولكولی و سلولی و همچنین تولید مواد جدیدی، برای شناسایی اجرام بیماری زا معرفی نماید و بنابراین چندین دیدگاه مختلف در نانوتكنولوژی وجود دارد كه می تواند در علوم كشاورزی و صنایع غذایی، كاربرد داشته باشد.
به عنوان مثال امنیت زیستی تولیدات كشاورزی و مواد غذایی، سیستمهای آزاد كننده دارو بر علیه بیماریهای شایع، حفظ سلامتی و حمایت از محیط زیست از جمله كاربردهای این علم می باشد.

● علم نانوتكنولوژی چیست؟
انجمن ملی نوبنیاد نانوتكنولوژی كه یك نهاد دولتی در كشور امریكا می باشد ، واژه نانوتكنولوژی را چنین توصیف می كند: "تحقیق و توسعه هدفمند، برای درك و دستكاری و اندازه گیریها مورد نیاز در سطح موادی با ابعاد در حد اتم"، مولكول و سوپرمولكولها را نانوتكنولوژی می گویند. این مفهوم با واحدهایی از یك تا صد نانومتر، همبستگی دارد. دراین مقیاس خصوصیات فیزیكی، بیولوژیكی و شیمیایی مواد تفاوت اساسی با یكدیگر دارند و غالبا اعمال غیر قابل انتظار از آنها مشاهده می شود. در سیستم كشاورزی امروزی، اگردامی مبتلا به یك بیماری خاص شود، می توان چند روز و حتی چند هفته یا چند ماه قبل علائم نامحسوس بیماری را شناسایی كنند و قبل از انتشار و مرگ و میر كل گله، دامدار را برای اخذ تصمیمات مدیریتی و پیشگیری كننده آگاه كند و بنابراین می توان نسبت به مقابله با آن بیماری اقدام نماید.
نانوتكنولوژی به موضوعاتی در مقیاس هم اندازه با ویروسها و سایر عوامل بیماری زا می پردازد و بنابراین پتانسیل بالایی را برای شناسایی و ریشه كنی عوامل بیماری زا دارد. نانوتكنولوژی امكان استفاده از سیستمهای آزاد كننده داروئی را كه بتواند به طور طولانی مدت فعال باقی بماند، فراهم می كند.
به عنوان مثال استفاده از سیستمهای آزاد كننده دارو، می توان به ایمپلنتهای ابداع شده مینیاتوری در حیوان اشاره كرد كه نمونه های بزاقی را به طور مستمر كنترل می كنند و قبل از بروز علائم بالینی و تب، از طریق سیستمهای هشدار دهنده وسنسورهای ویژه، می تواند احتمال وقوع بیماری را مشخص و سیستم خاص ازاد كننده دارو معینی را برای درمان موثر توصیه كنند. طراحی سیستمهای آزاد كننده مواد دارویی، یك آرزوی و رویای همیشگی محققان برای سیستمهای رها كننده داروها، مواد مغذی و پروبیوتیكها بوده و می باشد.
نانوتكنولوژی به عنوان یك فناوری قدرتمند به ما اجازه می دهد كه نگرشی در سطح مولكولی و اتمی داشته و قادر باشیم كه ساختارهایی در ابعاد نانومتر را بیافرینیم.
برای تعیین و شناسایی بسیار جزئی آلودگیهای شیمیایی، ویروسی یا باكتریایی در كشاورزی و صنایع غذایی معمولا از روشهای بیولوژیكی، فیزیكی و شیمیایی استفاده می گیرد. در روشهای اخیر نانوتكنولوژی برای استفاده توام این روشها، یك سنسور در مقیاس نانو طراحی كرده اند در این سیستم جدید، مواد حاصل از متابولیسم و رشد باكتریها با این سنسورها تعیین می گردد.
سطوح انتخابی بیولوژیكی، محیطی هایی هستند كه عمده واكنشهای و فعل و انفعالات بیولوژیكی و شیمیایی در آن محیط انجام می شود.
چنین سطوحی همچنین توانایی افزایش یا كاهش قدرت اتصال ارگانیزمها و ملكولهای ویژه را دارد. از جنبه های كاریردی استفاده از این سطوح، طراحی سنسورها، كاتالیستها، و توانایی جداسازی یا خالص سازی مخلوطهای بیومولكولها می باشد. نانومولكولها موادی هستند كه اخیرا از طریق نانوتكنولوژی به دست آمده اند و یا در طبیعت موجودند و بوسیله این ساختارها، امكان دستكاریهای درسطح نانو و تنظیم و كاتالیز واكنشهای شیمیایی وجود دارد. نانو مواد از اجزای با سایز بسیار ریز تشكیل شده اند و اجزا تشكیل دهنده چنین ساختارهایی بر خواص مواد حاصل در سطح ماكرو تاثیر می گذارد.
ساختارهای كروی توخالی (buckey balls ) كه با نام دیگر فلورن هم شناخته شده اند، مجموعه از اتمهای كربن متحدالشكل به صورت كروی هستند كه در چنین ساختاری هر اتم كربن به سه اتم كربن مجاورش متصل شده. دانشمندان اكنون به خوبی می دانند كه چگونه یك چنین ساختاری را به وجود آورند و كاربردهای بیولوژیكی آن امروزه كاملا شناخته شده است. از جمله كاربردهای چنین ساختارهایی برای رها سازی دارو یا مواد رادیواكتیو در محلهای مبتلا به عوامل بیماریزا می باشد.
ایده استفاده از۶۰ اتم كربن به جای ۸۰ اتم، ساختارهای توخالی را برای آزاد سازی دارو فراهم می كند. هدف از این كار در نهایت رسیدن به گروهای قابل انحلال پپتیدها در آب می باشد كه نتیجتا این مولكولها به جریان خون راه پیدا می كنند. نانوتیوپها ساختارهای توخالی دیگری هستند كه از دو طرف باز شده اند و گروههای اتمی دیگری به آنها اضافه شده اند و یك ساختار شش گوشه را تشكیل می دهند. نانوتیوپها می توانند به عنوان یك ورقه گرافیت در نظر گرفته شوند كه به دور یك لوله پیچیده شده اند.
كاربرد پلی مرهای سنتزی در داروسازی پیشرفتهای چشمگیری داشته است. سبكی، نداشتن آثار جانبی و امكان شكل دهی پلی مرها، كاربرد آنها را در زمینه پزشكی و دامپزشكی افزایش داده است. در روشهای دارورسانی مدرن، فرآورده شكل دارویی موثر خود را با یك روند مشخص شده قبلی برای مدت زمان معلوم بطور سیستماتیك به عضو هدف آزاد می كند. پلیمرها نه تنها به عنوان منابع ذخیره دارو و غشا و ماتریكس های نگهدارنده عمل می كنند بلكه می توانند سرعت انحلال آزاد سازی و تعادل دفع و جذب آزاد را در بدن كنترل كنند.
دندریمر(پلی مر) یك طبقه جدید از مولكولهای سه بعدی مصنوعی هستند كه از مسیر و راه نانوسنتزی به دست آمده اند كه این دندریمرها از توالیها و شاخه ای تكراری حاصل آمده اند. ساختار چنین تركبیباتی از یك درجه بالای تقارن برخوردار است.
نقاط كوانتومی، كریستالهایی در مقیاس نانومتری هستند كه اساسا در اواسط ۱۹۸۰ برای كاربردهای اپتوالكترونیك به كاربرده شدند. آنها در طی سنتز شیمیایی در مقیاس نانو ایجاد می شوند و از صدها یا هزاران اتم در نهایت یك ماده نیمه هادی معدنی تشكیل شده اند كه این ماده به اتمها خاصیت فلورنس می دهد. وقتی یك نقطه كوانتومی با یك پرتو نور برانگیخته می شود آنها دوباره نور را منتشر می كنند. میزان یك طیف نشری متقارن باریك مستقیم به اندازه كریستال بستگی دارد.
این بدان معنی است كه اجرام كوانتومی می توانند به خوبی برای انتشار نور در طول موجهای مختلف طراحی شوند. نانوشلها یك نوع جدید از نانوذرات كه از هسته دی الكتریك مانند سیلیكا تشكیل شده اند كه با یك لایه فلزی فوق العاده نازك(به عنوان مثال طلا) پوشش داده شده اند. نانوشلهای طلا، دارای خواص فیزیكی مشابه به آنهایی هستند كه از كلوئیدها طلا ساخته شده اند. پاسخهای نوری نانوشلهای طلا به طور قابل توجهی به اندازه نسبی هسته نانوذرات و ضخامت لایه طلا بستگی دارد.
دانشمندان قادرند نانوشلهایی را بسازند كه ملكولهای آنتی ژنها بر روی آنها سوار شوند و در مجموع سلولهای سرطانی و تومورهای موجود را تحت تاثیر قرار دهند. این ویژگی مخصوصا در رابط با نانوشلها می باشد كه این ساختارها قادرند فقط تومورهای موجود را تحت تاثیر قرار دهند و سلولهای مجاور تومور دست نخورده باقی می ماند. از طریق حرارتی كه به طور انتخابی در سلولهای توموری ایجاد می كند منجر به از بین بردن این سلولها می شود.

● كاربردهای نانوتكنولوژی در علوم دامی
سلامتی دامهای اهلی از جمله مسائلی است كه با اقتصاد دامداریها در ارتباط می باشد. یك دامپزشك می نویسد كه "علم نانوتكنولوژی توانایی و پتانسیل بالقوه ای بر روی رهیافتهای آتی دامپزشكی و درمان دامهای اهلی خواهد داشت". تامین اقلام غذایی برای دامهای اهلی همواره با افزایش هزینه و نیاز به مراقبتهای خاص دامپزشكی و تجویز دارو و واكسن همراه بوده است و نانوتكنولوژی توانایی ارائه راهكارهای مناسب برای حل این معضلات را دارد.

● سیستمهای سنتیتیك آزاد كننده مواد داروئی
امروزه مصرف آنتی بیوتیكها، واكسنها، پروبیوتیكها و عمده داروها از طریق وارد كردن آنها از راه غذا یا آب دامها و یا از راه تزریق عضلانی صورت می گیرد. رها سازی یك مرحله ای دارو در برابر یك میكروارگانیزم علارغم تاثیرات درمانی و اثرات بازدارنده پیشرفت یك بیماری معمولا با بازگشت مجدد علائم بیماری وتخفیف اثرات دارویی مصرفی همراه است. روشهای موجود در سطح نانو، قابلیت تشخیص و درمان عفونت،اختلالات تغذیه ای و متابولیكی را دارا می باشد. سیستمهای سنتتیك رها سازی دارو می تواند خواص چند جانبه برای حذف موانع بیولوژیكی در افزایش بازده درمانی داروی مورد استفاده و رسیدن آن به بافت هدف داشته باشد كه از جمله این خواص می توان به موارد ذیل اشاره كرد.
۱) تنظیم زمانی مناسب برای آزاد سازی دارو
۲) قابلیت خود تنظیمی
۳) توانایی برنامه ریزی قبلی
بنابراین در آینده نزدیك پیشرفتهای بیشتر تكنولوژی امكانات زیر را فراهم می كند:
▪ توسعه سیستمهای سنتیتیك رها سازی داروها،پروبیوتیكها، مواد مغذی
▪ افزایش سرعت شناسایی علائم بیماری و كاربرد روشهای درمانی سریع
▪ توسعه سیستمهای رها سازی اسیدهای نوكلئیك و مولكولهای DNA
▪ كاربرد نانومولكولها در تولید واكسنهای دامی

● تشخیص بیماری و درمان دامها
تصور امكان تزریق نانوپارتیكها به دامها و فعال شدن تدریجی ماده موثر همراه با این نانوذرات در بدن حیوان برای از بین بردن و تخریب سلولهای سرطانی، افق تحقیقاتی جدیدی را به روی محققان بازكرده است. محققان دانشگاه رایس مراحل مقدماتی كاربرد نانوشلها را برای تزریق به جریان خون ارزیابی كردند.
این ذرات نانو به گیرنده های غشاسلولهای سرطانی متصل می شوند و با ایجاد امواج مادون قرمز باعث بالا رفتن دمای سلولهای مذكور به ۵۵ درجه و تركیدن و از بین رفتن تومورهای موجود می گردند. همچنین نانوپارتیكهایی كه از اكسیدهای آهن ساخته می شوند، با ایجاد امواج مگنتیك در محل استقرار سلولهای سرطانی باعث از بین بردن این سلولها می شوند. یكی از اساسی ترین محورهای تحقیقاتی كنونی، توسعه سیستمهای رها سازی DNA غیرزنده، با بازدهی مناسب و با حداقل هزینه و عوارض جانبی و سمی می باشد، كه در ژن درمانی مورد استفاده قرار می گیرند.

● اصلاح نژاد دام
مدیریت تلاقی و زمان مناسب جفتگیری دامها، از جمله مواردی است كه در مزارع پرورش گاوشیرده به هزینه و زمان طولانی نیاز دارد. از راهكارهایی كه اخیر مورد استفاده قرار گرفته است، استفاده از نانوتیوپها خاص در داخل پوست می باشد كه زمان واقعی پیك هورمون استروژن و وقوع فحلی را دار دامها نشان می دهد و لذا با علائمی كه سنسورهای موجود به دستگاه مونیتور می فرستد، زمان دقیق و واقعی تلقیح را به دامدار نشان می دهد
+ نوشته شده در  87/06/27ساعت 15  توسط tehran  | 

در اين مطالعه تلاش شده تا به اين سوال پاسخ داده شود كه آيا انواع خاصي از نانو تيوپها اين پتانسيل را دارند كه باعث ايجاد نوعي خاص از سرطان شوند.نوعي كه 30 تا 40 سال پس از در معرض آلودگي قرار گرفتن ظاهر ميشود.

نتايج نشان ميدهد نانو تيوپهاي چند ديواره طولاني و نازك كه شبيه به فيبرهاي آزبستي اند شبيه به فيرهاي آزبستي هم رفتار ميكنند.

نانو تيوپهاي كربن (كه حدودا 20 سال پيش كشف شدند) همواره بعنوان ماده حيرت انگيز قرن 21 توصيف شده اند.نانو تيوپها كه به سبكي پلاستيك و محكمتر از فولاد هستند، براي استفاده در داروهاي جديد ، باتري هاي انرژي موثر و صنايع الكترونيك پيشرو گسترش داده شده اند.

اما از زمان كشفشان، اين سوال پيش آمده كه آيا ممكن است برخي از اين مواد سايز نانويي باعث اسيب و در نتيجه خراب كردن بازار در حال تولد براي تمام گونه هاي نانو تيوپ كربن شامل يك و چند لايه شوند؟

طبق يك مقاله در نشريه اخبار شيمي و مهندسي آمريكا، پيشبيني بنگاههاي اقتصادي آمريكا حاكي از اين است كه فروش نانوتيوپها ميتوانست به رقم 2 ميليارد دلار،ظرف 3 تا 7 سال بعد برسد!

Andrew Maynard سرمشاور علمي در پروژه نانو تكنولوژيهاي در حال ظهور و همكار مقاله ميگويد :

"اين مطالعه در حقيقت تحقيقاتي است استراتژيك و متمركز براي اطمينان بخشي از ايمني و توسعه مسئولانه نانو تكنولوژي.اين مطالعه نگاهي دارد به مواد نانو سايز ويژه كه انتظار ميرود كاربردهاي تجاري گسترده اي داشته باشند و پرسشي است خاص درباره يك خطر ويژه سلامتي احتمالي حاصل از اين مواد.اگرچه بيش از يك دهه است كه نگراني دانشمندان در مورد ايمني نانو تيوپهاي نازك و بلند بالارفته است ، اما لزوما هيچيك از تحقيقات كنوني در موسسات نانو تكنولوژي و سلامت آمريكا به اين سوال نپرداخته است."

در معرض آزبست قرار گرفتن، بعنوان بدترين فاجعه بهداشت حرفه اي در تاريخ آمريكا تلقي مي شود و انتظار ميرود هزينه هاي بيماري هاي مرتبط با آن از مرز 200 ميليارد دلار فراتر رود.

Anthony Seaton مدير عامل ، پروفسور بازنشته دانشگاه Aberdeen  انگلستان و يكي ديگر از همكارن مقاله ميگويد:

"به نظر ميرسد احتمالا ضايعه سرطاني مربوط به آزبست كه براي اولين بار در سالهاي 1950 و 1960 مشاهده شد، به رغم كاهش سريع استفاده از ازبست از حدود 25 سال پيش ، همچنان تا چند دهه آينده ادامه داشته باشد. مادام كه دلايلي براي اين فرض هست كه نانو تيوپها ميتوانند بي خطر مورد استفاده قرار گيرند، به قدمهاي مناسبي بستگي دارد كه براي جلوگيري از استنشاق اين مواد در جاهايي كه ساخته ميشود ، برداشته ميشوند.استفاده و دفع نهايي بايد بر اساس تحقيقات پيشگيري از خطر و در معرض قرار گيري باشد ،كه البته منجر به مقرراتي براي استفاده از آنها خواهد شد.پيرو اين مطالعه ما نميتوانيم هيچ تاخيري در سرمايه گذاري بر روي چنين تحقيقاتي داشته باشيم."

اين گروه تحقيق به رهبري پروفسور Kenneth Donaldson در دانشگاه Edinburgh در انگليس  نانوتيوپهاي بلند و كوتاه فيبرهاي آزبستي بلند وكوتاه و همچنين دوده را از نظر پتانسيل ايجاد واكنش هاي آسيب شناختي كه بعنوان پيش زمينه نوع خاص سرطان ريه شناخته ميشوند بررسي كردند.ماده به حفره شكمي موشها(يك پيشگوي حساس در مورد واكنش جدار داخلي ريه به فيبرهاي بلند) تزريق شد.

Donaldson ميگويد: "نتايج واضح بود.نانو تيوپهاي كربن بلند و نازك اثراتي درست شبيه به فيبرهاي آزبستي نازك و طولاني دارند."

مضر بودن فيبرهاي آزبستي به اين خاطر است كه آنها آنقدر نازك اند كه ميتوانند به عمق ريه نفوذ كنند و درازي آنها هم آنقدر هست كه مكانيزم پاكسازي تو كار ريه ها براي دفع ذرات را مختل ميكند.

Donaldson تاكيد ميكند كه هنوز تكه هايي از پازل باقي مانده اند .

"ما هنوز نميدانيم آيا نانو تيوپها قابليت انتقال از راه هوايي و تنفس را دارند يا نه. و يا اينكه اگر به ريه ها برسند ميتوانند به لايه هاي بيروني حساس هم راه يابند؟.اما اگر اين مواد در اندازه هاي كافي به چنين لايه هايي نفوذ كنند اين شانس وجود دارد كه در بعضي افراد (گاهي پس از چند دهه تنفس اين مواد)باعث ايجاد سرطان شود."

البته Donaldson خاطر نشان ميكند: "هنوز جاي خوشحالي باقي است.چون نانو تيوپهاي كربن كوتاه يا مجعد شبيه آزبست رفتار نميكنند و با دانستن خطرات نانو تيوپهاي بلند و نازك ، ما ميتوانيم آنها را كنترل كنيم و اين خبر بسيار خوبي است. اين موضوع نشان ميدهد كه نانو تيوپها و مشتقاتشان ، بايد جوري ساخته شوند كه ايمن و سالن باشند."

اما او اضافه ميكند: "مطالعه اخير تنها آزموني بود براي رفتار شبه-فيبر نانو تيوپها و مسلما آنها را از آسيب رساندن به ريه از راههاي ديگر تبرئه نميكند."

وي خاطر نشان ميسازد : "هنوز تحقيقات زيادي لازم است تا ما بدانيم چه طور از اين مواد به سالمترين شكل ممكن استفاده كنيم."

نانو تيوپهاي كربن ورقه هاي از جنس گرافيت هستند كه به شكل استوانه اي فرم يافته اند. اين مواد ممكن است از يك گرافيت تك لايه (گرافين) ساخته شوند و يا ممكن است متشكل از گرافيت چند لايه متحدالمركز باشند كه منجر به نانوتيوپهاي چند ديواره ميشود.در حالي كه يك نانو تيوپ قطري در محدوده چندين نانو متر تا دهها نانو متر دارد ، اما بلندي آن گاهي به صدها و يا حتي به هزاران نانو متر هم ميرسد.نانو تيوپها به فرمهاي مختلفي در مي آيند، با شكلهاي متفاوت ،با آرايه اتمي مختلف و هم چنين از نظر مقدار و نوع مواد شيميايي افزوده شده ميتوانند متفاوت باشند ،كه البته اين موضوع روي خواص آنها تاثير گذار است و ممكن است اثرات متفاوتي را بر سلامتي بشر يا محيط پيرامون ايجاد كند.

 به گفته Maynard اين زنگ خطري است براي نانو تكنولوژي بطور عام و نانوتيوپها بطور خاص. بعنوان يكجامعه ما نميتوانيم اجازه استفاده از اين مواد غير قابل قبول و همچنين حصول نادرست اين مواد را به خودمان بدهيم. درست مثل اشتباهي كه در مورد آزبست مرتكب شديم!


+ نوشته شده در  87/06/27ساعت 14  توسط tehran  | 

بشر با تلاش براي دستيابي به مواد جديد و با استفاده از مواد آلي (عمدتا هيدروكربن‌ها) موجود در طبيعت به توليد مواد مصنوعي نايل شد. اين مواد عمدتاً شامل عناصر كربن ، هيدروژن، اكسيژن، نيتروژن و گوگرد بوده ، به مواد پليمري معروف هستند. مواد پليمري يا مصنوعي، كاربردهاي وسيعي دارند ؛ از آن جمله است : ساخت وسايل خانگي ، اسباب بازي‌ها، بسته بندي‌ها ، كيف و چمدان ، كفش ، ميز و صندلي ، شلنگ‌ها و لوله‌هاي انتقال آب ، مواد پوششي به عنوان رنگ‌ها براي حفاظت از خوردگي ، لاستيك‌هاي اتومبيل و بالاخره به عنوان پليمرهاي مهندسي با استحكام بالا حتي در دماهاي نسبتا بالا در ساخت اجزايي از ماشين آلات.

 

پليمرها خواص فيزيكي و مكانيكي نسبتاً خوب و مفيدي دارند . آنها داراي وزن مخصوص پايين و پايداري خوب در مقابل مواد شيميايي هستند. بعضي از آنها شفاف بوده ، می توانند جانشین شيشه‌ شوند. اغلب پليمرها عايق الكتريكي هستند؛ اما پليمرهاي خاصي نيز وجود دارد كه تا حدودي قابليت هدايت الكتريكي دارند . عايق بودن پليمرها به پيوند كووالانسي موجود بين اتم‌ها در زنجيرهاي مولكولي ارتباط دارد. اما تحقيقات انجام شده در سال‌هاي اخير نشان داد كه امكان ايجاد خاصيت هدايت الكتريكي در امتداد محور مولكول‌ها وجود دارد. اين نوع پليمرها اساساً از پلي استيلن تشكيل شده‌اند. با نفوذ دادن عناصري مانند فلزات قليايي يا هالوژن‌ها (فرايند Dopping) به زنجيرهاي مولكولي پلي استيلن به ترتيب نيمه هادي‌هاي پليمري از نوع N و P به دست مي آيند.افزودن عناصر يا دوپينگ سبب مي شود كه الكترون‌ها در امتداد اتم‌هاي كربن در زنجير حركت كنند. تفلون از مواد پليمري است كه به سبب ضريب اصطكاك پايين به منزله پوششی براي جلوگيري از چسبيدن مواد غذايي در وسايل پخت و پز استفاده مي‌شود.

 

ساختار پليمرها

اغلب پليمرهاي متداول از پليمريزاسيون مولكول‌هاي ساده آلي به نام منومر(Monomer) به دست مي‌آيند. براي مثال پلي اتيلن (PE) پليمري است كه از پليمريزاسيون با افزايش (تركيب) چندين مولكول اتيلن به دست مي‌آيد. هر مولكول اتيلن يك منومر ناميده می‌شود. با تركيب مناسبي از حرارت، فشار و كاتاليزور ، پيوند دوگانه بين اتم‌هاي كربن شكسته شده، یک پيوند ساده كووالانسي جايگزين آن مي شود. اكنون دو انتهاي آزاد اين منومر به راديكال‌هاي آزاد تبديل مي شود، طوري كه هر اتم كربن يك تك الكترون دارد كه مي‌تواند به را ديكال‌هاي آزاد ديگر افزوده شود. از اين رو در اتيلن دو محل ( مربوط به اتم كربن) وجود دارد كه مولكول‌هاي ديگر مي‌توانند در آنجا به آن ضميمه شوند . اين مولكول با قابليت انجام واكنش ، زير بناي پليمرها بوده ، به (مر) يا واحد تكراري موسوم است. واحد تكراري در طول زنجير مولكول پليمر به دفعات زيادي تكرارمي شود. طول متوسط پليمر به درجه پليمریزاسيون يا تعداد واحدهاي تكراري در زنجير مولكول پليمر بستگي دارد. بنابراين، نسبت جرم مولكولي پليمر به جرم مولكولي واحد تكراري به عنوان (درجه پليمريزاسيون) تعريف شده است . با بزرگ‌تر شدن زنجير مولكولي ( در صورتي كه فقط نيروهاي بين مولكولي سبب اتصال مولكول‌ها به يكديگر شود) مقاومت حرارتي و استحكام كششي مواد پليمري هر دو افزايش مي‌يابند.

به طور كلي فرايند پليمريزاسيون مي تواند به صورت‌هاي مختلفي از جمله: افزايشي و مرحله اي انجام گيرد.در پليمريزاسيون افزايشي ، تعدادي از واحدهاي تكراري به يكديگر اضافه می‌شوند و مولكول بزرگ‌تري به نام پليمر را توليد مي‌كنند. در اين نوع پليمريزاسيون ابتدا در مرحله اول راديكال آزاد، با دادن انرژي (حرارتي ، نوري) به مولكول‌هاي اتيلين با پيوند دوگانه و شكست پيوند دوگانه ، به وجود مي آيد. سپس راديكال‌هاي آزاد با اضافه شدن به واحدهاي تكراري مراكز فعالي با نام آغازگر شكل مي‌گيرند ؛ هر يك از اين مراكز به واحدهاي تكراري ديگر اضافه می‌شوند و رشد پليمر ادامه مي يابد .

از نظر تئوري درجه پليمريزاسيون افزايشي مي‌تواند نامحدود باشد، كه در اين صورت مولكول زنجيره اي بسيار طويلي از اتصال تعداد زيادي واحدهاي تكراري به يكديگر شكل مي‌گيرد. اما عملا رشد زنجير به صورت نامحدود صورت نمي‌گيرد.هر چه تعداد مراكز فعال يا آغازگرهاي شكل گرفته بيشتر باشد ، تعداد زنجيرها زيادتر و در نتیجه طول زنجيرها كوچك‌تر مي شود . به‌اين علت است كه خواص پليمرها تغيير مي‌كند. البته سرعت رشد نيز در اندازه طول زنجيرها موثر است . هنگامي كه واحدهاي تكراري تمام و زنجيرها به يكديگر متصل شوند، رشد خاتمه مي‌يابد.

از ديگر روش‌هاي پليمريزاسيون، پليمريزاسيون مرحله اي است كه در آن منومرها با يكديگر واكنش شيميايي داده ، پليمرهاي خطي را به وجود مي‌آورند. در بسياري از واكنش‌هاي پليمريزاسيون مرحله اي مولكول كوچكي به عنوان محصول فرعي شكل مي‌گيرد . اين نوع واكنش‌ها گاهي پليمريزاسيون كندنزاسيوني(Condensation) .نيز ناميده مي‌شوند

 
+ نوشته شده در  87/06/25ساعت 23  توسط tehran  | 

موضوع اين است كه در ساختار بلور فلزات، به ازاي هر اتم يك يا چند الكترون آزاد وجود دارد كه به طور تقريبی در همه نمونه فلزي كه مي بينيم، آزادانه حركت می كند.

ميزان انرژي لازم براي اينكه بتوان اين الكترونها را از فلز خارج كرد، كم است؛ البته براي فلزات گوناگون متفاوت است.

به طور كلي، اگر شما يك قطعه فلز را داغ كنيد، ميلياردها الكترون براحتي انرژي لازم را براي فرار از ساختار بلوري فلز به دست مي‌آید و از سطح آن جدا مي‌شود. فلزاتي كه انرژي لازم براي جدا كردن الكترون از آنها كمتر است، بیشترً براي ساخت كاتد به كار مي‌رود و جرياني كه با گرم كردن آنها (كاتد گرم) يا انرژي دادن به آنها به روشهاي ديگر (كاتد سرد) به دست مي آيد، «جريان» يا «اشعه كاتدي» نام دارد.

اگر الآن اين نوشته ها را روي صفحه نمایشگر  تلویزیونی معمولی مي خوانيد، در پشت صفحه تلویزیون و دقيق رو به روي شما يك تفنگ الكتروني قرار دارد كه الكترونهای مورد نياز آن را با يك قطعه فلز كاتد فراهم مي كند و پس از جهت دهي آنها را به سمت صفحه مي فرستد.


اشعه كاتدي: ذرات الكتروني پرانرژي هستند كه از كاتد حرارت ديده ساطع مي شوند.


شناخت اشعه کاتدي

  • در آزمايش هایی كه بر روي الكتروليز با «فاراده» Faraday انجام شد، وي دو قانون معروف خود را در سال ۱۸۳۰ ميلادي به این شرح منتشر کرد:

1_ در الكتروليز مقدار عنصر آزادشده متناسب با مقدار جريان الكتريسته است. برای نمونه، اگر ۱ فاراد يا ۹۶۵۰۰ كولن الكتريسته را از محلول نمك حاوي يون تك ظرفيتي جيوه عبور دهيم، ۱ مول اتم جيوه و اگر از محلول نمك حاوي يون دو ظرفيتي عبور دهيم 5/0  مول اتم جيوه ته نشين مي شود. پس بسته هايي از الكتريسته وجود دارد كه يك بسته از آنها به سمت فلز تك ظرفيتي و دو بسته به سمت فلز دو ظرفيتي حركت مي كنند.

2_ هر گاه مقدار يكسان جريان الكتريسيته را از سه ظرف بگذرانيم كه حاوي نمك ها با ظرفيت هاي متفاوت هستند؛ يعني در ظرف اول نمك يك ظرفيتي، در ظرف دوم نمك دو ظرفيتي و در ظرف سوم نمك سه ظرفيتي داشته باشيم.

رسوب هاي فلز حاصل از عبور جريان الكتريسيته از ظروف متناسب با جرم اتمي فلز تقسيم بر ظرفيت عناصر آن است.

نتيجه: هر اتم مقداري ثابت بار مي گيرد. اتم يك ظرفيتي يك بسته، اتم دو ظرفيتي دو بسته و اتم سه ظرفيتي سه بسته بار مي تواند حمل نمايد و هرگز جزء كسري از بار الكتريكي مانند 23/1 را به خود نمي گيرند. اين بسته براي همه اتمها يكسان است؛ يعني الكتريسته از بسته ها يا ذرات كوچكي تشكيل شده اند. كه آنها را الكترون مي گوييم.

  • پس از آزمايش الكتروليز بر روي مايعات و جامدات نوبت به الكتروليز گازها رسيد كه در الكتروليز گازها این نتايج به دست آمد:

1_ ولتاژ معمولي از گازها عبور نمي كند.

2_ در ولتاژهاي بالا چنانچه فاصله دو الكترود زياد باشد، جريان الكتريسيته عبور نمي كند.

3_ در فشار معمولي به ازاي هر سانتي متر فاصله الكترودها به ۳۰۰۰۰ ولت اختلاف پتانسيل نيازمنديم.

  • در جريان اين آزمايش ها دانشمندان مجبور به ساختن لوله هايي از جنس شيشه شدند تا بتوانند فشار داخل آن را كاهش داده و به بررسي هاي مختلف بپردازند. پس از ساخت اين لوله ها دانشمندان به این نتايج دست يافتند:

1_ در فشار 0.1 اتمسفر اگر ولتاژ ۱۰۰۰۰ ولت برقرار شود، گاز درون لوله ملتهب می شود و به رنگهاي گوناگون پرتوافشاني مي کند. برای نمونه، نئون رنگ قرمز، هوا رنگ صورتي ملايم، بخار سديم رنگ زرد و بخار جيوه رنگ آبي مايل به سبز ايجاد مي کند.

2_ در فشار کمتر از  0.0001 اتمسفر و ولتاژ بالاي ۱۰۰۰۰ ولت جداره شيشه ملتهب می شود و نور سبز مغز پسته از خود منتشر مي کند.

3_ با کم کردن فشار تا 0.000001 اتمسفر روشنايي از بين می رود و نوعي درخشندگي يا تابش مهتابي در ديواره لوله ايجاد مي شود که با صفحات فلوئور به طور کامل مشاهده می شود.

اين اشعه را که «ويليام كروكس» (William Crookes) كشف کرد، به اشعه کاتدي معروف شد. اشعه كاتدي نيز بررسی شد و ويژگي هاي يكي پس از ديگري كشف گرديد.
+ نوشته شده در  87/06/25ساعت 23  توسط tehran  | 

دما 

دما یکی از عناصر اساسی شناخت هوا می باشد، با توجه به دریافت نامنظم انرژی خورشیدی توسط زمین، دمای هوا در سطح زمین دارای تغییرات زیادی است که این تغییرات به نوبه خود سبب تغییرات دیگری در سایر عناصر هوا می گردد. دمای هوا را به وسیله دماسنج اندازه گیری می کنند.

انواع دماسنج ها

۱ - دماسنج معمولی (استاندارد Thermometer)

این دماسنج یک لوله بسیار باریک شیشه ای مسدود است که در انتهای آن محفظه ای تعبیه و از جیوه یا الکل پر شده است. در داخل لوله دماسنج خلاء کامل وجود دارد. گرم و سرد شدن مخزن باعث گرم و سردشدن مایع درون مخزن شده و متعاقب آن باعث بالا و پایین رفتن مایع در داخل مخزن شیشه ای می شود، با مشاهده سطح مایع در داخل لوله دماسنج و قرایت عددی که روی بدنه شیشه نوشته شده است دمای هوا در آن لحظه مشخص می شود.

۲ - دماسنج حداکثر (Max-Thermometer)

اغلب نیاز است علاوه بر دمای معمولی هوا حداکثر دمایی که در طول یک دوره معین مثلاً یک شبانه روز اتفاق افتاده است نیز اندازه گیری و تثبیت شود به این منظور از دماسنج حداکثر استفاده می کنند. این نوع دماسنج با یک تفاوت جزیی تقریبا مشابه دماسنج های معمولی است به این صورت که لوله مویین آن در محلی که به مخزن منتهی می شود بسیار باریک شده است. هنگامی که دما زیاد می شود جیوه داخل مخزن منبسط شده و نیروی حاصل می تواند باعث راندن جیوه از داخل مجرای باریک بالای مخزن به قسمت بالای لوله گردد به این ترتیب ارتفاع جیوه در داخل مخزن بالا می رود و با کاهش دما مایع داخل مخزن منقبض می شود ولی باریک بودن لوله از برگشت مایع به داخل مخزن جلوگیری می کند و سطح مایع در داخل لوله در محلی که بالاترین دمای قبلی اتفاق افتاده است باقی می ماند بنابراین سطح فوقانی جیوه نشان دهنده حداکثر دمای اتفاق افتاده است.

۳ - دماسنج حداقل (Minimum Thermometer)

دماسنج های حداقل برای تثبیت پایین ترین دمای اتفاق افتاده در یک دوره معین به کار می رود دماسنج های حداقل مشابه دماسنج های معمولی است با این تفاوت که مایع داخل مخزن این نوع دماسنج به جای جیوه از مایعات رقیق تر مانند الکل استفاده می شود. به علاوه در داخل لوله مویین یک سوزن شیشه ای که دو سر آن گرد می باشد رها گردیده که به عنوان شاخص از آن استفاده می شود، وقتی دمای هوا کاهش می یابد با انقباض مایع سطح بالای الکل در داخل لوله مویین با اعمال نیروی کشش سطحی شاخص سوزنی را نیز به طرف پایین مخزن حرکت می دهد با افزایش دما مجدداً الکل در داخل لوله مویین از اطراف سوزن عبور کرده و به طرف بالا صعود می کند اما سوزن در پایین ترین محلی که قبلا در اثر کشش سطحی پایین آمده بود باقی می ماند.

بنابراین قسمت بالایی شاخص شیشه ای پایین ترین دمایی را که اتفاق افتاده است نشان می دهد در حالی که انتهای سطح الکل در بالای لوله دمای لحظه ای هوا را نشان می دهد.

۴ - دماسنج حداقل - حداکثر (Min-Max Thermometer)

این دماسنج ترکیبی از دو دماسنج حداقل و حداکثر می باشد، این دماسنج از یک لوله شیشه ای U شکل ساخته شده است که دو انتهای آن مسدود می باشد. قسمت پایینی لوله U شکل با جیوه پر شده است. علاوه بر جیوه قسمت بالایی لوله قسمت چپ به طور کامل از الکل پر شده است اما نصف حجم لوله سمت راست که انتهای آن به صورت یک مخزن گشاد شده می باشد از الکل پر شده است و نصف دیگر آن از یک نوع گاز پر شده است. در بالاترین سطح جیوه و در داخل الکل در هر دو ستون شاخص های شیشه ای رنگی که یک سوزن در وسط آن تعبیه شده است وجود دارد در اثر گرم و سرد شدن و متعاقب آن انبساط و انقباض سطح جیوه بالا و پایین می رود. بالاترین حدی که جیوه در شاخه سمت چپ بالا رفته است دمای حداقل و بالاترین حدی که جیوه در شاخه سمت راست بالا رفته دمای حداکثر را نشان می دهد.

۵ - دمانگار (Thermograph)

دمانگار یک وسیله کاملاً مکانیکی است و با استفاده از یک عنصر فلزی که انحنای آن با دما تغییر می کند ساخته شده است یک طرف عنصر فلزی حساس به تغییرات دما که دارای انحنا می باشد به بازوی اهرم طویل و متحرکی بسته شده است که این بازو ممکن است مستقیماً دما را از روی یک مقیاس ساده درجه بندی شده نشان دهد و یا اینکه انتهای بازو به یک قلم ثبات متصل گردد. با تغییر دمای هوا انحنای فلز تغییر می کند و این امر با توجه به نحوه تغییرات دما باعث انحراف قلم در انتهای بازوی مکانیکی به طرف بالا و پایین در روی کاغذ گراف می گردد و دماها ثبت می شوند.

+ نوشته شده در  87/06/25ساعت 23  توسط tehran  | 

در ترمودینامیک اغلب از مولکول صحبت نمی شود و برای توجیه برخی از ویژگی های ترمودینامیکی از نظریه سنتیکی استفاده می شود . به طورکلی دو نوع ظرفیت گرمایی وجود دارد:

1-           Cv یا ظرفیت گرمایی در حجم ثابت  Cv=du/dt

2-           Cp یا ظرفیت گرمایی در فشار ثابت Cp=dH/dt

اختلاف این دو در حالت برابر است با Cp-Cv=n R   در اکثر منابع از ظرفیت گرمایی مولی استفاده می شود نه ظرفیت گرمایی ویژه

الف – ظرفیت گرمایی برای گازها :

مقدار انرژی درونی به ازای هر درجه انتقالی 1/2RT  و برای سه درجه آزادی 3/2RT می باشد که Cv=3/2R و Cp=5/2R  بدست می آید در جدول صفحه 42 شیمی سال سوم مقادیر ظرفیت گرمایی برحسب Cp داده شده است به عنوان مثال برای گاز ایدهال هلیم به صورت زیر محاسبه می شود :

Cp=5/2R=5/2(8.314)=20.8J/mol.k                                                               

مقدار انرژی درونی به ازای هر درجه آزادی چرخشی 1/2RT تعریف می شود لذا برای مولکول های H2,N2,O2 به علت وجود دو حرکت چرخشی Cp=7/2R=29.1j/k.mol تفاوت جزیی مفادیر داده شده به نوع پیوند مولکول مربوط است .در مولکول هایی مانند بخار آب و آمونیاک با افزایش تعداد پیوند و درجات آزادی مقدار Cp  افزایش می یابد .

 

ب- ظرفیت گرمایی برای مایعات :

در مایعات به دلایل نا معلومی انرژی درونی 3/2RT به 3/2R تبدیل می شود و برای توجیه تفاوت مقادیر Cp مایعات داده شده در جدول تعداد پیوند ها و نیرو های جاذبه مولکولی مانند پیوند هیدروژنی را باید مد نظر قرار داد .

ج- ظرفیت گرمایی برای جامدات :

طبق قانون دولن و پتی ( ظرفیت گرمایی x جرم اتمی = 25ژول) خواهد بود ( در جامداتی مانند یخ ؛ سدیم کلرید و گرافیت تراکم مولکول ها و رسانای خوب گرما را باید مد نظر قرار داد ) بنابراین عوامل موثر بر ظرفیت گرمایی عبارتند از :

1-     نوع ماده 2- شرایط واکنش (حجم ثابت یا فشار ثابت ) 3- مقدار ماده 4- دما

 

 در ضمن ظرفیت گرمایی کل ( Ct ) برابر با مجموع ظرفیت های گرمایی : حرکات انتقالی؛ چرخشی و ارتعاشی می باشد

+ نوشته شده در  87/06/25ساعت 23  توسط tehran  | 

هیدروژن ساده ترین عنصر شناخته شده برای انسان است؛ هر اتم هیدروژن تنها یك پروتون و یك نوترون دارد. هیدروژن فراوانترین گاز هستی است. ستاره ها در ابتدا از هیدروژن ساخته شده بودند. انرژی خورشید از هیدروژن به دست می آید. هیدروژن توپ عظیمی از گازهای هیدروژن و هلیوم است. درون خورشید، اتمهای هیدروژن تركیب می شود و اتمهای هلیوم را پدید می آورد. این پدیده گدازه « Pusiun » انرژی پرتوهای خورشید را تولید می كند.
انرژی پرتوی خورشید باعث برقراری حیات روی زمین است. این انرژی به ما نور می دهد، باعث رشد گیاهان می شود، بادها را به جریان می اندازد، باعث بارش باران می شود. این انرژی در سوختهای فسیلی ذخیره شده است. بیشتر انرژی مصرفی ما در حال حاضر از خورشید منشأ می گیرد.

هیدروزن گازی (H2) روی زمین وجود ندارد. این عنصر همیشه به صورت تركیبی است. به طور مثال، تركیب با اكسیژن (H2O - آب) تركیب هیدروژن با كربن تركیبات شیمیایی متفاوتی مانند متان (CH4) و زغال و نفت را به دست می دهد . همچنین، هیدروژن در تراكم زیست و مواد عالی یافت می شود. هیدروژن از نظر امروزی بیشترین محتوای انرژی هر سوخت را دارد؛ اما از نظر حجمی، كمترین فشار عادی به صورت گاز وجود دارد. هیدروژن می تواند انرژی را ذخیره كند. بیشتر انرژی كه ما امروزه مصرف می كنیم از سوختهای فسیلی به دست می آید. تنها 6% منابع انرژی از منابع تجدیدپذیرند؛ زیرا این انرژیها تمیزتر و مناسب استفاده تر در طول یك زمان كوتاه اند.
منابع انرژی تجدیدپذیر مانند خورشید و باد نمی توانند همه وقت انرژی تولید كند. خورشید همیشه نمی تابد و باد همیشه نمی وزد. منابع تجدیدپذیر در زمان و مكانی كه ما نیاز داریم انرژی تولید نمی كند. ما نمی توانیم منابع انرژی زیادی برای تولید هیدروژن استفاده كنیم؛ هیدروژن می تواند انرژی را در زمان و مكانی كه ما نیاز داریم تأمین کنید.

هیدروژن انتقال دهنده انرژی:
هر روز ما انرژی برقی بیشتری مصرف می كنیم. برق منبع ثانویه انرژی است؛ منابع ثانویه انرژی كه گاهی به آنها ناقلهای انرژی هم گفته می شود انرژی را به مصرف كننده می رساند. از آنجا كه استفاده و انتقال برق برای ما آسانتر است، ما انرژیها را به انرژی برق تبدیل می كنیم. برق به ما نور، گرما، آب داغ، غذای سرد، تلویزیون، رایانه می دهد. زندگی بسیار سخت می شد، اگر ما مجبور بودیم زغال بسوزانیم، اتم بشكافیم، یا سدهای خود رابسازیم؛ پس انرژی زندگی را ساده تر كرده است.

هیدروژن ناقل انرژی برای آینده است. این عنصر سوخت تمیزی است كه می توان آن را در جاهایی جایگزین کرد كه ما بسختی از برق استفاده می كنیم. فرستادن برق در مسیرهایی طولانی 4 برابر بیشتر از حمل دریایی هیدروژن به صورت خطوط لوله ای هزینه دارد.

هیدروژن چطور ساخته می شود؟
از آنجا كه هیدروژن گازی در زمین وجود ندارد، ما باید آن را بسازیم. با جدا كردن هیدروژن از آب، تراكم زیست یا گاز طبیعی از منابع محلی هیدروژن می سازیم. دانشمندان حتی كشف كرده اند كه بعضی جلبكها و باكتریها هیدروژن تولید می كنند. تولید هیدروژن در حال حاضر بسیار گران است؛ اما فنون جدیدی برای این كار در حال توسعه است. هیدروژن را می توان برای خدمات رفاهی مركزی بزرگ یا دستگاههای كوچك با كاربرد محلی تولید کرد. از این رو، انعطاف پذیری هیدروژن یكی از امتیازات عمده آن است .

كاربردهای هیدروژن:
هیدروژن در صنعت به مصرف پالایش و پرداخت فلزات و فراوری غذاها می رسد.NASA اولین كاربر هیدروژن به عنوان ناقل انرژی است كه هیدروژن را برای سالها در برنامه فضایی مورد استفاده قرار داد. تنها محصول فرعی در چنین فرایندهایی آب است كه خدمه موشك از آن برای نوشیدن استفاده می كند. سلولهای سوختی هیدروژن یا باتریهای هیدروژنی برق تولید می كند. آنها كارایی بسیاری دارند، اما ساخت آنها گران است. سلولهای سوختی كوچك می توانند برق مناطق دوردست را تأمین كند.

هیدروژن به عنوان سوخت:
دستگاههای نیروی هیدروژنی برای مدتی ساخته نخواهند شد؛ زیرا هزینه زیادی به همراه دارد. هیدروژن ممكن است بزودی به گاز طبیعی اضافه شود تا از آلودگی دستگاههای موجود بكاهد. هیدروژن بزودی به گازوئیل اضافه خواهد شد تا آلودگی را كاهش دهد و كارایی را زیاد كند. اضافه كردن تنها 5% هیدروژن به گازوئیل ممکن است به میزان درخور توجهی اكسید نیتروژن را (كه در آلودگی لایه اوزن بسیار مؤثر است) كاهش دهد.
موتوری كه هیدروژن خالص می سوزاند تقریباً هیچ آلودگی ندارد. شاید حدود 10 تا 20 سال به استفاده از خودرو شخصی مصرف كننده هیدروژن باقی مانده است.
 
آینده هیدروژن:
قبل از اینكه هیدروژن به عنوان سوختی مهم شناخته شود، باید سامانه های جدید زیادی ساخت. ما به سامانه هایی نیاز خواهیم داشت كه هیدروژن بسازند ذخیره كنتور انتقال دهند. ما به خطوط لوله و سلول سوختی اقتصادی نیاز خواهیم داشت و مصرف كنندگان به فناوری و آموزش استفاده از آن نیاز خواهند داشت.
 
+ نوشته شده در  87/06/25ساعت 23  توسط tehran  | 

گاهی لازم است محلولی را که دارای PH معین است، تهیه و ذخیره کنیم. نگهداری چنین محلولی حتی مشکل‌تر از تهیه آن است. چنانچه این محلول در معرض هوا قرار گیرد، دی‌اکسید کربن (یک ایندرید اسید) جذب می‌کند و اسیدی‌تر می‌شود. چنانچه محلول در ظرف شیشه‌ای ذخیره شود، ناخالصیهای قلیایی که در اثر خیسیدن شیشه شسته می‌شود، ممکن است PH را تغییر دهد. در محلولهای بافر (تامپون) ، PH در رقمی تا حدودی ثابت ، حتی وقتی مقادیر کم اسید یا باز به آنها اضافه می‌شود، محفوظ می‌ماند.

تهیه محلول بافر (اسیدی)

یک محلول بافر را می‌توان از یک اسید ضعیف یا یک باز ضعیف و نمکی از الکترولیت ضعیف تهیه کرد. مثلا ، می‌توان بافری از استیک اسیدو سدیم استات تهیه کرد. اگر از این دو ماده به غلظت یکسان مثلا 1M داشته باشیم. در نتیجه:



از آنجا که با غلظت و برابر است، غلظت برابر با می‌شود و PH برابر 4.74 خواهد بود. PK یک الکترولیت ضعیف را می‌توان به طریقی مشابه با PH تعریف کرد:




محلولی از یک اسید ضعیف که در آن غلظت
آنیون برابر غلظت اسید تفکیک نشده باشد، PH آن برابر اسید است. در نمونه بافری که شرح داده شد، مقادیر و نسبت به مقدار موجود 50 مرتبه بیشتر است                                                                           

اضافه کردن اسید یا باز به محلول بافر

چنانچه مقدار کمی یون اضافه کنیم، منبع فراوان یون استات آن را به سرعت به استیک اسیدتبدیل می‌کند. چنانچه به این مقدار بافر مقداری یون اضافه کنیم، یون را خنثی می‌کند. ولی مقدار فروان استیک اسید موجود به وسیله تفکیک مقدار یون حذف شده را جایگزین خواهد کرد و PH محلول در رقمی نسبتا ثابت محفوظ می‌ماند. بافرها نمی‌توانند افزایش مقادیر زیاد اسید یا قلیا را تحمل کنند. افزایش 0.01 مول به ازای یک لیتر از یا در حدود حداکثر مقداری است که انتظار می‌رود بافری توان تحمل آن را داشته باشد.

تهیه بافر قلیایی

بافرهای قلیایی را نیز می‌توان تهیه کرد. چنانچه باز ضعیف و یون مشتق آن با غلظتهای برابر ، وجود داشته باشند، داریم:



محلولی از به مقدار 0.1 مول و به مقدار 0.1 مول مثالی از این نوع بافر است که PH آن برابر 9.26 است.

رابطه هندرسون _ باخ

بافرهایی نیز می‌توان تهیه کرد که در آنها نسبت غلظت الکترولیت ضعیف به غلظت یون مشترک 1 به 1 نباشد. از این روش می‌توان برای بدست آوردن بافری که PH یا POH آن با اسید یا باز ضعیف تفاوت دارد، استفاده کرد. رابطه هندرسون باخ این نوع بافر را توجیه می‌کند:


بطور کلی برای یک بافر موثر ، نسبت غلظت جز مولکولی به غلظت جز یونی باید بین 0.1 و 10 باشد. بنابراین برای تهیه یک بافر موثر می‌توان از استفاده کرد. برای مثال ، می‌توان بافری از  استیک اسید و
استات تهیه کرد که در آن مقادیر دلخواه PH بین 3.74 و 5.74 را داشته باشد، زیرا مقدار استیک اسید برابر 4.74 است.                                                                       

استفاده از محلولهای بافر در صنعت و طبیعت

استفاده از بافرها بخش مهمی از بسیاری فرآیندهای صنعتی است. مثالهایی در این مورد ، آبکاری و تهیه چرم و مواد عکاسی و رنگها هستند. در پژوهشهای باکتری شناسی برای حفظ PH لازم جهت رشد باکتریهای مورد مطالعه ، محیطهای کشت معمولا بافری هستند. بافرها بطور وسیعی در شیمی تجزیه و همچنین برای مدرج کردن PH سنج بکار می‌رود. بدن انسان به وسیله بی کربنات ، فسفات و سیستمهای پیچیده پروتئین در بافری است.
+ نوشته شده در  87/06/25ساعت 23  توسط tehran  | 

دروس اختصاصی
شيمي فيزيک پيشرفته - شيمي معدني پيشرفته- شيمي الي پيشرفته- شيمي تجزيه پيشرفته - ترموديناميک اماري 1- سينتيک شيميائي پيشرفته - پاياننامه - سمينار - پاياننامه- مباحث نوين در شيمي معدني - کاربرد الکترونيک در دستگاههاي شيميايي- مباحث نوين در شيمي تجزيه- اصول بيوشيمي- شيمي داروئي- شيمي هتروسيکليت- مباحث نوين در شيمي الي- مباني شيمي پليمر- سنتز پليمرها- تجزيه مقادير بسيار کم- راديوشيمي و کاربرد آن در شيمي تجزيه- اسپکتروسکپي تجزيه اي 2- گروماتوگرافي- کمپلکسها در شيمي تجزيه- پتروشيمي و تکنولوژي آن - کاربرد نظريه گروهها در شيمي - مباحث نوين در شيمي کاربردي- سمينار - پاياننامه

دروس اختیاری
طيف سنجي مولکولي 1- الکتروشيمي پيشرفته- شيمي سطح - فتوشيمي- شيمي هسته اي - شيمي تابش- خوردگي فلزاد- کريستالوگرافي- مباحث نوين در شيمي فيزيک- شيمي اب- شيمي و تکنولوژي نفت- شيمي و تکنولوژي چرم- الکتروشيمي صنعتي- شيمي آلي فلزي- سنتز و شناسائي کمپلکسهاي معدني- بيوشيمي معدني- شيمي حالت جامد

+ نوشته شده در  87/06/25ساعت 23  توسط tehran  | 

دروس اختصاصی
شيمي فيزيک پيشرفته - شيمي معدني پيشرفته- شيمي آلي پيشرفته- شيمي تجزيه پيشرفته- الکتروشيمي تجزيه اي - اسپکتروسکپي تجزيه اي (1)- روشهاي فيزيکي و شيميايي جداسازي- پاياننامه
دروس اختیاری
طيف سنجي مولکولي (1)- الکتروشيمي پيشرفته - شيمي سطح - فتوشيمي - شيمي هسته اي - شيمي تابش- خوردگي فلزات- کريستالوگرافي- مباحث نوين در شيمي فيزيک- شيمي اب - شيمي و تکنولوژي نفت - شيمي و تکنولوژي چرم- الکتروشيمي صنعتي- شيمي آلي فلزي- سنتز و شناسائي کمپلکسهاي معدني- بيوشيمي معدني - شيمي حالت جامد- مباحث نوين در شيمي معدني - کاربرد الکترونيک در دستگاههاي شيميائي- مباحث نوين در شيمي تجزيه - اصول بيوشيمي- شيمي داروئي- شيمي هيتروسيکليت- مباحث نوين در شيمي الي - مباني شيمي پليمر- سنتز پليمرها- تجزيه مقادير بسيار کم- راديوشيمي و کاربرد ان در شيمي تجزيه- اسپکتروسکپي تجزيه اي (2)- گروماتوگرافي- کمپلکسها در شيمي تجزيه - پتروشيمي و تکنولوژي آن - کاربرد نظريه گروهها در شيمي- مباحث نوين در شيمي کاربردي- سمينار- پاياننامه - پاياننامه
+ نوشته شده در  87/06/25ساعت 23  توسط tehran  | 

دروس اختصاصی
شيمي فيزيک پيشرفته - شيمي معدني پيشرفته - شيمي آلي پيشرفته - شيمي تجزيه پيشرفته - شيمي فيزيک آلي - روشهاي سنتز آلي - سمينار- پاياننامه

دروس اختیاری
پاياننامه- شيمي آب - فتوشيمي - شيمي سطح- شيمي تابش- سنتز پليمرها- شيمي داروئي- شيمي هسته اي- خوردگي فلزات- گروماتوگرافي- اصول بيوشيمي - شيمي آلي فلزي- کريستالوگرافي- بيوشيمي معدني- شيمي حالت جامد- شيمي هتروسيکليت- مباني شيمي پليمر- الکتروشيمي صنعتي- طيف سنجي مولکولي (1)- شيمي و تکنولوژي نفت - شيمي و تکنولوژي چرم - تجزيه مقادير بسيار کم- الکتروشيمي پيشرفته- کمپلکسهادر شيمي تجزيه- پتروشيمي و تکنولوژي آن - مباحث نوين در شيمي الي- اسپکتروسکپي تجزيه اي (2)- مباحث نوين در شيمي فيزيک - مباحث نوين در شيمي تجزيه - کاربرد نظريه گروهها در شيمي - مباحث نوين در شيمي معدني- مباحث نوين در شيمي کاربردي - سنتز و شناسائي کمپلکسهاي معدني- راديوشيمي و کاربرد آن در شيمي تجزيه - کاربرد الکترونيک در دستگاههاي شيميائي - پاياننامه
-

+ نوشته شده در  87/06/25ساعت 23  توسط tehran  | 

دروس اختصاصی
شيمي فيزيک پيشرفته - شيمي معدني پيشرفته- شيمي آلي پيشرفته - شيمي تجزيه شيميايي- سينيتيک ترموديناميک و واکنشهاي معدن- شيمي فيزيک معدني- طيف سنجي در شيمي معدني - پاياننامه

دروس اختیاری
طيف سنجي مولکولي(1)- الکتروشيمي پيشرفته - شيمي سطح- فتوشيمي- شيمي هسته اي - شيمي تابش- خودرگي فلزات- کريستالوگرافي - مباحث نوين در شيمي فيزيک - شيمي اب- شيمي و تکنولوژي نفت- شيمي و تکنولوژي چرم- الکتروشيمي صنعتي- شيمي الي فلزي- سنتز و شناسائي کمپلکسهاي معدني- بيوشيمي معدني- شيمي حالت جامد- مباحث نوين در شيمي معدني- کاربرد الکترونيک در دستگاههاي شيميائي- مباحث نوين در شيمي تجزيه - اصول بيوشيمي - شيمي داروئي- شيمي هيتروسيکليت- مباحث نوين در شيمي الي- مباني شيمي پليمر- سنتز پليمرها- تجزيه مقادير بسيار کم- راديوشيمي و کاربرد آن در شيمي تجزيه- اسپکرتوسکپي تجزيه اي (2)- گروماتوگرافي- کمپلکسهادر شيمي تجزيه- پتروشيمي و تکنولوژي آن - کاربرد نظريه گروهها در شيمي - مباحث نوين در شيمي کاربردي- سمينار- پاياننامه - پاياننامه

+ نوشته شده در  87/06/25ساعت 23  توسط tehran  | 

فيتوشيمي دانش بررسي و مطالعه تركيبات شيميايي گياهي است. به بيان ديگرمي توان گفت شاخه اي از علم شيمي است كه موضوع آن، مطالعه تركيبات شيميايي گياهان است. از جمله اين تركيبات، متابوليت هاي ثانويه گياهي است. در مفهومي اختصاصي تر، فيتوشيمي با شيمي گياهان دارويي مرتبط است و در طول قرون متمادي بسياري از تركيبات گياهي نقشي اساسي درصنايع داروسازي داشته اند. تكنيك هاي رايج دراين علم عبارتند از: استخراج و جدا سازي، تغليظ، آناليز و تكنيك هاي كروماتوگرافي و الكتروفورزكه در نهايت شناخت فرمولهاي دقيق ساختاري و مسيرهاي بيوسنتزي را امكان پذير مي سازد. شواهد فيتوشيميايي از جمله شواهد و صفات مورد استفاده در طبقه بندي هاي فيلوژنتيكي هستند، به گونه اي كه در گونه هاي داراي قرابت و خويشاوندي با يكديگر، تركيبات مشابهي يافت مي شود اما هميشه نيز اين گونه نيست
+ نوشته شده در  87/06/25ساعت 16  توسط tehran  | 

استيكها

از ويژگي برجسته لاستيكها مدول الاستيسيته پايين آنها است همچنين مقاومت شيميايي و سايشي و خاصيت عايق بودن آنها باعث كاربردهاي بسيار در زمينه خوردگي ميگردد . مثلا لاستيكها با اسيد كلريدريك سازگارند و به همين دليل لوله ها و تانكهاي فولادي با روكش لاستيكي سالهاست مورد استفاده قرار ميگيرند .

نرمي لاستيكها نيز يكي ديگر از دلايل كاربرد فراوان اين مواد ميباشد مانند شيلنگها، نوارها و تسمه ها ، تاير ماشين ‍‍و …

لاستيكها به دو دسته تقسيم ميشوند :

1 . لاستيكهاي طبيعي 2 . لاستيكها ي مصنوعي

بطور كلي لاستيكهاي طبيعي داراي خواص مكانيكي بهتري هستند مانند مدول الاستيسيته پايينتر ، مقاومت در برابر بريدگي ها و توسعه آنها اما در مو رد مقاومت خوردگي لاستيكهاي مصنوعي داراي شرايط بهتري هستند.

لاستيكها ي طبيعي

لاستيك داراي مولكولهاي از ايزوپرن ( پلي ايزوپرن ) مي باشد و به صورت يك شيره مايع از درخت گرفته مي شود ، ساختمان كويل شكل آن باعث الاستيسيته بالاي اين ماده مي شود (100 تا 1000 درصد انعطاف پذيري).

محدوديت حرارتي لاستيك نرم حدود 160 درجه فارنهايت است ، اين محدوديت با آلياژ سازي تا حدود 180 درجه فارنهايت افزايش مي يابد. با افزايش گوگرد و حرارت دادن لاستيك سخت تر و ترد تر مي شود. اولين با ر در 1839 چارلز گودير اين روش را كشف كرد و آن را ولكا نيزه كردن ناميد ، حود 50% گوگرد باعث جسم سختي بنام ابونيت ميگردد كه براي ساخت توپ بولينگ مورد استفاده قرار مي گيرد . مقاومت خوردگي معمولا با سختي نسبت مستقيم دارد .

مدول الاستيسيته براي لاستيكها ي نرم و سخت بين 500 تا 500000 پوند بر اينچ متغير است.

لاستيكها ي مصنوعي

در جنگ جهاني دوم وقتي منابع اصلي لاستيكها بدست دشمن افتاد نياز شديدي براي جايگزيني آن توسط يك ماده مصنوعي احساس مي شد. در اوايل دهه 1930 نئوپرن توسط دوپنت بدست آمد ،اين ماده پنجمين ماده استراتژيك در جنگ جهاني بود. امروزه لاستيكها ي مصنوعي زيادي شامل تركيباتي با پلاستيكها وجود دارند.

فيلرهاي نرم كننده و سخت كننده مختلفي براي بدست آوردن خواصي چون الاستيسيته ، مقاومت در برابر خوردگي و مقاومت در برابر حرارت با هم تركيب مي شوند كه در ادامه به معرفي چند تا از اين مواد ميپردازيم :

1 . نئوپرن و لاستيك نيتريل در مقابل نفت و گاز مقاومند. يكي از اولين كاربردهاي آن در شيلنگهاي پمپ بنزين است .

2 . لاستيك بوتيل : خاصيت برجسته اين لاستيك عدم نفوذ پذيري در مقابل گازهاست اين خاصيت باعث استفاده آن در لوله هاي داخلي و تجهيزات كارخانجات مواد شيميايي مثلا آبندي تانكرهاي حمل گاز مي باشد. همچنين اين لاستيك مقاومت خوبي در برابر محيطهاي اكسيد كننده مانند هوا و اسيد نيتريك رقيق دارد .

3 . لاستيك سيليكون : مقاومت حرارتي اين لاستيك در حدود 580 درجه فارنهايت مي باشد .

4 . پلي اتيلن كلرو سولفاته شده : داراي مقاومت عالي در محيطهاي اكسيد كننده مثل 90% اسيد نيتريك در درجه حرارت محيط ميباشد .

لاستيكهاي نرم در مقابل سايش بهتر عمل مي كنند . روكشها مي توانند از لايه هاي سخت و نرم تشكيل شوند.

پلاستيك ها

در 15 سال اخير كاربرد پلاستيك ها بشدت افزايش يافته است . يكي از انگيزه هاي اوليه براي بدست آوردن اين مواد جايگزيني توپهاي عاجي بيليارد بوسيله يك ماده ارزانتر بود.

پلاستيك ها توسط ريختن در قالب ، فرم دادن ، اكستروژن و نورد توليد مي شود و به صورت قطعات توپر، روكش، پوشش، اسفنج، الياف و لايه هاي نازك وجود دارند . پلاستيك ها مواد آلي با وزن مولكولي بالا هستند كه مي توانند به شكلهاي مختلف در آيند .بعضي از آنها به صورت طبيعي يافت مي شوند ولي اكثر آنها به صورت مصنوعي به دست مي آيند .

بطور كلي پلاستيك ها در مقايسه با فلزات و آلياژها خيلي ضعيفتر ، نرمتر ، مقاومتر در برابر يونهاي كلر و اسيد كلريدريك ، مقاومت كمتر در برابر يونهاي اكسيد كننده مثل اسيد نيتريك ، مقاومت كمتر در برابر حلالها و داراي محدوديت حرارتي پايينتر مي باشد . خزش در درجه حرارتهاي محيط يا سيلان سرد از نقطه ضعفهاي پلاستيك ها بويژه ترموپلاستها مي باشد.

پلاستيك ها : ترموستها و ترموپلاست ها

ترموپلاست ها با افزايش درجه حرارت نرم مي شوند و موقعي كه سرد مي شوند به سختي اوليه باز مي گردند . اكثر آنها را مي توان ذوب نمود .

ترموست ها با افزايش درجه حرارت سخت مي شوند و با سرد شدن سختي خود را حفظ مي كنند و با حرارت دادن تحت فشار شكل مي گيرند و تغيير شكل مجدد آنها ممكن نيست ( قراضه آن قابل استفاده نيست ) .

خواص پلاستيكها را مي توان با افزودن مواد نرم كننده ، سخت كننده و فيلر بطور قابل ملاحظه اي تغيير داد . پلاستيكها مانند فلزات خورده نمي شوند .

در جداول زير به مقايسه ترموپلاست ها و ترموست ها از نظر خواص فيزيكي و مكانيكي ميپردازيم.

ترمو پلاستها

نام ماده استحكام كششي انعطاف پذيري % سختي راكول مدول الاستيسيته وزن مخصوص
Pvc سخت 6000 20 - 2 110 400 4/1
نايلون 10000 45 110 400 14/1
فلورو كربنها 2500 250-100 70 60 13/2
متيل متا اكرپلات 8000 5 220 420 19/1
پلي پروپيلن 5000 700-10 90 200 91/0

ترموستها

نام ماده استحكام كششي انعطاف پذيري % سختي راكول مدول الاستيسيته وزن مخصوص
اپوكسي 10000 0 90 1000 1/1
فئوليكها 7500 0 125 1000 4/1
پلي استر ها 4000 0 100 1000 1/1
سيليكونها 3500 0 89 1200 25/1
اوره 7000 0 115 1500 48/1

حال به توضيح سه مورد از هر جدول ميپردازيم :

1 . ترمو پلاستها

فلورو كربنها :

تفلون و كل اف و فلورو كربنها فلزات نجيب پلاستيكها هستند به اين معني كه تقريبا در تمام محيطهاي خورنده تا دماي 550 درجه فارنهايت مقاوم هستند . اينها از كربن و فلور ساخته شده اند اولين تترا فلوراتيلن توسط دوپنت توليد شد و تفلون نام گرفت .تفلون علاوه بر مقاومت خوردگي ، داراي ضريب اصطكاك كمي است كه مي تواند مانند يك روغن كار سطح فلزاتي كه بر روي هم سايش دارند از خورده شدن در اثر اصطكاك (خوردگي فيزيكي) محافظت كند.

پلي ونيل كلرايد(پي .وي .سي ) :

اين ماده اساسا سخت است ولي با اضافه كردن مواد نرم كننده و وينيل استات ميتوان آنرا نرم نمود . كاربرد اين ماده در لوله ها و اتصالات ، دودكشها ، هواكشها، مخازن و روكشها مي باشد .

پلي پروپيلن :

پلي پروپيلن ، پرو فاكس و اسكان براي اولين بار در ايتاليا بوجود آمدند و داراي مقاومت حرارتي و خوردگي بهتري نسبت به پلي اتيل بوده و همچنين از آن سخت تر هستند .براي ساخت والو ها ، بطريهايي كه توسط حرارت استريل مي شوند و لوله و اتصالات به كار مي رود.

2 . ترموستها

سيليكونها :

سيليكونها داراي مقاومت حرارتي بسيار خوبي هستند . خواص مكانيكي با تغيير درجه حرارت تغيير كمي ميكند .يكي از مواد تشكيل دهنده اين ماده سيليسيم است كه ديگر پلاستيكها چنين نيستند. سيليكونها بعنوان تركيبات قالبگيري ، رزينهاي ورقه اي و بعنوان عايق در موتورهاي برقي استفاده مي شود اما مقاومت آنها در مقابل مواد شيميايي كم است.

پلي استرها :

پلاستيكهاي پلي استر ، داكرون ، ديپلون و ويبرين داراي مقاومت خوردگي شيميايي ضعيفي هستند .مورد استفاده اصلي پلي استر ها در كامپوزيتها بصورت الياف مي باشد . مثلا كامپوزيت پلي استر تقويت شده و شيشه داراي چنا ن مقاومتي ميشود كه در بدنه اتومبيل و قايق مورد استفاده مي گردد.

فنوليكها :

مواد فنوليكي(باكليت) ،دارز ، رزينوكس از قديمي ترين و معروفترين پلاستيكها هستند .اين مواد عمدتا بر اساس فنول فرم آلدئيدها هستند. كاربردهاي آن عبارتند از : بدنه راديو ، تلفن ، پريز ، پمپ ، سر دلكو و غلطكها.

+ نوشته شده در  87/06/20ساعت 15  توسط tehran  | 

مايش 1

  • روش کار:


ازعينک ايمني استفاده شود.
1-توسط ماليدن FeCl3 خشک بر روي يک مقواي نازک يا پوستر، سطحي را براي نوشتن آماده مي کنيم و از محلولهاي بي رنگ زير براي بدست آوردن رنگهاي متفاوت در نقاشي استفاده مي کنيم: تيو سيانات پتاسيم براي رنگ قرمز (KSCN) ،فرو سيانات پتاسيم K4Fe(CN)6 براي رنگ آبي و اسيد تانيک (C76H52O46) براي رنگ سياه.
2- بوسيله ماليدن مخلوطي از فروسيانيد پتاسيم خشک و سولفات آمونيم خشک بر روي يک کاغذ پوستر، سطحي را براي نوشتن آماده کرده و روي آن را بوسيله قلم مويي که در آب فرو برده مي شود نقاشي مي کنيم. محصول آبي رنگ است.
3- يک تکه کاغذ را در محلول تيو سيانات غليظ مي خيسانيم ،وقتي که کاغذ خشک شد، انگشت خود را در محلول رقيق کلريد آهن (III) فرو کرده و يک تصوير خونين بر روي کاغذ رسم مي کنيم.

  • واکنش ها

SCN-(aq) + Fe3+(aq) ---> Fe(SCN)2+(aq) قرمز
4K+(aq) + Fe2+(aq) + [Fe(CN)6]3-(aq) ---> Fe3+(aq)+ K4Fe(CN)6(aq) آبي
tannic acid + Fe3+
(aq) ---> Fe(III)tannate سياه

  • نکته

يک آزمايش مطلوب انگشت خونين است. چندين ورق کاغذ مانند مرحله1 آماده کرده و آنها را در يک ظرف با دهانه بزرگ نگهداري مي کنيم. و بطور غير واقعي انگشت خود را با سوزن سوراخ کرده و سريع انگشت خود را در محلول Fecl3 وارد مي کنيم و با خون بر روي کاغذ ترسيم مي کنيم. دست خود را بعد از اين آزمايش مي شوئيم.

 

 

 

آزمايش2

 

بر روي يک قطعه کاغذ بزرگ سؤالي با مرکب صورتي نوشته مي شود ،وقتي که کاغذ با شعله گرم شود،نوشته صورتي ، آّبي شده و جواب پديدار مي شود.

  • روش کار:

از عينک ايمني استفاده مي شود ودر حين کار با  کبالت کلريد از دستکش استفاده مي کنيم.
1- نام يک ترکيب و فرمول آن مثلا آمونيم کلريد (NH4Cl) را براي نمايش انتخاب مي کنيم.
2- با استفاده از يک قلم موي کوچک و محلول A عبارت NH4Cl را در پائين يک کاغذ بزرگ نوشته و فرصت مي دهيم تا کاغذ خشک شود.
3- وقتي براي شروع آزمايش آماده شديم، در قسمت بالاي کاغذ و با قلم موي ديگر و محلول B، مي نويسيم: «فرمول شيميايي کلريد آمونيم چيست»
4- يک چراغ بونزن را برداشته و به دقت روي کاغذ را حرارت مي دهيم (با احتياط)
5- سؤال به رنگ آبي تبديل خواهد شد (در صورت حرارت دادن بيشتر سياه مي شود) و فرمول آن در پائين کاغذ ظاهر مي شود.

  • واکنش:

محلول کلريد کبالت که به عنوان مرکب براي نوشتن سؤال استفاده شد. ضمن خشک شدن، آب از دست داده و سؤال نوشته شده تغيير رنگ مي دهد.
کمپلکس صورتي کبالت شامل 6 مولکول آب است که با تغيير آن به 2 مولکول آب کمپلکس آبي رنگ مي شود.

[CoCl2(H2O)6] ---> [CoCl2(H2O)2] + 4H2O

به دليل اينکه بين کاغذ و مرکب هاي مختلف استفاده شده براي نوشتن در حين خشک شدن، واکنشهاي آب زدائي اتفاق مي افتد، پاسخ به صورت يک نوشته پر رنگ ظاهر مي گردد.
محلول A: در اين مورد مي توان از سرکه ،آب ليمو يا محلول 10 درصد کلريد –آمونيم يا سولفات آمونيم آهن (III) استفاده کرد.
محلول B: محلول 10 درصد کبالت کلريد  است.

  • نکته ها:

1- اگر چه اسيد سولفوريک نيز باعث زغالي شدن کاغذ مي شود ولي استفاده از آن به عنوان محلول A توصيه نمي شود.
2- سعي مي کنيم غلظت محلول ها را تا زمان رسيدن به اثر مطلوب تغيير دهيم.
3- کلريد کبالت سمي است و از دستکش استفاده مي کنيم.
4- براي تنوع سعي مي کنيم محلول B را با محلول رقيق آمونياک حاوي چند قطره معرف فنل فتالئين تغيير دهيم. با حرارت، محلول ارغواني بازي بيرنگ خواهد شد. (بدليل تبخير آمونياک)
5- مي توانيم با يک سشوار قوي و يا نگهداشتن بر روي يک صفحه داغ، کاغذ را خشک کنيم.

 

 

  • منابع:

1- نمايشهاي شگفت انگيز شيمي سومر لين ، ايلي ترجمه دکتر مجيد هروي
2- روشهاي عملي آزمايشهاي شيمي دکتر زهره حبيبي-صادق احمدي –الهه نيکو سپهر

+ نوشته شده در  87/06/20ساعت 15  توسط tehran  | 

  • گه داشتن يک سوزن يا تيغ روي آب

1-  با استفاده از يک  دستمال کاغذي به آرامي سوزن يا يک تيغ نازک را روي سطح آب داخل يک ظرف قرار دهيد و با احتياط دستمال کاغذي را به داخل آب هل دهيد. به جاي دستمال کاغذي از کاغذ يا چنگال نيز مي توانيد استفاده کنيد. کشش سطحي آب باعث مي شود با اين که چگالي سوزن از آب بيشتر است، در آب فرو نرود.

2- يک قطره مايع ظرفشويي روي سطح آب بيندازيد، بلافاصله سوزن فرو مي رود. در واقع مايع ظرفشويي کشش سطحي آب را ک�� مي کند و باعث فرو رفتن سوزن مي شود.

 

 

  • استعداد آب در خوردن سکه!

يک ليوان يا شيشه با دهانه گشاد را روي ميز قرار دهيد و آن را تا لبه از آب پر کنيد، به نحوي که آب لبريز نشود و ديواره خارجي ليوان خشک بماند. حال تعدادي سکه يا کليد را به آرامي داخل آب بيندازيد.

خواهيد ديد که تعداد غير قابل تصوري سکه در آب جاي مي گيرد بدون آن که آب از ليوان بيرون بريزد. در واقع کشش سطحي آب کمک مي کند تا سطح آب برآمده شده و از لبه هاي ليوان هم بالاتر برود.

 

 

 

  • فرار چوب کبريت ها

دو عدد چوب کبريت را به طور موازي و با فاصله کم روي سطح آب قرار دهيد. نوک چوب کبريت سوم را آغشته به مايع ظرفشويي کرده و در ميان اين دو با سطح آب تماس دهيد. چوب کبريت ها به سرعت از هم دور مي شوند.

در واقع مايع ظرفشويي کشش سطحي را در بين دو چوب کبريت کاهش مي دهد و کشش آب از دو طرف چوب کبريت ها را از هم دور مي کند.

 

  • قايق صابوني

يک قايق کاغذي بسازيد. يک شکاف در عقب قايق به وجود آورده و تکه اي صابون را در آن قرار دهيد. اين قايق را روي سطح آرام آب در يک ظرف بزرگ قرار دهيد. کاهش کشش سطحي در عقب قايق و کشش سطحي آب از جلوي قايق باعث حرکت آرام قايق مي شود. در واقع صابون به عنوان سوخت قايق به کار رفته است.

 

  • رنگ کردن با آب !

محلولي از رنگ خوراکي (که در شيريني پزي ها استفاده مي شود) در آب بسازيد. سپس قسمت انتهايي ساقه يک گل ميخک تازه را بريده و آن را از قسمت بريده شده در اين محلول قرار دهيد. پس از 24 ساعت رنگ گلبرگ ها را مشاهده کنيد.

مي توانيد براي به دست آوردن نتيجه جالب تر، ساقه گل را از و سط بشکافيد و نصف آن را در يک محلول و نصف ديگر را را در محلولي با رنگ ديگر قرار دهيد تا يک گل ميخک رنگ و وارنگ به دست آوريد.

اين آزمايش ها را با گل هاي مختلف و گياهاني مانند کرفس نيز مي توانيد تکرار کنيد.

 

 

  • جريان هاي داراي جاذبه

با مداد چهار سوراخ در يک ليوان يک بار مصرف ايجاد کنيد. سوراخ ها بايد نزديک به هم و در يک خط مستقيم و در قسمت پايين ليوان ايجاد شوند. ليوان را از آب پر کنيد. جريان هاي آب ضمن خارج شدن از چهار سوراخ، به هم مي پيوندند و يک جريان يا گاهي دو جريان تشکيل مي دهند. در واقع پيوند هيدوژني بين مولکول هاي آب، جريان هاي مجزا را به سمت هم مي کشد.

اگر جريان ها به طور خود به خود به هم نپيوستند، مي توانيد آن ها را با هدايت دست به بچسبانيد.

 

  • اثر جسم باردار روي جريان آب

اين آزمايش در کتاب درسي (شيمي 1) نيز هست، که بر اساس آن يک جسم باردار (مانند يک شانه) مي تواند باريکه آب را از مسير خود منحرف کند. در واقع مولکول هاي قطبي آب از قطب ناهمنام به سمت جسم باردار مي چرخند و جذب آن مي شوند.

+ نوشته شده در  87/06/20ساعت 15  توسط tehran  | 

نور شيمي {فتو شيمي (Photo Chemistry)} ، شامل بررسي نوع خاصي از واکنش شيميايي است. نور شيمي با برهم‌کنش بين يک فوتون و يک مولکول ، نيز تغييرات شيميايي و فيزيکي بعدي ، ناشي اين برهم کنش ، سروکار دارد.

تصوير

نگاه اجمالي
چون آغاز حيات به کمک نور خورشيد بوده ، لذا اين عقيده عموميت پيدا کرد که درک فرايندهاي آغاز شده توسط نور ، درک خود زندگي است و اگر چه هيچ کس اطمينان ندارد که زندگي را بدرستي درک کرده باشد ، اما آگاهي و دانش نسبت به بسياري از فرايندهاي نور شيمي در حد کمال است. فرايندهاي نور شيمي براي ادامه حيات در روي زمين اهميت زيادي دارند. اهميت نور شيمي ، بيشتر در اين امر نهفته است که بشر و طبيعت هر دو آن را بخوبي به خدمت مي‌گيرد.
سير تحولي و رشد
بشر آگاه از زمان‌هاي بسيار دور با اثر نور بر ماده آشنا بوده است. مثلا روميان مي‌دانستند که نور خورشيد براي رشد گياهان لازم است. همچنين آنها مي‌دانستند که نور آفتاب بر وسايل رنگي اثر تخريبي دارد. در آن ايام ، از انرژي خورشيدي استفاده عملي نمي‌کردند، جز اينکه معروف است که سربازان “اسکندر” دستبندي از الياف رنگين داشتند که به عنوان ساعت از آن استفاده مي‌کردند، زيرا با گذشت زمان رنگ آن تغيير مي‌کرد.

در اواخر قرن هيجدهم ، “هيلز” ، فرآيند فتوسنتز را توضيح داد. پس از آن فيزيکدانان و شيمي‌دانان به اين موضوع علاقمند شدند و از آن به بعد ، مطالب مربوط به نور شيمي گسترش يافت. در آغاز ، بررسي‌هاي نورشيمي در کشورهاي حوزه‌ مديترانه گسترده در زير تابش عظيم خورشيد توسعه يافت. “سيميسيان” و “سيلبر” در سال 1900 در بولوني ، گزارش‌هاي علمي در مورد استفاده از نور خورشيد در تغييرات شيميايي چاپ نمودند و توضيح دادند که اين واکنش‌ها بسيار جالب هستند.

چهل و پنج سال بعد ، “شونبرگ” و “مصطفي” در مصر در مورد واکنش‌هاي دسير شدن ، حذف و حلقه‌سازي که همه توسط نور خورشيد انجام شد، کشف جالبي نمودند. پس از آن واکنش‌هاي نور شيمي زيادي در فاز گازي انجام شد. در سال‌هاي بعد درباره کار “سيلبر” و “مصطفي” مطالب نظري زيادي به چاپ رسيد. رابطه‌ي منطقي بين ماده و نور و مفهوم کوانتيده بودن انرژي از نظريه پلانک نتيجه گرفته شد و “آلبرت انيشتين” قاعده مهمي را فرموله کرد:« براي اينکه ترکيبي در يک واکنش شرکت کند، بايد نور جذب نمايد.»

در سال‌هاي اخير ، فرآيندهاي نور شيمي توسعه فراوان يافتند.

تصوير

فرآيندهاي نور شيمي
در فرآيند نور شيمي ، نور همراه يکي از اجزاي واکنش کننده است. در نور شيمي ، اثرات فيزيکي و شيميايي برانگيختگي الکتروني حاصل از اثر تابش الکترومغناطيسي با ماده ، مورد بررسي قرار مي‌گيرد. تابش الکترومغناطيسي طيف گسترده‌اي از فيزيک امواج است که از طول موج کوتاه اشعه گاما تا طول موج‌هاي راديويي و تلويزيوني را شامل مي‌شود. اشعه ايکس و اشعه گاما ،‌ باعث يونيزه شدن مولکول‌ها مي‌شوند.

در حالي که آنچه در نور شيمي بيشتر مد نظر است، برانگيختگي الکتروني است. لذا به طول موجهاي زير قرمز و فرابنفش ، توجه خاص معطوف مي‌شود. همچنين واکنش‌ها ، تفکيک پذيري‌ ، ايزومري شدن و نشرنور توسط اتم‌ها و مولکولهاي برانگيخته‌ ترکيبات شيميايي ، هسته‌ اصلي فتوشيمي ( نور شيمي ) هستند.
هدف نور شيمي امروزي

* پاسخ به تقاضا براي انواع واکنشهاي جديد و کلي
* جستجو براي ارائه نظريه‌هاي استادانه در مورد عوامل کنترل کننده انتقالات حالت برانگيخته.

تصوير

کاربرد نور شيمي در زندگي

* فتوسنتز از انرژي خورشيد براي توليد کربوهيدرات از دي‌اکسيد کربن و آب و همچنين افزايش يا برگشت اکسيژن به هوا استفاده مي‌کند.

* نور با تغييراتي که در گازها و ذرات معلق در اتمسفر ايجاد مي‌کند، باعث اصلاح ترکيبات ساختاري و شيميايي آنها شده و لذا از حيات بر روي زمين محافظت مي‌کند. در واقع توليد مولکول‌هاي پيچيده‌ي حيات از مولکول‌هاي کوچک خود ، باعث ادامه حيات مي‌شود.

* کاربرد نور در سنتز مواد جديد ، چه براي مصارف بيولوژيکي و چه صنعتي است.

* بينايي در موجودات زنده يک فرايندي نور شيميايي است

+ نوشته شده در  87/06/20ساعت 15  توسط tehran  | 

در پزشكي و زيست‌شناسي، ويژگي‌هاي منحصر به فرد نانومواد به منظورهاي مختلفي به كار گرفته مي‌شوند. واژه‌هايي نظير نانوتكنولوژي زيست‌داروها،‌ بيونانوتكنولوژي و نانوپزشكي براي توصيف اين دانش تلفيقي به‌كار مي‌روند.
كارآيي ساختارها و مولكول‌هاي زيستي هنگامي كه نانومواد به آن‌ها اضافه مي‌شوند،‌افزايش مي‌يابد. مقياس اندازه‌ي نانومواد در حدود مقياس ساختارها و مولكول‌هاي زيستي است. بنابراين نانو مواد مي‌توانند براي كاربردها و تحقيقات زيست‌پزشكي هم در محيط‌هاي طبيعي و هم در محيط‌هاي مصنوعي به‌كار گرفته شوند.
تركيب در زمينه‌ي نانومواد و زيست‌شناسي به ايجاد و توسعه‌ي ابزارهاي تشخيصي، عامل‌هاي هم‌سنجي ابزارهاي تحليل، كاربردهاي درمان فيزيكي و حامل‌هاي تحويل دارو و ... منجر شده است..

تحويل دارو

كل مصرف دارو و نيز عوارض جانبي آن به‌وسيله‌ي جاي‌گزيني مناسب حامل فعال دارو صرفا در موضع درد و محل تمركز بيماري به طور قابل ملاحظه‌اي كاهش مي‌يابد. اين دسترسي انتخابي به محل مورد نظر، هزينه‌هاي مادي و نيز رنج‌هاي انساني بسياري را كاهش مي‌دهد. مواد نانو متخلخل نمونه‌اي از موادي هستند كه در‌حالي‌كه از ملكول‌هاي كوچك دارو نگه‌داري مي‌كنند، آن‌ها را به محل موردنظر كه از پيش تعيين شده، انتقال مي‌دهند.
روش ديگري براي كاهش مصرف دارو به‌كارگيري سيستم‌هاي الكترومكانيكي كوچك است.هدف از بكارگيري اين سيستم‌ها، آزاد كردن فعال داروهاست. مثلا از اين روش براي درمان سرطان به‌وسيله‌ي نانوذرات آهن يا پوسته‌هاي طلا استفاده‌مي‌شود.

مهندسي بافت

نانوتكنولوژي مي‌تواند به بازتوليد و نيز بازسازي بافت‌هاي تخريب ‌شده و معيوب كمك كند. اين كار توسط «مهندسي بافت» انجام مي‌شود. مهندسي بافت به زودي جاي‌گزين درمان‌هاي متعارف امروزي نظير پيوند عضو، القاء مصنوعي و .. مي‌شود.
بخشي از عمليات مهندسي بافت استفاده از نانومواد براي تكثير سلول‌هاي برانگيخته به روش مصنوعي است.
بايد توجه كرد كه راه‌بردها و دستاوردهاي مهنديسي بافت،‌ بايد در چارچوب موازين اخلاقي قرار داده شود. به همين منظور بحث‌هاي گسترده‌اي در سطح بين‌المللي مطرح است و به تدريج قوانين متعددي در اين زمينه به تصويب مي‌رسد.


كاربردهاي نانو در شيمي


روش‌هاي كاتاليز و فيلتراسيون (تصفيه) شيميايي دو مثال برجسته از زمينه هايي هستند كه نانوتكنولوژي همواره در آن‌هاي موثر بوده است.
همان‌طور كه مي‌دانيم تركيب مواد مختلف،‌فر‌اورده‌هاي جديدي با ويژگي‌هاي متفاوت شيميايي ( و اگر بتوانيم فرآيند واكنش را به نوعي كنترل كنيم موادي با ويژگي‌هاي متفاوت و مناسب )‌توليد مي‌كند.
بنابراين به اين معنا شيمي در حقيقت با دانش نانو ارتباطي نزديك دارد.
به طور مختصر، شيمي نانومواد جديدي توليد مي‌كند. به يك معني همه‌ي تركيبات شيميايي مي‌توانند توسط نانوتكنولوژي توضيح داده شوند.

كاتاليز

سودمندي استفاده از نانومواد به عنوان كاتاليزگرهاي شيميايي به‌دليل نسبت بزرگ سطح به حجم اين مواد است. نانوذرات مي‌توانند در كاتاليز در سلول‌هاي سوختي، مبدل‌هاي كاتاليك و حتي ابزارهاي كاتاليز نوري به‌كار گرفته شوند.

فيلتراسيون (تصفيه)

نانوشيمي در فرآيند تصفيه فاضلاب‌ها، تصفيه‌ي هوا، در دستگاه‌هاي ذخيره‌سازي انرژي و ... نقش مهمي بازي مي‌كند.
روش‌هاي مكانيكي و شيميايي مي‌توانند براي تكنيك‌هاي تصفيه مورد استفاده قرار گيرند. يكي از اين مراحل تصفيه استفاده از غشاهايي با سوراخ‌هايي به اندازه‌ي مناسب است، به‌وسيله‌ي اين روش مايع در ميان غشا فشرده مي‌شود. غشاهاي نانومتخلخل براي تصفيه‌ي مكانيكي مي‌توانند از  نانولوله‌ها تشكيل شوند و منافذي بسيار كوچك،‌ حتي كوچك‌تر از 10 نانومتر داشته باشند.
اساسا نانو تصفيه براي تفكيك يون‌ها و جداسازي سيالات به‌كار گرفته مي‌شود.
نانوذرات مغناطيسي روشي كارآمد و موثر براي زدودن آلاينده‌هاي فلزهاي سنگين از فاضلاب‌ها به كمك استفاده از شگرد جداسازي مغناطيسي است.
استفاده از ذرات نانومغناطيس، بازده جذب آلاينده‌ها را افزايش مي‌دهد و نسبت به روش‌هاي سنتي تصفيه، ارزان‌تر است.


كاربردهاي نانو در انرژي


پيشرفته‌ترين طرح‌هاي نانوتكنولوژي كه به نوعي به انرژي مربوط‌اند عبارت‌اند از:
ذخيره‌سازيف تبديل، توليد بهينه بوسيله‌ي كاهش آهنگ فرآيندها و مواد، صرفه‌جويي انرژي (به عنوان مثال به وسيله‌ي عايق‌سازي گرمايي بهتر) و منابع انرژي تجديد‌پذير پيشرفته.

كاهش مصرف انرژي

روشي عملي براي كاهش مصرف انرژي،‌عايق‌بندي بهتر سيستم‌هاست.
اين كار با استفاده از سيستم‌هاي كارآمدتر سوخت و روشنايي، استفاده از مواد سبك‌تر با استحكام بيشتر در صنعت حمل و نقل و ... قابل حصول است.
لامپ‌هاي متداول امروزي صرفا حدود 5 درصد انرژي الكتريكي را به نور تبديل مي‌كنند. دستاوردهاي نانوتكنولوژي نظير ديودهاي گسيل نوري (LED) به كاهش شديد مصرف انرژي در وسايل روشنايي ‌زا مي‌انجامد.

افزايش كارآيي توليد انرژي

بهترين سلول‌هاي خورشيدي امروزي لايه‌هايي از چندين نيمه‌رساناي مختلف است كه روي هم قرار دارند و به اين ترتيب نور با انرژي‌هاي مختلف (بسامدهاي مختلف) را جذب مي‌كنند.
اين سلول‌ها ، صرفا از 40 درصد انرژي خورشيدي استفاده مي‌كنند.
نانوتكنولوژي بازده تبديل انرژي را به كمك استفاده از نانوساختارهايي با پيوستاري از شكاف‌هاي انرژي، افزايش مي‌دهد.
ميزان بازده موتور احتراق داخلي حدود 30 درصد تا 40 درصد در لحظه است.
نانوتكنولوژي مي‌تواند اين بازده را به‌وسيله‌ي طراحي كاتاليزگرهاي ويژه‌اي با بيشينه سطح ممكن افزايش دهد.

استفاده از سيستم‌هاي انرژي دوست‌دار محيط

سلول‌هاي سوختي كه توان خود را از سوخت هيدروژن تامين مي‌كنند نمونه‌اي از چنين سيستم‌هايي هستند.
اين سلول‌ها بر مبناي استفاده از انرژي‌هاي تجديدپذير توليد شده‌اند (البته به طور ايده‌آل).
نانوتكنولوژي مي‌تواند در كاهش بيشتر آلاينده‌هاي توليد شده در موتورهاي احتراق نقش موثري داشته باشد. اين كار توسط فيلترهاي نانومتخلخل، يا با پوشش‌ كاتاليزوري روي ديواره‌هاي سيلندر و يا با نانوذرات كاتاليزوري به عنوان ماده افزودني به سوخت، انجام مي‌شود.

باتري‌هاي بازيافتي

به خاطر چگالي انرژي نسبتا پايين باتري‌ها، زمان كاركرد آن‌هاي محدود است. بنابراين آن‌ها به تعويض يا شارژ مجدد نياز دارند.
به كمك صنعت نانو مي‌توان باتري‌هايي با  ظرفيت انرژي بالاتر يا باتري‌هايي قابل شارژ و يا حتي ابرخازن‌هايي با ميزان شارژكنندگي بيشتر – كه از نانو مواد در آن‌ها استفاده مي‌شود – طراحي و توليد كرد

+ نوشته شده در  87/06/20ساعت 2  توسط tehran  | 

 درمورد فرآيند‌هاي زيستي كنجكاو هستيد و از حل معما ،طراحي آزمايش، ويا كار با اعداد و ارقام و رايانه لذت مي‌بريد، فرصت‌هاي هيجان‌انگيزي دربيوفيزيك در انتظار شماست.

بيوفيزيك دانشي ميان‌رشته‌اي است كه در مرز مشترك رياضي، فيزيك، شيمي، زيست‌شناسي،وحتي كامپيوتر قرار دارد. دانش‌مندان دراين رشته با به‌ كارگيري قوانين حاكم براين علوم به مطالعه‌ي چگونگي كاركرد موجودات زنده مي‌پردازند.

موضوعاتي هم‌چون تئوري اطلاعات، علوم كامپيوتر، هوش مصنوعي، وسايبرنتيك(الگوسازي از روي موجودات زنده) ازجمله موارد مطالعات بيوفيزيك‌دان‌ها هستند.

تلاش براي ساخت حافظه‌هاي كامپيوتري با الگوگيري ازمولكول DNA، ساخت زيردريايي، رادارهاي صوتي، بررسي آثار امواج ماكرويووامواج الكترومغناطيسي بي‌سيم‌ بر مغز، توليد الكتريسيته توسط جان‌داران زنده و... مسائلي عملي پيش روي پژوهش‌گران در اين عرصه است.

به طور كلي به علومي كه سعي مي‌كنند پديده‌هاي طبيعت را به طريق علمي توصيف كنند، علوم طبيعي گفته‌ مي شود. بر اساس يك تقسيم ‌بندي تاريخي وسنتي بررسي و توصيف پديده‌هاي جهان زيست‌مند بر عهده‌ي زيست‌شناسان و تحليل پديده‌هاي جهان بي‌جان بر دوش فيزيك‌دانان نهاده شده است. اما لحظه‌اي تأمل كنيد! مگر ماده‌ي تشكيل‌ دهنده‌ي اين دو جهان يكسان نيستند؟ مگر آبي كه بخش بزرگي از جرم بدن ما را تشكيل مي‌دهد، همان تركيب H2O با همان ويژگي‌هاي آشناي فيزيكي وشيميايي نيست؟ ومگر تركيبات تشكيل ‌دهنده‌ي بدن موجودات زنده از عناصري غير از عناصر جدول تناوبي ساخته شده است؟.....
اكنون دانش‌مندان متقاعد شده‌اند كه اين مواد همانندند وبنا براين طبيعي است كه درپي اين باشند كه دست‌كم بخشي از جهان زيست‌مند را به كمك قوانين فيزيك تحليل كنند.


بيوفيزيك‌دانان سعي مي‌كنند بفهمند كه مغز چگونه اطلاعات را پردازش و ذخيره‌سازي مي‌كند؟، قلب چگونه خون را به داخل رگ‌ها پمپ مي‌كند؟، ماهيچه‌ها چگونه منقبض مي‌شوند؟، گياهان چگونه در فر‌آيند فتوسنتز نور را جذب مي‌كنند؟، ژن‌ها چگونه روشن وخاموش(فعال وغير‌فعال) مي‌شوند؟، وبسياري پرسش‌هاي ديگر ....

البته روان‌شناسان، زيست‌شناسان مولكولي و سلولي، دانش‌مندان علم ژنتيك، وبيوشيمي‌دان‌ها هم روي اين مباحث كار مي‌كنند ولي ديدگاه بيوفيزيك‌دانان اساسا از آن‌ها متفاوت است. بيوفيزيك‌دانان به طورويژه به فيزيك وشيمي‌-فيزيك فرآيند‌هاي زيستي توجه مي‌كنند ودر اين راستا از اندازه‌گيري، سنجش‌هاي كمي، وتحليل بيش‌ترين كمك را مي‌گيرند.

چالش‌هايي كه بيوفيزيك‌دانان با آن‌ها مواجه هستند در سطوح مختلفي قرار دارند. در بالاترين سطح بررسي چگونگي فرآيند انديشيدن، حس كردن، چشيدن، شنيدن، و ديدن در موجودات زيست‌مند قرار دارد. اين گروه از دانش‌مندان سازوكار‌ تنفس ونيز كاركرد سيستم دفاعي بدن موجودات زنده را مورد مطالعه قرار مي‌دهند. گروهي از ايشان هم به مطالعه‌ي فرآيند‌هاي زيستي در ابعاد تك سلول‌ها مي‌پردازند. آن‌ها تحقيق مي كنند كه سلول‌ها چگونه حركت مي‌كنند، تقسيم مي‌شوند، وبه محرك‌هاي محيطي پاسخ مي‌دهند ونيز چگونه به مواد اجازه‌ مي‌دهند به آن‌ها راه يابند ودرآن‌ها جابه‌جا شوند. برخي ديگر از اين دانش‌مندان هم به ساختار و رفتار زيست‌مولكول‌هاي سازنده‌ي سلول‌ها (مولكول‌هاي خيلي بزرگ مثل DNAوپروتئين‌ها) علاقه‌مندند. توانايي اين مولكول‌ها براي انجام فعاليت‌هاي زيستي‌ي پيچيده به ساختار سه بعدي و ويژگي‌هاي ديناميكي‌ي آن‌ها وابسته است.

خلاصه اين كه : كشف رابطه‌ي ساختار وعمل‌كرد پرسشي بنيادين در اين دانش است.

بنابراين همان طور كه در بالا اشاره شد بيوفيزيك به شاخه‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود:

(1) بيوفيزيك مولكولي
(2) بيوفيزيك سلولي
(3) بيوفيزيك جمعيت‌هاي سلولي
(4) بيوفيزيك فيزيولوژيك
(5) بيوفيزيك پرتوها و گرما
(6) بيوفيزيك نظري


خدمت بيوفيزيك به فيزيك

فيزيك‌دانان براي مطالعه‌ي سيستم‌هاي زيستي بايد به ابزار‌هايي مثل مكانيك آماري، كوانتم مكانيك، ترموديناميك غير تعادلي و... مجهز باشند.

مسائل زيستي به فيزيك‌ پيشه‌ها خدمت فراواني كرده‌است .مثلا به آن‌ها آموخته است كه ساخت موتور با بازدهي بالا و در ابعاد كوچك (حدود نانو متر) امكان‌پذير است يا اين‌كه آزمايش‌ باسلول‌هاي منفرد عملي است. هم‌چنين بيوفيزيك مسائلي را به جامعه‌ي فيزيك معرفي كرده است كه فيزيك‌دانان هنوز براي آن‌ها پاسخ‌هاي قانع كننده‌اي نيافته‌اند. مسائلي نظير پيچش پروتئين‌ها، ساز و كار خواندن اطلاعات از روي DNA، وعدم وجود تقارن چپ‌گرد و راست‌گرد از آن جمله‌اند.

خدمت بيوفيزيك به زیست فناوری 

نتايج تحقيقات بيوفيزيك‌پيشه‌ها تأثير گسترده‌اي بر زيست فناوري وداروسازي دارد. محققان اين عرصه ابزارهايي براي فهم اساس مولكولي بيماري‌هايي نظير ايدز(AIDS) فراهم مي‌كنند. آگاهي از چگونگي‌ي كاركرد پروتئين‌ها وغشاها، پايه‌اي براي طراحي منطقي داروها ارائه مي‌كند.و...

بیوفیزیک در ایران 

در ايران مؤسسه بين‌المللي تحقيقات بيوشيمي-بيوفيزيك دردانش‌گاه تهران با طراحي دقيق وپيش‌رفته وقابل مقايسه با مراكز بيوانفورماتيك در كشورهاي پيش‌رفته است. اين مركز با بهره‌مندي از اساتيد مجرب تا مقطع دكتري به تربيت دانش‌جو مي‌پردازد.

دانش‌گاه تربيت‌ مدرس هم دراين رشته در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري دانش‌جو مي‌پذيرد.

دانش‌جويان رشته‌هاي فيزيك وزيست‌شناسي مي‌توانند پس از شركت در آزمون كارشناسي ارشد در رشته‌ي بيوفيزيك تحصيلات خود را ادامه دهند.

بازار کار در ایران 

فارغ‌التحصيلان رشته‌ي بيوفيزيك علاوه بر دانش‌گاه‌ها ومؤسسات آموزش عالي مي‌توانند در مراكز تحقيقاتي مثل انستيتو پاستور، مركز تحقيقات ژنتيك وتكنولوژي زيستي، مركز تحقيقات غدد درون ريز ومتابوليسم، مركز تحقيقات پلي‌مر و....مشغول به كارشوند
+ نوشته شده در  87/06/20ساعت 1  توسط tehran  | 

سختي گير رزيني

 

سختي آب ناشي از يون هاي كلسيم و منيزيم و به مقدار كمتر تركيبات فلزاتي چون آهن ، منگنز و آلومينيم مي باشد .

از آنجايي كه سه فلز مذكور به مقادير جزئي در آب موجودند لذا اثر آن ها در سختي آب كم است.

به علت بروز مشكلات متعدد آب سخت ، در صنعت سختي آب را كاهش مي دهند. متداولترين روش براي حذف سختي آب ، استفاده از سختي گير هاي رزيني مي باشد. رزين ها ، كلسيم و منيزيم را با سديم تعويض كرده و آب سخت را به آب نرم تبديل مي كنند.

عمده ترين كاربرد دستگاه هاي سختي گير رزيني عبارتند از :

  • نرم كردن آب ديگ هاي بخار و مبدل هاي حرارتي

  • نرم كردن آب مورد نياز برج هاي خنك كننده و سيستم هاي سرمايشي

  • نرم كردن آب مصرفي صنايع رنگسازي و رنگرزي

اين شركت با در اختيار داشتن كادر مهندسي و اجرايي مجرب ، قابليت ساخت سختي گير هاي رزيني در دو نوع اتوماتيك و نيمه اتوماتيك را با در نظر گرفتن استانداردهاي روز دنيا دارا مي باشد.
 

مشخصات دستگاه هاي سختي گير رزيني شركت آب سان:

  • ساخته شده از ورق فولاد با ضخامت متناسب بر ظرفيت دستگاه

  • بدنه داخلي سختي گير با سه لايه رنگ اپوكسي پوشانده شده است.

  • قابليت تحمل فشار تا 6 بار

  • استفاده از رزين هاي كاتيوني با ظرفيت بالا

  • داراي آب پخش كن هاي مقاوم از جنس PVC

  • داراي عدسي هاي استاندارد و دريچه هاي بازديد در بالا و پايين
    (دستگاه هاي بالاي قطر 60 داراي دو دريچه در پايين مي باشند)

  • داراي دو مخزن آب نمك پلي اتيلن ، لوله كشي مناسب ، شير تخليه هوا و مانومتر

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 21  توسط tehran  | 

سختي گير رزيني

 

سختي آب ناشي از يون هاي كلسيم و منيزيم و به مقدار كمتر تركيبات فلزاتي چون آهن ، منگنز و آلومينيم مي باشد .

از آنجايي كه سه فلز مذكور به مقادير جزئي در آب موجودند لذا اثر آن ها در سختي آب كم است.

به علت بروز مشكلات متعدد آب سخت ، در صنعت سختي آب را كاهش مي دهند. متداولترين روش براي حذف سختي آب ، استفاده از سختي گير هاي رزيني مي باشد. رزين ها ، كلسيم و منيزيم را با سديم تعويض كرده و آب سخت را به آب نرم تبديل مي كنند.

عمده ترين كاربرد دستگاه هاي سختي گير رزيني عبارتند از :

  • نرم كردن آب ديگ هاي بخار و مبدل هاي حرارتي

  • نرم كردن آب مورد نياز برج هاي خنك كننده و سيستم هاي سرمايشي

  • نرم كردن آب مصرفي صنايع رنگسازي و رنگرزي

اين شركت با در اختيار داشتن كادر مهندسي و اجرايي مجرب ، قابليت ساخت سختي گير هاي رزيني در دو نوع اتوماتيك و نيمه اتوماتيك را با در نظر گرفتن استانداردهاي روز دنيا دارا مي باشد.
 

مشخصات دستگاه هاي سختي گير رزيني شركت آب سان:

  • ساخته شده از ورق فولاد با ضخامت متناسب بر ظرفيت دستگاه

  • بدنه داخلي سختي گير با سه لايه رنگ اپوكسي پوشانده شده است.

  • قابليت تحمل فشار تا 6 بار

  • استفاده از رزين هاي كاتيوني با ظرفيت بالا

  • داراي آب پخش كن هاي مقاوم از جنس PVC

  • داراي عدسي هاي استاندارد و دريچه هاي بازديد در بالا و پايين
    (دستگاه هاي بالاي قطر 60 داراي دو دريچه در پايين مي باشند)

  • داراي دو مخزن آب نمك پلي اتيلن ، لوله كشي مناسب ، شير تخليه هوا و مانومتر

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 21  توسط tehran  | 

 ازن Ozone
 

گاز ازن ( با فرمول شميايي O3) يكي از قوي ترين اكسيد كننده هاي موجود در طبيعت به شمار مي رود.

ازن در طبيعت به دو روش توليد مي شود، يكي تابش نور فرابنفش صاتع شده از خورشيد در طول موج 185nm و ديگري تخليه الكتريكي كه بصورت رعد و برق ره مي دهد و موجب توليد ازن از اكسيژن موجود در هوا مي شود.

ازن علاوه بر اينكه اكسيد كننده اي قوي بشمار مي رود در زمان بسيار كوتاهي ميكروارگانيسم ها را از بين مي برد.

ازن نيمه عمر بسيار كوتاهي دارد و پس از مدتي تبديل به اكسيژن خواهد شد.

فوايد و مزاياي استفاده از ازن

  • سازگار بودن با محيط زيست

  • بي خطر بودن براي كاربر و اپراتور

  • اقتصادي بودن استفاده از ازن

  • عدم توليد پساب هاي زيان بار براي محيط زيست

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 21  توسط tehran  | 

 ازن Ozone
 

گاز ازن ( با فرمول شميايي O3) يكي از قوي ترين اكسيد كننده هاي موجود در طبيعت به شمار مي رود.

ازن در طبيعت به دو روش توليد مي شود، يكي تابش نور فرابنفش صاتع شده از خورشيد در طول موج 185nm و ديگري تخليه الكتريكي كه بصورت رعد و برق ره مي دهد و موجب توليد ازن از اكسيژن موجود در هوا مي شود.

ازن علاوه بر اينكه اكسيد كننده اي قوي بشمار مي رود در زمان بسيار كوتاهي ميكروارگانيسم ها را از بين مي برد.

ازن نيمه عمر بسيار كوتاهي دارد و پس از مدتي تبديل به اكسيژن خواهد شد.

فوايد و مزاياي استفاده از ازن

  • سازگار بودن با محيط زيست

  • بي خطر بودن براي كاربر و اپراتور

  • اقتصادي بودن استفاده از ازن

  • عدم توليد پساب هاي زيان بار براي محيط زيست

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 21  توسط tehran  | 

پرتو فرا بنفش (UV) قادر است بدون نياز به مواد شيميايي افزودني كه غالبا تركيبات مضر جانبي ايجاد نموده و طعم آب را تغيير مي دهند، عمل ضدعفوني را بطور كامل انجام دهد. مزاياي ديگر دستگاههاي گندزدايي UV نصب ساده، هزينه هاي عملياتي پايين و حداقل فضاي مورد نياز  را شامل ميشود. روش UV براي ضدعفوني مكانهاي مسكوني، اداري و صنعتي مناسب ميباشد. آبهاي سطحي مانند درياچه ها، رودخانه ها و يا چاه هاي كم عمق، عموما بيشتر از منابع زيرزميني در معرض خطر آلودگي قرار دارند و همچنين نوسانات كيفيت‌ آب آنها بدليل تاثيرات فصلي و بارندگي بيشتر است. در طراحي دستگاههاي UV ميتوان اين نوع تغييرات قابل پيش بيني را منظور نمود. آبهاي زير زميني نيز بطور روزافزون عامل بيماريهاي آبي ناشي از باكتري ها و ويروس ها- ميكروبها ميباشند كه نور UV بطور آني آنها را خنثي مي نمايد. ساختار دستگاههاي UV در كليه سيستم مشابه است. خنثي سازي ميكروبها توسط تأثير آسيب رساني پرتو UV بر روي DNA ، ماده ژنتيكي موجود در كليه سلولهاي زنده صورت ميگيرد. در مورد موجودات بيماري زا، از تكثير آنها جلوگيري كرده و قابليت آنها در ايجاد بيماريهايي از قبيل بيماريهاي روده و معده كه از موارد اصلي منتج از نوشيدن آب آلوده ميباشد را از بين مي برد.

 

 

 

 

 

 

مقايسه كلر با UV براي گندزدايي آب

1. تنظيم دوز صحيح كلر براي ضدعفوني موثر فقط با دستگاههاي اندازه گيري گرانقيمت ميسر است.

2. تاثير ضد عفوني كننده كلر به ميزان PH آب بستگي دارد.كلر در آب با pH 7,8 به بالاكاملا بي اثر ميشود.

3. تاثير ضدعفوني كلر نياز به زمان دارد (حداقل نيم ساعت).

4. كلر با غلظت بالاتر از حد مجاز (mg/lit 0.2) سمي و خطرناك است.

5. كلر ايجاد آلرژي ميكند.

6. كلر عناصر مولد سرطان ايجاد مي كند (هيدروكربور هاي كلر).

7. كلر زنگ زدگي را تسريع مي كند.

8. كلر محيط زيست را آلوده مي كند.

9. كلر نياز به مراقبت شديد دارد و نشت گاز كلركشنده است.

خصوصيات سيستم گندزدايي با پرتو فرابنفش (UV) :

1. دستگاه UV مستقيما" در مسير لوله آب نصب ميشود.از اين نظر نياز به لوله كشي و فضاي اضافي ندارد.

2. سرويس و نگهداري دستگاه بسيار ساده است.

3. مصرف برق دستگاه بسيار كم است.

4. طول عمر لامپ ها در شرايط عادي مصرف بيشتر از يك سال است.

5. افت فشار آب در داخل دستگاه قابل اغماض است.

6. اشعه UV خواص فيزيكي و شيميايي آب را تغيير نمي دهد. از اين نظر آب را به مواد شيميايي آلوده نكرده و

بصورت طبيعي حفظ  ميكند. نوشيدن و استحمام در چنين آبي مفرح و لذت بخش است.

7. اشعه فرا بنفش عوامل بيماريزايي كه مسبت به كلر مقاوم هستند را مانند Legionella Pneumophilia و Pseudomonas Aeroginose را نيز از بين ميبرد.

8. دستگاه  استهلاك مكانيكي ندارد.

9. نيازي به نگهداري مواد شيميايي نيست.

 

بطور خلاصه مي توان گفت كه براي نابودي ميكرو اورگانيزم هاي مضر آب روش استفاده از پرتو فرابنفش بر استفاده از كلر برتري دارد. علاوه بر اين، سيستم فوق مزاياي خود را در مورد ايمني و حفاظت محيط زيست بخوبي نشان ميدهد. بكارگيريUV در مقايسه با روشهاي ديگر روشي بهينه و با ارزش مي باشد و سرمايه گذاري اوليه با توجه به تاثير چشمگير اين روش در كاهش آثار مخرب مواد شيميايي در محيط زيست و بهداشت جامعه كاملا مقرون به صرفه ميباشد.

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 21  توسط tehran  | 

پرتو فرا بنفش (UV) قادر است بدون نياز به مواد شيميايي افزودني كه غالبا تركيبات مضر جانبي ايجاد نموده و طعم آب را تغيير مي دهند، عمل ضدعفوني را بطور كامل انجام دهد. مزاياي ديگر دستگاههاي گندزدايي UV نصب ساده، هزينه هاي عملياتي پايين و حداقل فضاي مورد نياز  را شامل ميشود. روش UV براي ضدعفوني مكانهاي مسكوني، اداري و صنعتي مناسب ميباشد. آبهاي سطحي مانند درياچه ها، رودخانه ها و يا چاه هاي كم عمق، عموما بيشتر از منابع زيرزميني در معرض خطر آلودگي قرار دارند و همچنين نوسانات كيفيت‌ آب آنها بدليل تاثيرات فصلي و بارندگي بيشتر است. در طراحي دستگاههاي UV ميتوان اين نوع تغييرات قابل پيش بيني را منظور نمود. آبهاي زير زميني نيز بطور روزافزون عامل بيماريهاي آبي ناشي از باكتري ها و ويروس ها- ميكروبها ميباشند كه نور UV بطور آني آنها را خنثي مي نمايد. ساختار دستگاههاي UV در كليه سيستم مشابه است. خنثي سازي ميكروبها توسط تأثير آسيب رساني پرتو UV بر روي DNA ، ماده ژنتيكي موجود در كليه سلولهاي زنده صورت ميگيرد. در مورد موجودات بيماري زا، از تكثير آنها جلوگيري كرده و قابليت آنها در ايجاد بيماريهايي از قبيل بيماريهاي روده و معده كه از موارد اصلي منتج از نوشيدن آب آلوده ميباشد را از بين مي برد.

 

 

 

 

 

 

مقايسه كلر با UV براي گندزدايي آب

1. تنظيم دوز صحيح كلر براي ضدعفوني موثر فقط با دستگاههاي اندازه گيري گرانقيمت ميسر است.

2. تاثير ضد عفوني كننده كلر به ميزان PH آب بستگي دارد.كلر در آب با pH 7,8 به بالاكاملا بي اثر ميشود.

3. تاثير ضدعفوني كلر نياز به زمان دارد (حداقل نيم ساعت).

4. كلر با غلظت بالاتر از حد مجاز (mg/lit 0.2) سمي و خطرناك است.

5. كلر ايجاد آلرژي ميكند.

6. كلر عناصر مولد سرطان ايجاد مي كند (هيدروكربور هاي كلر).

7. كلر زنگ زدگي را تسريع مي كند.

8. كلر محيط زيست را آلوده مي كند.

9. كلر نياز به مراقبت شديد دارد و نشت گاز كلركشنده است.

خصوصيات سيستم گندزدايي با پرتو فرابنفش (UV) :

1. دستگاه UV مستقيما" در مسير لوله آب نصب ميشود.از اين نظر نياز به لوله كشي و فضاي اضافي ندارد.

2. سرويس و نگهداري دستگاه بسيار ساده است.

3. مصرف برق دستگاه بسيار كم است.

4. طول عمر لامپ ها در شرايط عادي مصرف بيشتر از يك سال است.

5. افت فشار آب در داخل دستگاه قابل اغماض است.

6. اشعه UV خواص فيزيكي و شيميايي آب را تغيير نمي دهد. از اين نظر آب را به مواد شيميايي آلوده نكرده و

بصورت طبيعي حفظ  ميكند. نوشيدن و استحمام در چنين آبي مفرح و لذت بخش است.

7. اشعه فرا بنفش عوامل بيماريزايي كه مسبت به كلر مقاوم هستند را مانند Legionella Pneumophilia و Pseudomonas Aeroginose را نيز از بين ميبرد.

8. دستگاه  استهلاك مكانيكي ندارد.

9. نيازي به نگهداري مواد شيميايي نيست.

 

بطور خلاصه مي توان گفت كه براي نابودي ميكرو اورگانيزم هاي مضر آب روش استفاده از پرتو فرابنفش بر استفاده از كلر برتري دارد. علاوه بر اين، سيستم فوق مزاياي خود را در مورد ايمني و حفاظت محيط زيست بخوبي نشان ميدهد. بكارگيريUV در مقايسه با روشهاي ديگر روشي بهينه و با ارزش مي باشد و سرمايه گذاري اوليه با توجه به تاثير چشمگير اين روش در كاهش آثار مخرب مواد شيميايي در محيط زيست و بهداشت جامعه كاملا مقرون به صرفه ميباشد.

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 21  توسط tehran  | 

نور يكي از مباحث و پديده هايي است كه از قرن هيجدهم دانشمندان را به خود معطوف كرده است . دوگانه بودن خواص نور ، يكي از مهم ترين عامل جذب ديگران به خود بوده است . الكترون ها نيز همانند نور داراي خواص موجي و مادي مى باشند ، هنگامى كه الكترون هاي يك اتم ، انرژي دريافت مي كنند به سطوح بالاي اتم مي روند كه حالت برانگيختن به اتم دست داده مي شود . هنگامي كه الكترون ها از سطوح انرژي بالاتر به سطوح انرژي پايين تر مي روند ، آن مقدار انرژى كه دريافت كرده اند را به صورت نور پس مي دهند .

ارتعاش اتم ها باعث توليد نور مي شود ، و نور گسيل شده از الكترون هاي يك اتم ، در يك جهت و راستا قرار دارند . اما نور هاي گسيلي از مجموعه اتم ها در تمام جهات و به خط مستقيم سير مي كنند . در ليزر نور هاي گسيلي در يك جهت و راستا است . نور را مي توان در فرآيند هاي فيزيكي ، واكنش هاي شيميايي ، سوختن و شكاف هاي هسته اي ، مشاهده كرد . قبل از شروع در مورد توليد نور در اين فرآيند ، بهتر است ابتدا بحثي در مورد گرما داشته باشيم . با پي بردن به ماهيت گرما ، مي توانيم نور را به آساني بشناسيم . گرما موجي است كه طول موجش بزرگتر از طول موج نور مرئي است .

هنگامي كه امواج گرما انرژي دريافت مي كنند ، طول موج آن ها كاهش مي يابد و با دريافت انرژي به طور متداول ، اين امواج در محدوده طيف رنگي ( نور مرئي ) قرار مي گيرند ، كه در اين حالت ما ، اين امواج گرما را به صورت نور مشاهده مي كنيم .اين امواج با دريافت انرژي بيشتر ، از محدوده نور مرئي خارج مي شوند ( مانند شكاف هاي هسته اي) . پس امواج گرما در دو حالت ، نامرئي هستند : امواجي كه طول موجشان بيشتر از طول موج پرتو فرو سرخ و همچنين امواجي كه طول موجشان كمتر از طول موج پرتو فرا بنفش است . با اين ايده ، عقيده همفري ديوي مبتني بر اينكه نور از تمركز گرما در يك نقطه ايجاد مي شود ، اثبات مي شود .

پس به اين نتيجه مي رسيم كه مبناي نور گرما ست . حال به بحث اول خود بر مي گرديم ، و ابتدا از توليد نور در فرآيند فيزيكي مي پردازيم : اگر به يك لامپ نگاه كرده باشيد متوجه مي شويد كه عامل روشنايي آن يك رشته فلزي است كه مي درخشد ، و يا اگر به يك آهن گداخته اي توجه كرده باشيد ، مي بينيد كه آهن بر اثر حرارت روشنايي بدست آورده است . اكنون مي خواهيم به عوامل انتشار نور در اين فرآيند ها بپردازيم : تمام مواد از ذرات بسيار ريزي ( مولكول ها و اتم ها ) تشكيل شده اند كه اين مواد پيوسته در حال حركتند . در ترمو ديناميك جنبش مولكول ها را گرما مي نامند ، پس مواد در خود گرما دارند ، بنابراين از مواد امواج گرمايي توليد مي شود . هنگامي كه اين مواد انرژي دريافت مي كنند ، امواج گرمايي آن ها نيز با دريافت اين مقدار انرژي طول موجشان كاهش پيدا مي كند ، ودر نتيجه در محدوده نور مرئي قرار مي گيرند .

فلز مقاوم رسانايي است كه مقاومت الكتريكي آن زياد است . هنگامي كه آن را در مدار مي گذاريم و جريان را از آن عبور مي دهيم ، الكترون هاي حامل انرژي در مدار ، بر اثر بر خورد با اتم هاي فلز ، مقداري از انرژي خود را به فلز منتقل مي كنند ، و از اين طريق امواج گرماي فلز ، انرژي دريافت مي كنند . و در نهايت ما اين امواج گرمايي را به صورت نور مشاهده خواهيم كرد . طرز و مبناي ساختار روشنايي لامپ اينگونه است . وهمچنين مي توان با حرارت دادن برخي از فلزات ، به امواج گرمايي آن ها انرژي داد . (البته موادي كه از اين طريق براي توليد نور مورد استفاده قرار مي گيرند ، بايد نقطه ذوبشان بالا باشد ، تا انرژي دريافتي باعث ذوب و تغيير حالتشان نشود ) . واكنش هاي شيميايي زماني رخ مي دهند كه در طي يك فرآيند ، پيوند ميان دو اتم يا دو يون شكسته شود و از طريق تشكيل پيوند جديد ، يك ماده جديد ايجاد مي شود .

براي شكستن پيوند مقداري انرژي مصرف و بر اثر تشكيل پيوند مقداري انرژي آزاد مي شود . انرژي مبادله شده در اين واكنش ها به صورت گرما ست . اگر گرما انرژي بيشتري را دريافت كند ، آنگاه به نور تبديل مي شود . پس اساس و پايه تبادل انرژي در واكنش هاي شيميايي ، انرژي گرمايي است . مي دانيم كه پيوندها بر اثر تبادل يا به اشتراك گذاشتن الكترون هاي لايه ظرفبت ايجاد مي شود . الكترون ها بر اثر اختلاف پتانسيل الكتريكي از نقطه اي به نقطه اي ديگر جابجا مي شوند . اگر الكترون از سطح انرژي بالاتر به سطح پايين تر برود ، مقداري از انرژي پتانسيل آن كاهش و به صورت انرژي جنبشي تبديل مي شود ، كه مي توان از انرژي آن در فعاليت هاي مختلف استفاده كرد . اما اگر بخواهيم الكترون را از سطح انرژي پايين به سطح بالا ببريم ، بايد مقداري انرژي به آن بدهيم . تشكيل و شكستن پيوندها نيز بر اساس ايجاد اختلاف پتانسيل الكتريكي است .

هنگامي كه پيوندي تشكيل مي شود ، الكترون هاي لايه ظرفيت يك اتم از سطح انرژي بالاتر ( اتمي كه الكتروگا تيوي آن كم است ) به سطح انرژي پايين تر (اتمي كه الكتروگاتيوي آن زياد است ) مي رود و درنتيجه در اين مسير مقداري انرژي آزاد مي كند . اما هنگامي كه پيوند شكسته مي شود ، الكترون از سطح انرژي پايين تر به سطح انرژي بالاتر منتقل مي شود ، كه براي اين كار انرژي لازم است . به همين دليل است كه شكستن پيوند گرماگير و تشكيل آن گرماده . در يك واكنش شيميايي فقط پيوند هايي كه حساس و ضعيف و يا در برابر پيوند هاي مواد ديگر ناپايدار هستند (ناپايداري پيوندها بر اثر اختلاف پتانسيل الكتريكي بين دو محدوده اتم ايجاد مي شود )، مي شكنند . و از طريق تشكيل پيوند جديد ، مواد جديدي حاصل مي شوند .

پس در يك واكنش شيميايي بر اثر شكسته شدن و تشكيل پيوندها ، گرما مبادله مي شود . انرژي يك واكنش شيميايي برابر است با مجموع انرژي آزاد شده بر اثر تشكيل پيوند ، و انرژي لازم براي شكستن پيوند . اگر انرژي لازم براي شكستن پيوندها كمتر از انرژي آزاد شده بر اثر تشكيل پيوند باشد ، آنگاه واكنش گرماده است ،كه در اين واكنش ها مي توان گرما و نور مشاهده كرد . سوختن تمام هيدروكربنات ها ، گرماده است .

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 21  توسط tehran  | 

پوست ، وسیعترین عضو بدن و محافظی قابل انعطاف است که رطوبت بدن را حفظ و بوسیله سیستم ایجاد گرما و سرما، بافت های بدن را محافظت می کند .

پوست از سه لایه تشکیل شده : درم ( میان پوست ) ، اپیدرم (بشره یا روپوست ) و لایه زیر جلدی . لایه زیر جلدی ، پوست را به بافت پوشاننده عضلات و استخوانها پیوند میدهد و بخش عمده آن شامل اعصاب ، عروق و لوبول های چربی است. چندی از وظایف دیگر پوست شامل موارد ذبل میباشد :

دفع بعضی از مواد مضر پدید آمده از فعالیتهای متابولیسمی
حفظ آنزیمها و هورمونها در درون بدن
محافظت بدن از صدمات حرارتی ، مکانیکی ، اشعه خورشیدی ، میکروبها و مواد شیمیایی
انتقال پیامهای حسی به مغز
شرکت در سیستم ایمنی بدن
ساختن ویتامین D
حفاظت از دست رفتن آب و سایر مایعات بدن
فعالیت در هوای آزاد جزئی از شیوه سالم زیستن است ، اما متاسفانه پوست در هوای آزاد در معرض خطر تشعشع اشعه فرا بنفش قرار میگیرد . نور خورشید حاوی طیف وسیعی از اشعه‌های مرئی و نامرئی است و اشعه فرا بنفش بخشی از این طیف است . قسمت اعظم پرتو افکنی خطرناک خورشید توسط لایه ازون در اتمسفر فوقانی بلوکه میگردد ، اما بخش کمی از آن وارد سطح زمین میشود .

تابش طبیعی آفتاب جهت تندرستی مفید میباشد اما قرار گرفتن طولانی مدت در معرض اشعه فرا بنفش ، ریسک آفتاب زدگی ، سرطان پوست ( رشد غیر عادی ، نابهنجار و کنترل نشده سلول های پوستی ) و بیماری آب مروارید را به همراه دارد.

سرطان پوست

در سرطان پوست سلولهای بدخیم به طور غیرمنظم و فزاینده‌ای تکثیر میابند و از سد سیستم دفاعی بدن میگذرند . یکی از عوامل مستعد سرطان پوست ، جهش در DNA سلول بر اثر اشعه ماورای بنفش میباشد که در پی آن رشد سلولهای سرطانی آغاز میگردد.

بعضی ها بر این عقیده اند که آفتاب سوختگی پدیده موقتی است و آسیب پوستی خودبخود ترمیم میابد . در ارتباط با این نظر باید اضافه نمود که با توجه به اینکه آفتاب سوختگی نهایتا برطرف میگردد ، لیکن آسیب تحتانی پوست باقی میماند و در واقع با هر بار در معرض تشعشعات آفتابی قرار گرفتن قابلیت آسیب پذیری پوست افزایش میابد و در اثر تکرر آن ، سرطان پوست طی ده تا سی سال میتواند بروز نماید .

آفتاب و سرطان پوست

اگر هر شخصی ایامی را با پوست محافظت نشده زیر تشعشع آفتاب قرار گیرد ، قابلیت آفتاب سوختگی را دارد و این موضوع خطر ابتلا به سرطان پوست را افزایش میدهد . شروع سرطان پوست از نقاطی است که در معرض نور آفتاب قرار گیرد که شامل سر ، صورت ، گردن ، دستها و پاها است .

افراد ذیل دارای ریسک بیشتری جهت ابتلا به سرطان پوست هستند :

افرادی که دارای پوست لطیف هستند .
افرادی که دارای خالها یا لکه های قهوه ای رنگ پوست هستند .
افرادی که مکررا در طفولیت دچار آفتاب سوختگی شده اند .
افرادی که در هوای آزاد کار میکنند .
افرادی که دارای سابقه سرطان پوست خانوادگی هستند .
اشکال شایع‌تر سرطان پوست شامل موارد ذیل است :

سرطان سلول‌های بنیانی :

 این نوع سرطان ، شایع‌ترین گونه سرطان پوست میباشد . سرطان سلولهای بنیانی که در پایه اپیدرم (لایه خارجی پوست) مستقر هستند ، دارای سرعت رشد کم بوده و ندرتا بسط میابند . محرک رشد این سلولها شامل تماس با مواد شیمیایی و رادیو اکتیو ، سوختگی ، خالکوبی ، قرار گرفتن در معرض تابش پرتو شدید آفتاب و غیره میباشد .
سرطان سلولهای فلسی پوست :

این نوع سرطان ، شکل دوم شایع سرطان پوست است که مدت طولانی در لایه اپیدرم باقی میماند و در صورت عدم درمان می‌تواند بافتهای دیگر را مورد تهاجم خود قرار ‌دهد . محرک رشد این سلولها شامل تابش اشعه ایکس ، قرار گرفتن در معرض تابش نور شدید آفتاب ، زخمهای باز ، تماس با مواد شیمایی و غیره میباشد .
سرطان ملانوما :

ملانوما از خطرناک ترین انواع سرطان پوست به حساب میاید. سرطان ملانوما در اثر رشد بدخیم سلولهای ملانومیسم حاصل میگردد . این سلولها رنگدانه تیره پوست، خال‌های بدن ،رنگ چشم را پدید میاورند به این خاطر تومورهای ملانوما غالبا سیاه و یا قهوه‌ای هستند . درمان این نوع سرطان با تشخیص زود هنگام امکان پذیر است. اما اگر به سایر بافتهای بدن گسترش یابد ، امکان معالجه آن غیر ممکن است .

پوست بدن دارای رنگدانه هایی به نام ملانین است که میتواند مانع از ورود میزان معینی اشعه فرابنفش به درون بدن شود .ملانین ها در اشخاصی که به شکل طبیعی دارای پوست تیره تری هستند زیادتر بوده و آنها مصونیت بالاتری در مقابل تابش نور آفتاب دارند. به این خاطر اشخاصی که دارای پوست روشن تری هستند دارای ریسک بیشتری چهت ابتلا به سرطان پوست میباشند . اشخاصی که رنگ پوست تیره دارند ، کمتر به نور خورشید حساس هستند . اما آنها نیز در برابر مضرات آفتاب ایمن نیستند و هر شخصی بایستی خود را از صدمات تشعشعی، محافظت نماید .

منظما پوست خود را چک نمائید و در صورت بروز موارد ذیل بلافاصله با متخصص پوست مشاوره کنید :

تغییر در شکل ، رنگ یا اندازه خالهای بدن
زخمی که التیام نیابد
جای زخمی که خونریزی کند ، بخارد یا سرخ و متورم گردد .
بعضی ها بر این باورند که استعمال کرم پوست برای جلوگیری از آفتاب زدگی در روزهای مه آلود و یا ابری نیازی نیست . جهت نفی این باور باید خاطر نشان کرد که بیشتر از هشتاد درصد اشعه خورشیدی از ابر روشن ، غبار و مه عبور میکند .در روزهای برفی بیشتر از نیمی از اشعه خورشیدی از برف باز تابش میابد و میزان اشعه فرا بنفش را افزایش میدهد که نسبت آن در ارتفاع بالا وخیم تر است. بدین ترتیب نیاز به کرم پوست در آن شرایط نیز محسوس میباشد .

حفاظت خود و خانواده

با طلوع آفتاب هیچکس نمیخواهد در منزل باقی بماند . بدین خاطر استعمال اندکی کرم پوست برای جلوگیری از آفتاب زدگی در هوای آزاد میتواند محافظ خوبی در برابر اشعه فرا بنفش باشد . جنبه احتیاط بین ساعت یازده تا شانزده روز را باید در مد نظر گرفت . چرا که در این ساعات میزان تابش اشعه خورشیدی بالاخص در تابستان شدیدتر میباشد . موارد ذیل را قبل از خروج از خانه در نظر بگیرید :

میزان اشعه فرا بنفش را چک نمائید .
دستها و پاهایتان را بپوشانید . از پیراهن های آستین بلند با پارچه های مرغوب استفاده کنید. لباسهای نازک و مایوهای تنگ حافظ مناسبی برای پوست نیستند .
کلاه عریض و لبه دار بپوشید که بتواند از سر ، صورت ، گردن و گوش شما محافظت نماید .
در زیر سایه درخت ، سایبان و یا چتر خود بایستید .
از عینک آفتابی برای محافظت چشم خود از اشعه فرا بنفش استفاده کنید .
از کرم ضد آفتابی استفاده نمائید که SPF آن ( Sun protection factor ) پانزده و یا بیشتر باشد . کرم را بیست دقیقه قبل از خروج استعمال نمائید .
آیا کرم ضد آفتاب کاملا محافظت میکند ؟

کرمهای ضد آفتاب بر پایه میزان تواناییشان در جذب و دفع اشعه ماورای بنفش درجه‌بندی میگردند . ایده‌آل‌ترین آن ، شماره سی میباشد و برای همه منطقه ها توصیه می‌شود . کرم ضد آفتاب با طیف وسیع SPF ( فاکتور محافظت از آفتاب ) به میزان پانزده و یا بالاتر میتواند حافظ بخشی از آسیب ناشی از تابش اشعه فرا بنفش باشد اما باید خاطر نشان کرد که بهترین راه محافظت از پوست ، باقی ماندن در سایه و به تن کردن لباسی است که دستها و پاها را پوشش دهد . در صورت فعالیت در زیر آفتاب استعمال مجدد کرم ضد آفتاب در هر دو ساعت الزامی میباشد .

حفاظت از کودکان

اطفال علاقه به صرف وقت خود در خارج از خانه دارند و این موضوع باعث میشود که آنها تحت ریسک ابتلا به تورم پوستی در اثر تماس با آفتاب قرار گیرند . ریسک بالاتر شامل کودکانی است که دارای پوست لطیف یا لکه های قهوه ای پوستی هستند . قابلیت برنزه شدن اطفال نسبت به بزرگسالان بیشتر است . لذا از قرار دادن طولانی مدت آنها در معرض نور آفتاب باید اجتناب نمود .

پوست بچه ها محافظ طبیعی کمتری جهت مقابله در برابر اشعه خورشیدی دارد . و این بدان معنی است که اطفال خیلی سریعتر آفتاب سوخته میشوند . اطفال بالای شش ماه میتوانند کرم ضد آفتاب استعمال نمایند .

در مورد اطفال به موارد ذیل توجه داشته باشید :

همیشه طفل زیر دوازده ماه را دور از تابش مستقیم نور آفتاب قرار دهید . کالسکه و قفسه بچه را در سایه بگذارید .
هنگام قدم زدن در روز آفتابی ، سایه بان کالسکه بچه را بکار ببرید.
اطفال را در ساعاتی که میزان تابش اشعه فرا بنفش بالا است و یا بین ساعات یازده تا شانزده روز ، دور از آفتاب نگه دارید .
دست و پای کودک را با البسه اطفال بپوشانید . کلاه کاملا لبه دار بهتر از کلاه لبه دار یک سو از آفتاب محافظت میکند .
به پوست در معرض آفتاب ، کرم ضد آفتاب با SPF پانزده و یا بالا را بمالید . دوساعت بعد تکرار نمائید . حتما به بینی ، گوش ، گونه و سطح بالایی کف پا نیز کرم بزنید .
لازم است ، کودکانی که در آب یا کنار آب بازی میکنند ، یا کسانی که بدن انها به شدت تعرق میکند ، کرم ضد آفتاب با خاصیت واترپروف ( ضد آب ) را مکررا استعمال نمایند .
سایه افکنی

در ماههای گرم سال سعی کنید از قرار گرفتن در تابش مستقیم نور خورشید پرهیز نمائید و در زیر سایه مستقر گردید . اگر چه شما زیر سایه درخت باشید و یا ابرهای پراکنده جلوی نور آفتاب را گرفته باشند ، اما ممکن است شما در تیررس اشعه فرا بنفش قرار گیرید . بدین خاطر موارد ذیل را در مد نظر داشته باشید :

در ساحل دریا ، پیک نیک و یا هنگام قدم زنی یک چتر به همراه داشته باشید .
هنگام خروج از شهر با خود چادر صحرایی و یا سایبان به همراه ببرید .
بالکن منزلتان برای بلوکه کردن نور خورشید دارای پرده اختفا باشد .
در محدوده مسکونی خود درخت بکارید و در محل مناسب سایبان داشته باشید .
ویتامین D

ویتامبن D جهت استخوان و عضله سالم مخصوصا برای اطفال و سالمندان مورد نیاز میباشد . وقتی پوست در معرض نور آفتاب قرار گیرد ویتامبن D بوسیله پرتو فرابنفش خورشید و توسط پوست بدن به شکل طبیعی تولید میشود . البته قرار گرفتن مستقیم در معرض اشعه خورشید بیش از پانزده دقیقه در روز ، به دلیل احتمال ابتلای به سرطان پوست توصیه نمیشود . شما میتوانید ویتامبن D را از مکملهای ویتامینی و یا خوراکیها بدست آورید .

میزان در معرض پرتو آفتاب قرار گرفتن جهت تولید ویتامبن D به سن ، رژیم غذایی ، رنگ پوست ، محل زندگی و همچنین شدت نور خورشید بستگی دارد . چند دقیقه ای در روز با پوست محافظت نشده در معرض نور خورشید قرار گرفتن برای تولید ویتامبن D کافی است و مهم این است که مهارت لازم در حفاظت از پوست خود در برابر تابش بیش از حد نور خورشید را داشته باشید و از سویی ویتامبن D مورد نیاز برای تندرستی را دریافت کنید .

افراد ذیل ویتامبن D کافی دریافت نمی کنند :

افرادی که بالای پنجاه سال هستند.
افرادی که پوست تیره دارند .
افرادی که سراسر بدن خود را با لباس میپوشانند.
افرادی که کمتر از منزل خارج میشوند .
اطفالی که منحصرا از شیر مادر تغذیه میکنند در ریسک کمبود ویتامبن D قرار دارند . بدین خاطر پزشکان به این اطفال مکمل ویتامبن D تجویز مینمایند . افرادی که فکر میکنند ویتامبن D کافی دریافت نمیکنند ، میبایستی با پزشک خود در این ارتباط مشورت نمایند . کمبود ویتامین D می‌تواند منجر به بروز دردهای مزمن از جمله انواع مختلفی ازدردهای مفصلی ، استخوانی و ماهیچه‌ای شود و همچنین پوکی استخوان سندرم فیبرومیالگیا،‌ اختلالات روماتوئیدی، بروز اختلالات رفتاری و دیگر مشکلات جسمی و روحی را در پی داشته باشد .

بزنزه کردن

خیلی از مردم فکر میکنند که برنزه کردن پوست ، آنها را به ظاهر سالم نگه میدارد . اما برنزه کردن پوست نیز گویای در معرض شدید نور آفتاب قرار گرفتن و آسیب رسانی به پوست میباشد . بزنزه شدن توسط اشعه خورشیدی ، یا تختهای ویژه بزنزه کردن و همچنین لامپهای مخصوص این کار ، پوست را به ریسک سرطان پوست پیوند میدهد . برخی از تختهای ویژه بزنزه کزدن ، پوست را پنج بار بیشتر از اشعه فرا بنفش خورشیدی در معرض اشعه خود قرار میدهد . بنابراین از آنها و لامپهای مخصوص این کار باید اجتناب ورزید . اشعه فرا بنفش مصنوعی ممکن است مسبب آسیبات پوستی ، سالخوردگی پیش از موعد و آب مروارید ( cataract ) گردد .

کک و مک ( فرکل ) و آفتاب

کک و مک اکثرا در اشحاص پوست روشن روئیت میگردد و اندازه این عارضه در ابام گرم سال بیشتر و در در ابام سرد سال کمتر میشود . اگر شخصی با کک و مک در معرض تابش نور خورشید قرار گیرد ،

سلولهای ملانوتیتی به میزان بیشتری رنگدانه تولید مینمایند و در نتبجه اندازه ، ضخامت و تعداد لک های پوستی افزایش میابد . افرادی که هر نوع کک و مک را دارند ، بدون در نظر گرفتن نوع آن ( Lentigines یا Ephelides ) جهت کاهش اثز اشعه خورشیدی ، لازم است کرم های ضد آفتاب را به پوست حود بزنند تا از بسط یافتن آن پیشگیری کرده و احتمال ابتلا به سرطان پوست را بکاهند . اشخاصی که با گسترش کک و مک مواجه میگردند باید در صدد معالجه آن در چندین جلسه و تجـدید درمان آن بر آیند .

معالجه لکها شامل موارد ذیل است :

معالجه با لیزر
کرمهای سفیدکننده
انجماد با نیتروژن مایع
بکارگیری Tretinoin و دیگر کرمهای موضعی
لایه برداری ( PEELING )

دکتر عبدالوهاب حاجی سردار

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 21  توسط tehran  | 

در بین ستاره ها فضایی وجود دارد که فضای میان ستاره ای نامیده می شود.

بین این فضای میان ستاره ای ابرهای وسعی که عمدتا در ساختار خود هیدروژن(Hydrogen) دارند فراگرفته اند که آن ها سحابی می نامند.

سحابی هایی که در آسمان دیده می شوند خود نیز درخشنده نیستند بلکه ستارگان اطراف آن ها ، آن ها را برای ما نمایان می کند.

چگالی سحابی ها هزاران مرتبه بیشتر از ماده میان ستاره ای است.

سحابی ها انواع مختلف دارند که به هرکدام از آن ها به طور مختصر می پردازیم.

سحابی های گسیلشی

این سحابی ها بسیار داغ و درخشان هستند و ستارگانی که در اطراف باعث روشنی آن ها می شوند اغلب از گونه طیفی O یا B هستند. در این سحابی ها نور فرا بنفش ستاره های اطراف باعث برانگیخته شدن عناصر(یعنی از دست دادن الکترون با گرفتن انرژی) هیدروژن و اکسیژن می شوند که موجب گسیل نور مشخصی از آن ها می شوند. معروفترین سحابی گسیلشی سجابی جبار(M42) در صورت فلکی جبار است.

سحابی جبار

 

سحابی های بازتابی

اگر ستارگان اطراف سحابی سردتر از گونه طیفیB باشند باعث می شوند که سحابی نتواند نور را گسیل کند. طیف این سحابی ها با طیف ستارگان اطراف یکی است. نمونه بارز این سحابی ها در اطراف خوشه پروین یافت می شوند.

سحابی ها تاریک

این سحابی ها در اطرافشان ستاره ای وجود ندارد و همانطور که گفتیم سحابی ها از خود نوری ندارند و نور را از ستارگان اطراف می گیرند ، پس این سحابی ها دیده نمی شوند و از این رو به آن ها سحابی های تاریک گفته می شود. معروفترین سحابی تاریک سحابی سر اسب در صورت فلکی جبار است.

+ نوشته شده در  87/06/16ساعت 21  توسط tehran  | 

سر فصل جلسات درس عملی شیمی عمومی
 
جلسه اول: آشنايي با محيط آزمايشگاه، علائم و هشدارها در مورد مواد شيميايي، قوانين،اصول مهم ايمني، كمك هاي اوليه و شرح وظايف در آزمايشگاه هاي شيمي.
جلسه دوم: آشنايي با خصوصيات فيزيكي و شيميايي يك سري مواد پركاربرد در آزمايشگاه هاي شيمي و طريقه استفاده صحيح و كار دقيق با لوله آزمايش، قطره چكان و كاغذ PH.
جلسه سوم: شناسايي چند عنصر با آزمايش شعله به انضمام آشنايي با چراغ گاز و طريقه استفاده صحيح از آن.
جلسه چهارم: محلول سازي
جلسه پنجم: قانون بقاي جرم (قسمت اول)
جلسه ششم: قانون بقاي جرم (قسمت دوم)
جلسه هفتم: تعيين جرم اتمي منيزيم
جلسه هشتم: سنجش هاي حجمي
جلسه نهم: كروماتوگرافي
جلسه دهم: الكتروشيمي
جلسه يازدهم: تأثير حرارت بر سرعت واكنش
جلسه دوازدهم: واكنش هاي شيميايي
جلسه سيزدهم: شناسايي كاتيون ها (بخش اول)
جلسه چهاردهم: شناسايي كاتيون ها (بخش دوم)
جلسه پانزدهم: شناسايي آنيون ها (بخش اول)
جلسه شانزدهم : شناسايي آنيون ها (بخش دوم )
 
 
          
  
 
 
   
 
سر فصل جلسات درس عملی کنترل شیمیایی
 
جلسه اول: تعيين مقدار ديفن هيدرامين هيدروکلرايد درالگزير
جلسه دوم : تعيين مقدارسوسپانسيون Al.Mg خوراکي
جلسه سوم: تعيين مقدار آنتي بيوتيكهابه روش يدومتري
جلسه چهارم: تعيين مقدار اسيد اسكوربيك در قرص و آمپول
جلسه پنجم: تعيين مقدار قرص ويتامين ( B 1 تيامين هيدرکلريد)
جلسه ششم: تعيين مقدار سولفا متوکسازول و تري متوپريم در قرص کوتريموکسازول
جلسه هفتم: تعيين مقدار کربنات ليتيم درقرص کربنات ليتيم
جلسه هشتم: تعيين مقدار آتروپين سولفات
جلسه نهم: تعیین مقدار قرص اسید نیکوتینیک به روش تیتراسیون
جلسه دهم: تعیین مقدار قرص اسید نیکوتینیک به روش پتانسیومتری
جلسه یازدهم : تعیین مقدار محلول ستریماید تعیین مقدار محلول ستریماید
 
 
          

    

    

 
سر فصل جلسات درس عملی شیمی تجزیه
 
جلسه اول : تصحیح حجم ظروف شیشه ای
جلسه دوم : تهیه مخلول های اسید و باز
جلسه سوم : تعیین مقدار کربنات سدیم وسود در محلول مخلوط
جلسه چهارم : تیتراسیون اسید ضعیف و باز قوی
جلسه پنجم : اندازه گیری یون کلرور (روش مور )
جلسه ششم : اندازه گیری یون هالوژنور به روش غیر مستقیم ولهارد
جلسه هفتم :کمپلکسومتری
جلسه هشتم : تیتراسیون اکسیداسیون و احیا (تعیین آرسنیک)
جلسه نهم :تیتراسون یدومتری به روش غیر مستقیم (اندازه گیری مس)
جلسه دهم :تیتراسیون های اکسیداسیون واحیا (منگانومتری)
جلسه یازدهم : تیتراسون های اسید و بازدر محیط غیر مایی
جلسه دوازدهم : تعیین مقدار کاتیون آهن سه ظرفیتی به روش اسپکتروفوتومتری
 
 
 
+ نوشته شده در  87/06/10ساعت 15  توسط tehran  | 

بوته چيني

بوته چيني (كروزه چيني): بوته آزمايشگاهي ظرف مخروطي (مخروط ناقص) شبيه انگشتانه است كه ليه هاي آن كاملاً صاف و جداره هاي داخلي و خارجي آن صاف و صيقلي است. اگرچه بوته آزمايشگاهي را از جنس فلز (بويژه از نيكل). گرافيت و سفال (بوته گلي يا سفالي) نيز مي سازند اما اين بوته ها عمدتاً از جنس چيني تهيه مي شود و معمولاً داراي سرپوش است.

كاربرد: از بوته در آزمايشـگاه معمولي براي اندازه گيري آب تبلور كات كـبود يا سولفات مس Пبه فرمول H2O 5 CuSO4 .، زاج سبز يا سولفات آهن П به فرمول H2O7 . FeSO4 و نمك قليا يا كربنات سديم به فرمول H2O10 . Na2CO3 و همچنين براي ذوب قند، پارافين جامد و… استفاده مي شود. چون بوته چيني در برابر گرما (تا حدودْ1200C) مقاوم است، از آن در آزمايشگاه هاي شيمي تجزيه براي خشك كردن رسوب كردن رسوب و پختن رسوب در كوره الكتريكي استفاده مي شود.

طرز كار: هنگام گرم كردن بوته بايد آن را با گيره ويژه اي (گيره بوته) برداشت و در حفره مثلث نسوز مناسب، قرار داد. مثلث نسوز طبق شكل، به شكل مثلث است كه از يك مثلث فلزي با سه قطعه روكش چيني نسوز ساخته شده است و از آن عمدتاً براي نگهداشتن بوته، به هنگام گرما دادن آن استفاده مي شود. يك مثلث نسوز هنگامي براي يك بوته مناسب است كه⅔ بوته در حفره آن قرار گيرد، در غير اين صورت حالت نامتعادلي پيدا مي كند و در اثر ضربه كوچكي ممكن است بشكند.

چند نکته درباره بوته چيني

- اسيدها بر بوته اثر ندارند اما بازها سبب خوردگي بوته مي شوند. براي پاك كردن بوته تا حد امكان نبايد از اسيدها هم استفاده كرد.

- بوته هاي شكسـته را نبايد دور ريخـت زيرا از خرده هاي آنها براي آب گيري الكل و تهيه اتيلن مي توان استفاده كرد. (بوته شكسته را مي توان خرد كرده، به عنوان ماده آبگير مورد استفاده قرار داد)

- هنگامي كه از بوته براي سنجش هاي وزني استفاده مي شود نخست بايد بوته خالي را چندين بار در كوره الكتريكي در دماي معين (دماي لازم براي پختن رسوب) قرار داد و پس از سرد كردن، وزن كرد تا به وزن ثابت رسيد. اين كارها، يعني: گرم كردن، سرد كردن و وزن كردن بوته تا رسيدن به وزن ثابت پيش از پختن هر رسوب الزامي است.

شيشه ساعت

شيشه ساعت: شيشه ساعت ابزاري است و همان طور كه از نامش پيداست شبيه شيشه ساعت است و در اندازه هاي مختلف ساخته مي شود.

كاربرد: از شيشه ساعت براي تبخير سريع مايع ها و محلول ها استفاده مي شود.

طرز استفاده: شيشه ساعت را مانند ابزار شيشه اي ديگر، بايد شست و شو داد و در صورت لزوم آن را با دستمال خشك كرد.

گاهي براي سرعت بخشيدن به عمل تبخير، شيشه ساعت را در دهانه بشر قرار مي دهند تا با جوشاندن آب درون بشر و گرم شدن شيشه ساعت با بخار آب جوش، عمل تبخير و تبلور سريعتر انجام گيرد.

قيف شيشه اي

قيف شيشه اي: ابزار مخروطي شكل است كه در قسمت پايين آن لوله باريك و بلندي قرار دارد. نوك اين لوله مورب است. شيشه بدنه قيف معمولاً 60 درجه است.

+ نوشته شده در  87/06/10ساعت 15  توسط tehran  | 

بوته چيني

بوته چيني (كروزه چيني): بوته آزمايشگاهي ظرف مخروطي (مخروط ناقص) شبيه انگشتانه است كه ليه هاي آن كاملاً صاف و جداره هاي داخلي و خارجي آن صاف و صيقلي است. اگرچه بوته آزمايشگاهي را از جنس فلز (بويژه از نيكل). گرافيت و سفال (بوته گلي يا سفالي) نيز مي سازند اما اين بوته ها عمدتاً از جنس چيني تهيه مي شود و معمولاً داراي سرپوش است.

كاربرد: از بوته در آزمايشـگاه معمولي براي اندازه گيري آب تبلور كات كـبود يا سولفات مس Пبه فرمول H2O 5 CuSO4 .، زاج سبز يا سولفات آهن П به فرمول H2O7 . FeSO4 و نمك قليا يا كربنات سديم به فرمول H2O10 . Na2CO3 و همچنين براي ذوب قند، پارافين جامد و… استفاده مي شود. چون بوته چيني در برابر گرما (تا حدودْ1200C) مقاوم است، از آن در آزمايشگاه هاي شيمي تجزيه براي خشك كردن رسوب كردن رسوب و پختن رسوب در كوره الكتريكي استفاده مي شود.

طرز كار: هنگام گرم كردن بوته بايد آن را با گيره ويژه اي (گيره بوته) برداشت و در حفره مثلث نسوز مناسب، قرار داد. مثلث نسوز طبق شكل، به شكل مثلث است كه از يك مثلث فلزي با سه قطعه روكش چيني نسوز ساخته شده است و از آن عمدتاً براي نگهداشتن بوته، به هنگام گرما دادن آن استفاده مي شود. يك مثلث نسوز هنگامي براي يك بوته مناسب است كه⅔ بوته در حفره آن قرار گيرد، در غير اين صورت حالت نامتعادلي پيدا مي كند و در اثر ضربه كوچكي ممكن است بشكند.

چند نکته درباره بوته چيني

- اسيدها بر بوته اثر ندارند اما بازها سبب خوردگي بوته مي شوند. براي پاك كردن بوته تا حد امكان نبايد از اسيدها هم استفاده كرد.

- بوته هاي شكسـته را نبايد دور ريخـت زيرا از خرده هاي آنها براي آب گيري الكل و تهيه اتيلن مي توان استفاده كرد. (بوته شكسته را مي توان خرد كرده، به عنوان ماده آبگير مورد استفاده قرار داد)

- هنگامي كه از بوته براي سنجش هاي وزني استفاده مي شود نخست بايد بوته خالي را چندين بار در كوره الكتريكي در دماي معين (دماي لازم براي پختن رسوب) قرار داد و پس از سرد كردن، وزن كرد تا به وزن ثابت رسيد. اين كارها، يعني: گرم كردن، سرد كردن و وزن كردن بوته تا رسيدن به وزن ثابت پيش از پختن هر رسوب الزامي است.

شيشه ساعت

شيشه ساعت: شيشه ساعت ابزاري است و همان طور كه از نامش پيداست شبيه شيشه ساعت است و در اندازه هاي مختلف ساخته مي شود.

كاربرد: از شيشه ساعت براي تبخير سريع مايع ها و محلول ها استفاده مي شود.

طرز استفاده: شيشه ساعت را مانند ابزار شيشه اي ديگر، بايد شست و شو داد و در صورت لزوم آن را با دستمال خشك كرد.

گاهي براي سرعت بخشيدن به عمل تبخير، شيشه ساعت را در دهانه بشر قرار مي دهند تا با جوشاندن آب درون بشر و گرم شدن شيشه ساعت با بخار آب جوش، عمل تبخير و تبلور سريعتر انجام گيرد.

قيف شيشه اي

قيف شيشه اي: ابزار مخروطي شكل است كه در قسمت پايين آن لوله باريك و بلندي قرار دارد. نوك اين لوله مورب است. شيشه بدنه قيف معمولاً 60 درجه است.

+ نوشته شده در  87/06/10ساعت 15  توسط tehran  | 

هسته های اتم بسياری ازعناصر مغناطيسی اند، زيرا باردارند؛وچنان رفتار می کنند که گويی درحال چرخش می با شند.اين ويژگی مغناطيسی را می توان با مطالعه نحوه بر هم کنش اين هسته ها با ميدان مغناطيسی اعمال شده،B0 ، بررسی کرد. هسته های هيدروژن(H1) ،کربن(فقط ايزوتوپC13)، نيتروژن (N15 وN14 )،فسفر (P 31) نمونه های از هسته های مغناطيسی هستند.
ساده ترين مورد پديده مغناطيسی شدن هسته ها را در هسته هيدروژن(پروتون) و همچنين هسته کربن-13 (13C) می توان ديد.اين هسته ها همچون مغناطيسهای ميله ای در يک ميدان اعمال شده رفتار می کنند و نظير سوزن قطب نما به همسو شدن با جهت ميدان گرايش دارند اما بر خلاف مغناطيسهای ميله ای و سوزنهای قطب نما؛ که همواره به حالت پايدار همسويی با ميدان می رسند، هسته های مغناطيسی ،نظير13C و H1 محدوديتهای کوانتومی دارند که به دو جهتگيری مختلف مجاز- همسو با ميدان يا نا همسو با ميدان- منجر می شود. روشن است که اين دو جهتگيری از انرژيهای متفاوتی برخوردارند، انرژی موقعيت همسو نسبت به موقعيت نا همسو کمتر است.
در صورتی که نمونه ای حاوی هسته هایH1، در ميدان مغناطيسی خارجی واقع شود،وسپس با فرکانس راديويی مناسب تابش داده شود، خواهيم ديد که هسته ها، با فرکانس راديويی بر هم کنش خواهند داشت.
برخی از هسته های دارای انرژی کمتر، تابش را جذب و به تراز بالاتر حرکت می کنند:يعنی از حالت همسوی با ميدان به حالت نا همسوی با ميدان تغيير وضعيت می دهند.در همان زمان، برخی از هسته های دارای انرژی بالاتر، بر انگيخته می شوند و انرژی منتشر می کنند، وبنابراين، جهتگيری نا همسورا تغيير می دهند و با ميدان همسو می شوند(شکل 1).
طيفسنجيرزونانسمغناطيسهستهشاملاندازهگيريميزانانرژيل ازمبرايتغييرهستههاياسپيندارازيكجهتگيريپايداربهجهتگ يريناپايدارتردريكميدانمغناطيسياست. ازآنجاكههستههاياسپينداردرميدانمغناطيسيدرفركانسهايم ختلفتغييرجهتميدهند،فركانسمتفاوتيازتابشجذبيبرايعوضك ردنجهتگيريهستههاياسپيندارنيازميباشد .فركانسيكهدرآنجذبصورتميگيردبرايتجزيهوطيفسنجي ردهميشود.




شکل(1)


رزونانسمغناطيسيهستهايبراياولينباردرسال1946بهطورمست قلتوسطفليكسبلوخازدانشگاه استانفوردوادواردپارسلازدانشگاههارواردكشفشد .آنهاتوانستندجذبتابشالكترومغناطيسيراكهدر لترازانرژيهستهدريكميدانمغناطيسيقويصورتميگيردرانشان دهند .ايندو فيزيكداندرسال1952بهخاطركارشانموفقبهدريافتجايزةنوبل شدند .
درپنجسالةاولپسازكشفروشرزونانسمغناطيسهستهشيميدانهاد ريافتندكهمحيطمولكولياجسامبرجذبتابشتوسطهستهها درحضوريكميدانمغناطيسياثرميگذاردوايناثرميتواندبهساخ تمانمولكولارتباطدادهشود . ازآنپسرشدروشطيفسنجيتشديدمغناطيسيهستهانفجارآميزبوده استواينروشاثرقابلتوجهيدرتوسعةشيميآلي،شيميمعدنيوبيو شيميداشتهاست.
اجزاءتشكيلدهندهدستگاه
اجزاءمهميكطيفسنجNMR درشكل(2)بهطورشماتيكنشاندادهشدهاستتوضيحمختصري ازهريكازاجزاءتشكيلدهندهدرذيلبيانميشود .
1-آهن ربا:
خاصيت مغناطيسی که تعيين کننده فرکانس حرکت تقدمی هسته ها در طيف سنج NMR می باشد در دستگاه واحدهای SI به صورت ميدان القاي مغناطيسی يا چگالی شار مغناطيسی با نماد B، بر حسب تسلا (T) سنجيده می شود.تمامی سازندگان طيف سنجهای NMR، دستگاههای خود را در رابطه با فرکانس پروتون حاصل از دستگاه توصيف می کنند، بنابراين يک طيف سنج NMR،MHz 400،دارای مغناطيس T 4/9 می باشد.
درطيفسنجهايتجاريNMR همآهنرباهايدائمیوهمآهنرباهايالكترومغناطيسيباابعادب زرگمورداستفادهقرارميگيرند .
مشخصاتكاركرديآهنربابهخصوصبرايكارهايباتفكيكبالا،حسا سوپراهميتاست .ميدانايجادشدهبايددرمحوطةحضورنمونه،تايكقسمتدر108هم گنباشدوبايدتادرجةمشابهيدرزمانهايكوتاهپايداربماند . برايداشتنچنينخصوصياتي،بهابزارسازيتكامليافتهايكهمجه زبهابزارپسخورجهتتصحيحدرافتوخيزاست،نيازميباشد .

2-منبعفركانسراديويي:
علامتحاصلازيكنوسانگرفركانسراديويي(فرستنده)بهداخليك زوجسيمپيچيكهعمودبر
مسيرميداننصبشدهاند،خوراندهميشودودرنتيجهيكپرتوتابشق طبيدةمسطحبهدستميآيد.فركانسبرايكارباتفكيكبالا،بايدت احدوديكقسمتدر108ثابتباشد . توانخروجياينمنبعكمترازواتاستوبايدتاشايدبهمقداريكدر صددريكفاصلهزمانيچنديندقيقهثابتباشد .

3-آشكارسازوسيستمثبات :
علامتفركانسراديوييايجادشدهتوسطهستههايدرحالرزونانس، بهوسيلهسيمپيچيكهظرفنمونهرااحاطهكردهاستوبهصورتعمودب رسيمپيچمنبعقراردارد،آشكارميشود. علامتالكتريكيتوليدشدهدرسيمپيچهاكوچكاستوبايدبهضريبي برابر105يابيشترتقويتگرددتابتواندثبتشود .
4- ظرفنگهدارندهنمونه :
سلولمتداولبراينمونهدرNMR مركبازيكلولهشيشهايبهقطر5ميليمتراستكهحدود4/0 ميليمترازمايعدرآنقرارميگيرد .لولههايكوچكتربراينمونههاييباحجمكمترنيزدردسترساست.

كاربردها
1-مطالعهساختارشيمياييموادبااستفادهازNMR يكبعدي
2-مطالعهساختارمولكولهايبسيارپيچيده بااستفادهازNMR دوبعدي
3-تعيين ساختارمولكولهايموادجامدبااستفاده ازNMR حالتجامد
4-مطالعه فيزيولوژيسلولهاوغلظ تدرونياخته هاي سلولي
5- مطالعه دینامیک و تعیین مکانیسم واکنش ها
6- مطالعه مغناطیسی جهت ترکیبات پارا مغناطیس
7-آنالیز کمی ترکیبات

+ نوشته شده در  87/06/07ساعت 15  توسط tehran  | 

فزيتس هابر درسال 1891 درجة دكتراي خود را از دانشگاه برلين دريافت كرد.

 پژوهشهاي مورد علاقة او مطالعه انواع شمع، اثر گرما بر واكنش گازها و روشهاي توليد تركيبات نيتروژن دار از نيتروژن جو بود. او جايزةنوبل سال 1919 شيمي را به خاطر ابداع فرايند هابر دريافت كرد. اما چون آلمان در جن؛جهاني دوم از اين فرايند براي ساختن مواد منفجره استفاده كرد بسياري از دانشمندان اعطاي جايزةنوبل را به وي مردود دانستند. هابر در دوران رژيم هيتلري به علت يهودي بودن مجبور شد خانه و زندگي خود را ترك كند

+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

مندلیف و لوتار میردر موردخواص عنصرهاو ارتباط انها بررسی های دقیق تری انجام دادندودر سال 1869م به این نتیجه رسیدند که خواص عنصرها تابعی تناوبی از جرم انهاست.به این معنا که اگر عنصرها را به ترتیب افزایش جرم اتمی مرتب شوند نوعی تناوب در انها اشکار میگرددوپس ازتعداد معینی از عنصرها عنصرهایی با خواص مشابه خواص پیشین تکرار می شوند .

مندلیف در سال 1869 بر پایه ی قانون تناوب جدولی از 63عنصر شناخته شده ی زمان خود منتشر کرد .در فاصله ی بین سالهای 1869 تا 1871م مندلیف هم مانند لوتار میر با بررسی خواص عنصرها و ترکیب های انها متوجه شد که تغییرهای خواص شیمیایی عنصرها مانند خواص فیزیکی انها نسبت به جرم اتمی روند تناوبی دارد.از این رو جدول جدیدی در 8 ستون و12سطر تنظیم کرد.او با توجه به نارسایی های جدول نیو لندز ولوتار میر و حتی جدول قبلی خود جدولی تقریبابدون نقص ارایه دادکه فراگیر وماندنی شد.

شاهکارهای مندلیف در ساخت شهرک عناصر :

روابط همسایگی:دانشمندان پیش از مندلیف در طبقه بندی عناصر هر یک را جداگانه و بدون وابستگی به سایر عناصر در نظر می گرفتند.اما مندلیف خاصیتی را کشف کرد که روابط بین عنصرها را به درستی نشان میدادو ان را پایه تنظیم عناصر قرار داد.
وسواس وی: او برخی از عناصر را دوباره بررسی کرد تا هر نوع ایرادی را که به نادرست بودن جرم اتمی از بین ببرد.در برخی موارد به حکم ضرورت اصل تشابه خواص در گروهها را بر قاعده افزایش جرم اتمی مقدم شمرد.
واحدهای خالی: در برخی موارد در جدول جای خالی منظور کردیعنی هر جا که بر حسب افزایش جرم اتمی عناصر باید در زیر عنصر دیگری جای می گرفت که در خواص به ان شباهتی نداشت ان مکان را خالی می گذاشتو ان عنصر را در جایی که تشابه خواص رعایت میشد جای داد.این خود به پیش بینی تعدادی ا زعنصرهای ناشناخته منتهی شد.
.
استقبال از ساکنان بعدی:مندلیف با توجه به موقعیت عنصرهای کشف نشده و با بهره گیری از طبقه بندی دوبرایزتوانستخواص انها را پیش بینی کند.برای نمونه مندلیف در جدولی که در سال 1869 تنظیم کرده بودمس و نقره وطلا را مانند فلزی قلیایی در ستون نخست جا داده بود اما کمی بعد عناصر این ستون را به دو گروه اصلی و فرعی تقسیم کرد.سپس دوره های نخست و دوم و سوم هر یک شامل یک سطر و هر یک از دوره های چهارم به بعد شامل دو سطر شده وبه ترتیب از دوره های چهارم به بعد دو خانه اول وشش خانه اخر از سطر دوم مربوط به عناصر اصلی ان دوره و هشت خانه باقی مانده ی سطر اول و دو خانه اول سطر دوم مربوط به عناصر فرعی بود

ساخت واحد مسکونی هشتم:مندلیف با توجه به این که عناصراهن وکبالت ونیکل وروتینیم ورودیم وپالادیم واسمیم وایریدیم وپلاتینخواص نسبتا با یکدیگر دارند این عناصر را در سه ردیف سه تایی و در ستون جداگانه ای جای دادو به جدول پیشین خود گروه هشتم ا هم افزود. در ان زمان گازهای نجیب شناخته نشده بوداز این رودر متن جدول اصلی مندلیف جایی برای این عناصر پیش بینی نشد. پس از ان رامسی و رایله در سال 1894 گاز ارگون را کشف کردند و تا سا ل 1908 م گازهای نجیب دیگرکشف شد و ظرفیت شیمیایی انها 0 در نظر گرفته شدو به گازهای بی اثر شهرت یافتند.

اسانسور مندلیفبه سوی اسمان شیمی :جدول مندلیف در تنظیم و پایدار کردن جرم اتمی بسیاری از موارد مندلیفنادرست بودن جرم اتمی برخی از عناصر را ثابت و برخی دیگر را درست کرد .جدول تناوبی نه تنها به کشف عنصرهای ناشناخته کمک کرد بلکه در گسترش و کامل کردن نظریه ی اتمی نقش بزرگی بر عهده داشت و سبب اسان شدن بررسی عناصر و ترکیب های انها شد.

مجتمع نیمه تمام:

جدول تناوبی با نارسایی هایی همراه بود که عبارتند از :
1- جای هیدروژن در جدول بطور دقیق مشخص نبود .گاهی ان را بالا ی گروه فلزهای قلیایی و گاهی بالای گروه های گروه هالوژن ها جا میداد.
2- در نیکل و کبالت که جرم اتمی نزدیک به هم دارند خواص شیمیایی متفاوت است و با پایه قانون تناوبی ناسازگاری دارد.
3- کبالت را پیش از نیکل و همچنین تلور را پیش از ید جای داد که با ترتیب صعودی جرم اتمی هم خوانی نداشت .با پیش رفت پژوهش ها و با کشف پرتوایکس و عنصرهاو بررسی دقیق طیف انها عدد اتمی کشف و اشکار شد و عناصر بر حسب افزایش عدد اتمی مرتب و نار سایی های جزیی موجود در جدول مندلیف از بین رفت .زیرا تغییرات خواص عناصر نسبت به عدد اتمی از نظم بیشتری برخوردارست تا جرم اتمی انها .
4- سال پس از نشر جدول مندلیف بوابو در ات به روش طیف نگاری اکا الومینیوم را کشف کرد و گالیم نامید و 4 سال بعد نیلسون اکا بور را کشف کرد و اسکاندیم نامید و هفت سال بعد ونیکلر هم اکا سیلسیم را از راه تجربه طیفی کشف کرد و ان را ژرمانیم نامید.

تغییرات خواص عناصر در دوره ها و گروههای جدول:
1- تغییرات شعاع اتمی :در هر گروه با افزایش عدد اتمی شعاع اتمی افزایش می یابد ودر هر دوره با افزایش عدد اتمی شعاع اتمی به تدریج کوچکتر می گردد.
2- تغییرات شعاع یونی :شعاع یون کاتیون هر فلز از شعاع اتمی ان کوچکتر و شعاع هر نا فلز از شعاع اتمی ان بزرگتر است.به طور کلی تغییرهای شعاع یونی همان روند تغییرات شعاع اتمی است.
3- تغییرات انرژی یونش: در هر دوره با افزایش عدد اتمی انرژی یونش افزایش
می یابد و در هر گروه با افزایش لایه های الکترونی انرژی یونش کاهش می یابد.
4- تغییرات الکترون خواهی :در هر دوره با افزایش عدد اتمی انرژی الکترونخواهی افزایش می یابدودر هر گروه با افزایش عدد اتمی اصولا انرژی الکترون خواهی از بالا به پایین کم می شود .
5- تغییرات الکترونگاتیوی:در هر دوره به علت افزایش نسبتا زیا د شعاع اتمی الکترونگاتیوی عناصر کم میشود و در هر دوره به علت کاهش شعاع اتمی الکترونگاتیوی عناصر افزایش می یابد .
6- تغییرتعدادالکترونهای لایه ظرفیتوعدد اکسایش:در هر دوره از عنصری به عنصر دیگریک واحد به تعداد الکترون ها ی ظرفیت افزوده میشود و تعداد این الکترونها و عدد اکسایش در عنصرهای هر گروه با هم برابرند.
7- تغییرات پتانسیل الکترودی :در ازای هردوره با افزایش عدد اتمی توانایی کاهندگی عنصرها کاهش می یابد و توانایی اکسیدکنندگی انها افزایش می یابد .از این روفلزهایی که در سمت چپ دوره ها جای دارندخاصیت کاهندگی ونا فلزهایی که در سمت راست دوره ها جای دارندتوانایی اکسید کنندگی دارند.در موردعناصر یک گروه توانایی اکسید –کنندگی با افزایش عدد اتمی وپتانسیل کاهش می یابد.
8- تغییرات توانایی بازی هیدروکسید:توانایی بازی هیدروکسیدعناصر در گروهها ازبالا به پایین افزایش می یابد اما در دوره از سمت چپ به راست رو به کاهش است.
9- تغییرات دما وذوب یا جو ش:در هر دوره دمای ذوب و جوش تا اندازه ای به طورتناوبی تغییر می کند ولی این روندمنظم نیست و در موردعناصرگروهها نیز روندواحدی وجود ندارد


* مجتمع:جدول - واحدمسکونی:گروه - ساکنان:عناصر

+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

منشا نفت و گاز

بشر از قرنها پيش به وجود نفت پي برده بود و اين ماده روغني شكل و اعجاب‌آميز از دير باز مورد استفاده پيشينيان بوده است. نفت را OIL يا Petroleum (روغن سنگ) مي‌نامند. در زبان اوستايي نپتا به معني روغن معدني است كه كلدانيها و عربها آن را از فارسي گرفته و نفت خوانده‌اند. هم‌اكنون بيش از دوسوم انرژي مصرفي جهان از نفت تامين مي‌شود. نظريات متعددي راجع به منشاء نفت و گاز ابراز شده است كه اولين فرضيه ها براي تشكيل هيدروكربنها با منشاء غير آلي نظير منشاء آتشفشاني، شيميائي و فضائي ارائه گرديده است. لكن امروزه در خصوص منشاء آلي هيدروكربها اتفاق نظر وجود دارد. اين مواد آلي مي تواند بقاياي گياهان و حيوانات خشكي و دريائي عمدتا" پلانكتونها باشد.به طور دقیق تر در دریا و اقیانوس دو دسته تولیدکننده اصلی ماده آلی مناسب برای تبدیل به نفت داریم: فیتوپلانکتونها( دیاتومه ,داینوفلاژله, جلبک سبزآبی) زئوپلانکتونها وجانوران عالیتر تغذیه کننده از فیتوپلانکتونها برای اینکه تولید مواد آلی در محیط آبی به میزان مناسبی باشد,دو عامل دخیلند:1.ضخامت زون نور دار 2.میزان ورود مواد مغذی به زون نوردار( مواد مغذی که برای رشد گیاهان و جانوران مفیدند همانا فسفاتها ونیتراتها و اکسیژن هستند.) بنابه این توضیحات بیشترین تولید مواد آلی در دو ناحیه عمده در حواشی قاره هاست که عبارتند از آبهای کم عمق فلات قاره و زونهای چسبیده به محیطهای قاره ای که جریان روبه بالای آبهای سرد و عمیق اقیانوسی را پذیرا می شوند. در چنین محیطهایی که تولید مواد آلی زیاد است,با رخدادن طوفان ومخلوط شدن آبهای بی اکسیژن واکسیژندار , ویا ازدیاد تولید جانداران وکم شدن اکسیژن , گروهی از جانداران دچار مرگ و میر گروهی میشوندو در کف محیط رویهم انباشته میشوند. اهميت پلانكتونها در تشكيل نفت از آنجا ناشي مي شود كه آب دريا ناحيه مساعدي جهت تكثير پلانكتونها مي باشد و تعداد آنها نيز در آب دريا بسيار زياد مي باشد. پلانكتونها به علت سرعت رشد و كوچكي جثه، ماده آلي مناسبي است كه به سهولت به وسيله رسوبات ريز دانه مدفون گشته و مصون از اكسيد شدن در رسوبات باقيمانده و هيدروكربن را توليد مي نمايد. طبق نظريات جديد مواد مختلف آلي ته نشين شده با رسوبات نرم هنگام دياژنز (سنگ شدن) تبديل به يك ماده واسط بين ماده آلي و هيدروكربن مي گردد. اين ماده واسط كروژن (Kerogn) ناميده مي شود. كروژن يك ماده جامد نامحلول آلي است كه محصول دياژنتيك مواد آلي است. توان توليدي كروژنها براي توليد نفت و گاز متفاوت است.

نفت تشكيل يافته به علت مايع بودن و همچنين به علت خاصيت موئينگي محيط خود از خلال سنگها گذشته، زير يك طبقه غير قابل نفوذ در بالاترين قسمت يك چين‌خوردگي كه تاقديس ناميده مي‌شود، ذخيره مي‌گردد.

بررسي عوامل مشترك مخازن نفت و گاز نشان مي دهد كه:

الف- شرايط و محيط رسوبي خاصي لازم است تا طبقات نفت زا (سنگ مادرSource Rock) تشكيل شود و همچنين شرايط خاصي بايد وجود داشته باشد تا مواد آلي رسوب يافته در اين لايه ها به هيدروكربن تبديل گردد.
ب- سنگ متخلخل و نفوذپذيري (سنگ مخزن Reservoir rock ) بايد وجود داشته باشد تا فضاي لازم جهت انبار شدن نفت فراهم آيد.
ج- سنگ مخزن مي بايستي شكل خاصي داشته باشد تا بتواند تله (Trap) را تشكيل داده باعث جمع شدن هيدروكربن گردد.
د- سنگ غير قابل نفوذي (سنگ پوشش Cap Rock ) لازم است كه مخزن را بپوشاند تا از خروج نفت و گاز از مخزن جلوگيري نمايد.

تبديل مواد الي به کروژن و گاز

در باره نحوه تبديل مواد آلي رسوبات به نفت و گاز با مطالعات جديد ژئوشيميائي و جمع آوري اطلاعات تجربي ثابت شده است كه قسمت اعظم هيدروكربنهاي طبيعي در اثر كراكينگ كروژن ناشي از حرارت زمين (ژئوترمال) توليد مي گردد. همانطور كه بيان گرديد براي بوجود آمدن نفت و گاز وجود مواد آلي فراوان و تشكيل كروژن در هنگام دياژنز رسوبات ضروري مي باشد. پس سنگ مادر (Source Rock) سنگي است كه داراي مقدار كافي كروژن باشد. شرايط مساعد رسوبي براي تجمع و ذخيره شدن مواد آلي شامل گياهان و جانوران دريائي و همچنين مواد آلي خشكي كه توسط رودخانه ها به حوزه رسوبي حمل مي گردد، رسوبات رسي و يا گل كربناته (ريزدانه بودن و محيط آرام رسوب گذاري) مي باشد. علاوه بر اين محيط كف دريا بايستي محيط احياء كننده باشد تا از اكسيدشدن مواد آلي جلوگيري بعمل آيد.

طبيعي است هرچه ميزان كروژن در سنگ مادر بيشتر باشد توانائي بيشتري براي توليد هيدروكربن وجود دارد لكن علاوه بر درصد مواد آلي، سنگ مادر بايستي ضخامت كافي نيز داشته باشد. براساس مطالعات ژئوشيميائي انجام شده براي اينكه سنگ مادري بتواند هيدروكربن توليد نمايد بايد داراي حداقل تراكمي از كربن آلي باشد كه از آن كمتر قادر به توليد هيدروكربن نخواهد بود. اين حداقل عمدتا" 5/0 درصد كربن آلي برآورد مي شود. سنگ مادرهائي كه در حوزه هاي رسوبي ايران ديده مي شود نظير سازند كژدمي در ناحيه زاگرس حدود 10-5 درصد كربن آلي دارد كه بيشتر از جلبكها منشاء گرفته است.

هيدروكربنها در اثر كراكينگ كروژن بوجود مي آيند. كراكينگ كروژن عمدتا" در درجه حرارتهاي 100-80 درجه سانتيگراد شروع مي شود. اين درجه حرارت در يك ناحيه رسوبي با درجه حرارت ژئوترمال طبيعي معادل عمقي بين 3000-2000 متر مي باشد. بنابراين يك سنگ مادر هرچه قدر هم ضخيم و غني از مواد آلي باشد تا در اعماق فوق قرار نگيرد نمي تواند هيدروكربن توليد نمايد. بر همين اساس ابتدا نفت خام سنگين توليد مي گردد. چگالي و وزن مخصوص نفت خام با ازدياد عمق كاهش مي يابد. هرچه قدر سنگ مادر عميقتر مدفون گردد نفت توليد شده سبكتر است و گاز معمولا" محصول آخرين اين فعل و انفعالات است.

بنابراين ابتداي نفت هاي بسيار سنگين، نفتهاي پارافينيك، نفتهاي سبك، نفتهاي ميعاني و نهايتا" گاز بدست مي آيد. وقتي درجه حرارت از 165 درجه سانتيگراد تجاوز كند فقط گاز توليد خواهد شد يعني تقريبا" از عمق 5000 متر بيشتر (ضخامت رسوبي) احتمال يافتن نفت بسيار كم مي شود و فقط مي توان انتظار يافتن گاز را داشت. در درجه حرارتهاي بالاتر از 230 درجه سانتيگراد كروژن يك بافت گرافيتي ثابت پيدا مي كند كه با ازدياد درجه حرارت هيدروكربني تشكيل نمي شود (نسبت هيدروژن به كربن تغيير نمي يابد). به طور كلي ازدياد عمق باعث ازدياد درجه حرارت مي گردد كه اين ازدياد درجه حرارت دو اثر دارد:

الف- كراكينگ كروژن و تبديل مولكولهاي بزرگ به مولكولهاي كوچكتر مانند تشكيل نفت و گاز
ب- پليمريزاسيون مولكولها كه به تشكيل متان و گرافيت ختم مي گردد (كروژنهاي گرافيتي)

نكته مهم ديگري كه در مورد تشكيل هيدروكربنها وجود دارد زمان زمين شناسي مي باشد. به عبارت ديگر رسوبات قديمي تر (از نظر زمين شناسي) در درجه حرارتهاي پائين تر، همان محصولي را مي دهد كه سنگ مادري با سن زمين شناسي كمتر در درجه حرارتهاي بالاتر هيدروكربن توليد خواهد نمود

گاز

به علت فشار زياد درون حفره نفتي، مقدار زيادي از گاز در نفت خام حل شده است. به همين دليل نفت خامي را كه از چاه بيرون مي‌آيد، قبل از انتقال دادن به پالايشگاه، ابتدا به دستگاه تفكيك مخصوصي مي‌برند تا قسمت اعظم گازهاي سبك و آب نمك آنرا جدا سازند. گازي كه مستقيماْْ از چاههاي نفت خارج مي‌شود با گازي كه به اين وسيله از نفت خام تفكيك مي‌گردد، پس از تصفيه به صورت گاز طبيعي به وسيله‌ي شبكه‌ي گازرساني براي مصارف سوخت و صنايع پتروشيمي توزيع مي‌شود. گاز طبيعي مخلوطي از ئيدروكربنهاي سيرشده سبك مانند متان، اتان و اندكي پروپان و بوتان است. قسمت عمده اين گاز متان و مقدار كمتري اتان مي‌باشد.در اين گازها غالباْْ آثاري از نيتروژن، كربن دي اكسيد و گاهي ئيدروژن سولفيد و هليم وجود دارد. پس از استخراج نفت آن را پالايش مي‌كنند.

پالايش نفت

پالايش نفت مجموعه عملياتي است كه به وسيله آنها بسياري از مواد گوناگون از جمله بنزين، نفت سفيد، نفت گاز يا گازوئيل، نفت كوره، گريس، قير و غيره از نفت خام بدست مي‌آيد. عمليات اساسي پالايش نفت را به سه دسته كلي تقسيم مي‌كنند: الف- جدا كردن مواد ( با استفاده از تقطير جزء به جزء) ب- تبديل ( تبديل اجزاء نامرغوب و كم‌مصرف به اجزاء مرغوب در پالايشگاه) ج- تصفيه فرآورده‌هاي نفتي بيش از نيم قرن از مصرف فرآورده‌هاي نفتي به صورتي غير از سوخت مي‌گذرد. به مرور زمان و با پيشرفت علم و تكنولوژي، انسان تعداد روزافزوني از ئيدروكربنها را به طور خالص از ساير فرآورده‌هاي نفتي جدا كرده و به مصرف توليد ساير مواد شيميايي و صنعتي رسانيده است. صنايع وابسته به نفت را كه از مواد نفتي محصولات غيرنفتي تهيه مي‌كنند را صنايع پتروشيمي مي‌نامند. مواد اوليه‌ حاصل از صنعت نفت كه براي تهيه ساير فرآورده‌هاي شيميايي به كار مي‌رود، مواد پتروشيمي ناميده مي‌شود.

آيا مي دانستيد؟

- گاز طبيعي در حالت عادي بدون بو است. به گاز طبيعي قبل از توزيع يك ماده از تركيبات سولفور به نام تجاري مركاپتان اضافه مي‌شود تا هنگام نشت احتمالي گاز به ما كمك كند
+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

 

محتویات این مقاله ممکن است غیرقابل اعتماد، جانبدارانه، و یا دارای مشکل حق تألیف باشد.

10 سال قبل از ثبت و اعلان استقلال آمريكا در سال 1766، جان دالتون در انگلستان متولد شد. خانواده او در يك كلبه كوچك گالي در روستايي زندگي مي‎كردند. در كودكي، جان به همراه برادرش در يك مزرعه كار مي‎كرد و در مغازه پدر در بافتن لباس او را ياري مي‎دادند. با وجود فراهم بودن اندكي از لوازم اوليه زندگي آنها خانواده فقيري بودند، بسياري از پسران فقير در آن زمان از داشتن تحصيلات محروم بودند، اما جان توانست با خوش‎شانسي در مدرسه‎اي در همان نزديك زادگاهش مشغول تحصيل شود.

 
در سال 1766، تنها از هر 200 نفر، يك نفر قادر به خواندن بود. جان دانش‎‎آموزي خوب بود و به يادگيري علاقه زيادي نشان مي‎داد. آموزگاران نيز او را به يادگيري تشويق مي‎كردند. در 12 سالگي، او اولين مدرسه خود را در شهري نزديك محل اقامتش باز كرد اما به خاطر كمبود پول مجبور به بستن آنجا و كاركردن در مزرعه عمه‎اش شد.

3 سال بعد، به همراه برادر بزرگتر و يكي از دوستانش مدرسه‎اي را در 0كندال) Kendall انگليس باز كرد. به تدرس انگليسي. لانتين، يوناني، فرانسوي و 21 موضوع علمي و رياضي پرداخت. جان به يادگيري طبيعت و هواي اطراف خود مي‎پرداخت. او پروانه‎ها، حلزون‎، و ... را جمع‎آوري مي‎كرد.جان دالتون پي برد كه دچار كورنگي ست و به يادگيري آن روي آورد. در 1793، جان به عنوان معلم خصوصي به منچستر رفت و در كالج جديد مشغول به تدريس شد. و در آنجا به مشاهده رفتار گازها پرداخت.

او به عناصر و اجزاء مختلف و چگونگي درست شدن آنها انديشيد. جان نظريه‎اي داشت كه بر طبق آن، هر عنصري از اتم‎هاي مجزا تشكيل شده و تمام عناصر با يكديگر متفاوت هستند زيرا اتم‎هاي سازنده هر كدام از آنها، با ديگري متفاوت است.

او فكر مي‎كرد كه هر عنصري وزن مخصوص مي‎دارد، زيرا از اتم‎هاي متفاوتي تشكيل شده.در سال 1808، جان دالتون كتابي با مضمون، "نظامي نوين در فلسه شيمي" منتشر كرد كه در آن وزن بسياري از اتم‎هاي شناخته شده را جمع‎آوري و ليست كرده بود. مقدار عددي وزن‎هايي كه او محاسبه كرده كاملاً دقيق نبودند، اما مبنايي بودند براي "جدول دوره‎اي پيشرفته"، اگرچه بسياري نظريه دالتون در مورد ساختار اتم را نپذيرفتند، اما وي بر تحقيقات خود براي دفاع از نظريه‎اش ادامه مي‎داد.

جان دالتون در سال 1844 درگذشت، او با افتخار در انگلستان به خاك سپرده شد. بيش از 000/400 نفر بدن بي‎جان او را هنگام قرار گرفتن در تابوت مشاهده كردند. به عنوان آخرين تجربه و آزمايش، او از كالبد شكافي استفاده كرد تا دليل كورنگي خود را پيدا كند. او ثابت كرد كه چشمان او دليل اين او نمي‎باشند، بلكه اشكال از قوه درك و احساس بينايي او در قسمتي از مغز او بود كه از كار افتاده بود. حتي تا لحظات آخر زندگي. او به گسترش علم و دانش كمك كرد.

امروز، دانشمندان در هر جا، نظريه دالتون درباره ساختار اتم را مورد قبول مي‎دانند. يك پسر ساده روستايي روش جديدي براي انديشيدن و نگاه كردن به عالم هستي و چگونگي كاركرد آن را به مردم و اهل دانش نشان داد.

+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

مواد مورد نياز: 6 پيمانه آرد ،2 پيمانه نمك ، 4 قاشق غذا خوري روغن ، آب گرم ، يك عدد بطري پلاستيكی
پودر لباسشويي ، رنگ غذا ،سركه




روش كار:
1نخست مخروط آتش فشان را بسازيم.6 فنجان آرد 2فنجان نمك4 قاشق سوپخوري روغن غذا خوري و2فنجان آب رامخلوط كنيد. مخلوط بدست آمده بايديكنواخت ومحكم باشد(در صورت نياز مي توانيد آب بيشتري اضافه كنيد)

2-بطري پلاستيكي را در ظرف مورد نظر به طور ايستاده قرار دهيدوخمير تهيه شده را در اطراف آن به شكل يك كوه آتش فشان فرم دهيدالبته توجه داشته باشيد كه آن را به طور كامل نپوشانيد قسمت دهانه آن را براي اضافه كردن بقيه مواد خالي نگه داريد.

3-قسمت بيشتر بطري را با آب گرم پر كنيدومقدار كمي از رنگ قرمز غذارا به آن اضافه كنيد
4-6قطره پودر لباسشويي به محتويات بطري اضافه كنيد.
5-2قاشق سوپخوري جوش شيرين به بطري اضافه كنيد
6-به آرامي سركه را به بطري اضافه كنيد.
مراقب باشيد زمان فوران كوه آتش فشان رسيده است.

نكات
گدازه هايي با رنگ قرمز ملايم در نتيجه واكنش بين جوش شيرين وسركه توليد خواهد شد.

در اين واكنش مانند آتش فشان حقيقي گاز كربن دي اكسيد هم توليد خواهد شد.

به دليل توليد گاز كربن دي اكسيد در بطري پلاستيكي فشاري ايجاد مي شودو(به علت حضورپودر لباسشويي) حبابهايي از آتشفشان خارج خواهد شد كه چهره زيبايي به آزمايش مي دهد

اگر چند قطره رنگ زرد هم به آن اضافه كنيد گدازه هاي خارج شده رنگ زيبا تر وطبيعي تري پيدا خواهند كرد.

با آب اکسيژنه خيلی کفش سريعتر و قشنگتر ميشه. با دی کرومات هم خوش رنگ ميشه.

+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

مواد مورد نياز: 6 پيمانه آرد ،2 پيمانه نمك ، 4 قاشق غذا خوري روغن ، آب گرم ، يك عدد بطري پلاستيكی
پودر لباسشويي ، رنگ غذا ،سركه




روش كار:
1نخست مخروط آتش فشان را بسازيم.6 فنجان آرد 2فنجان نمك4 قاشق سوپخوري روغن غذا خوري و2فنجان آب رامخلوط كنيد. مخلوط بدست آمده بايديكنواخت ومحكم باشد(در صورت نياز مي توانيد آب بيشتري اضافه كنيد)

2-بطري پلاستيكي را در ظرف مورد نظر به طور ايستاده قرار دهيدوخمير تهيه شده را در اطراف آن به شكل يك كوه آتش فشان فرم دهيدالبته توجه داشته باشيد كه آن را به طور كامل نپوشانيد قسمت دهانه آن را براي اضافه كردن بقيه مواد خالي نگه داريد.

3-قسمت بيشتر بطري را با آب گرم پر كنيدومقدار كمي از رنگ قرمز غذارا به آن اضافه كنيد
4-6قطره پودر لباسشويي به محتويات بطري اضافه كنيد.
5-2قاشق سوپخوري جوش شيرين به بطري اضافه كنيد
6-به آرامي سركه را به بطري اضافه كنيد.
مراقب باشيد زمان فوران كوه آتش فشان رسيده است.

نكات
گدازه هايي با رنگ قرمز ملايم در نتيجه واكنش بين جوش شيرين وسركه توليد خواهد شد.

در اين واكنش مانند آتش فشان حقيقي گاز كربن دي اكسيد هم توليد خواهد شد.

به دليل توليد گاز كربن دي اكسيد در بطري پلاستيكي فشاري ايجاد مي شودو(به علت حضورپودر لباسشويي) حبابهايي از آتشفشان خارج خواهد شد كه چهره زيبايي به آزمايش مي دهد

اگر چند قطره رنگ زرد هم به آن اضافه كنيد گدازه هاي خارج شده رنگ زيبا تر وطبيعي تري پيدا خواهند كرد.

با آب اکسيژنه خيلی کفش سريعتر و قشنگتر ميشه. با دی کرومات هم خوش رنگ ميشه.

+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

 شیمیدان ایرانی با همكاری محققان كانادایی به تكنیك جدیدی برای رهاسازی نانوذرات آلی متصل به نانوذرات طلا دست یافت كه می‌تواند در درمان بدون عوارض سرطان موثر باشد.

دكتر عبدالحمید علیزاده، دانشجوی ایرانی با همكاری محققان دانشكده شیمی دانشگاه Western Ontario كانادا در تحقیقات خود به روش جدیدی برای رهاسازی نانو ذرات آلی متصل به نانوذرات طلا دست یافتند كه می‌تواند در آینده در ساخت حسگرهای شیمیایی پیشرفته و همچنین رهایش هدفمند و موثر دارو در مبتلایان به سرطان مورد استفاده قرار گیرد.

این دانشجوی مقطع دكتری شیمی آلی دانشگاه بوعلی‌سینای همدان پس از یك سال تلاش مداوم بر روی پایان نامه خود در دانشكده شیمی دانشگاه (Western Ontario (UWO كانادا موفق به دستیابی و انتقال دانش «بارگذاری و رهاسازی كنترل شده نانو ذرات متصل به نانوذرات طلا» به كشور شد.

وی گفت: اگر از این فناوری در درمان سرطان استفاده شود، با توجه به این كه نانوذرات طلا با ابعاد كوچكتر از 2 نانومتر هیچ‌گونه سمیتی برای بدن و سلول‌های سالم ندارند شاید بتوان با اتصال داروی مورد نظر بر روی این نانوذرات كوچك و تزریق دقیق محلول آن به بافت‌های بیمار، از طریق مكانیزم رهاسازی كنترل‌شده، دارو را تنها در محل سلول‌های آسیب‌دیده فعال كرد.

+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

دومين المپيادي كه در جهان بعد از المپياد رياضي از سابقه طولاني تري برخوردار است المپياد جهاني شيمي است. همانگونه كه قبلاً هم اشاره شد مبتكر المپيادهاي جهاني, كشورهاي بلوك شرق بودند كه پس از جنگ جهاني دوم, مسئوليت برگزاري آن را بعهده داشتند و بعدها كم كم با ورود كشورهاي غربي اين مسابقات صحنه نوعي رقابتهاي علمي بين دو بلوك شرق و غرب گرديد.
پس از فروپاشي نظام سوسياليستي در اين كشورها, اين مسابقات صحنه واقعي تري از مبارزات علمي را به خود گرفته اند. گرچه برگزار كنندگان سعي در فارغ نمودن اين صحنه ها از رقابتهاي سياسي را دارند, ليكن گه گاه برخي از دولتهاي قدرتمند استكباري با ممانعت از ورود برخي از هياتهاي علمي بعضي كشورها, اين مسابقات را با مسائل سياسي روز آلوده مي سازند (واقعه اي كه در سال 1993 (تابستان 72) براي اعزام تيم ملي المپياد فيزيك ايران به آمريكا پيش آمد از اين دست بوده است).
در سال 1968 پراگ پايتخت كشور چكسلواكي ميزبان نخستين مسابقه المپياد شيمي در سطح منطقه اروپاي شرقي بود. كشورهاي لهستان و مجارستان هر يك 6 دانش آموز به اين مسابقات اعزام داشته بودند. رقابت در 2 مرحله نظري و آزمايشگاهي صورت گرفت و بعد از ارزيابيهاي لازم براساس مجموع نمرات كسب شده, كشورها از نظر رده بندي تيمي مشخص مي شدند. شايان ذكر است حداكثر سن دانش آموزان شركت كننده در اين مسابقات 19 سال تعيين شده است.
بعد از برگزاري نخستين المپياد در پراگ, سالهاي بعد به ترتيب در لهستان, مجارستان, شوروي, بلغارستان و ششمين آن در روماني انجام شد و به تدريج كشورهاي غربي يكي پس از ديگري به اين المپياد ملحق شدند. در سال 1990 بيست و دومين المپياد بين المللي شيمي با شركت 30 كشور مختلف در فرانسه برگزار گرديد. در حال حاضر 38 كشور در اين مسابقات حضور دارند. در سال 1993 كشور ايتاليا بعد از لهستان و آمريكا برگزار كننده بيست و پنجمين المپياد بين المللي شيمي بود.
معمولاً بعد از توزيع پرسشها به سرپرستان هر تيم مسائل از طرف هياتها تصويب شده و مسابقه در يك روز با 6 مساله نظري به مدت 5 ساعت آغاز مي‌گردد. بار دوم با طرح 2 سئوال آزمايشگاهي در مدت 4 ساعت از نظر علمي دانش آموزان به مسابقه مي پردازند. در سالهاي اخير مقرر شده است 10% بالاترين امتيازها مدال طلا, 20% مدال نقره, 30% مدال برنز و 40% بقيه برگه حضور در المپياد را دريافت كنند. معمولاً در اين مسابقات رتبه كشورها اعلام نمي شود.
+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

بمب صوتي= يد+ امونياک+ يديد پتاسيم
تری يديد نيتروژن - كافي است اين سه ماده را با هم مخلوط كرده و سپس صاف کنيد و روی صافی را بذاريم خشک شود سپس با يك ضربه (با پا ,چوب,...)به اين ماده صداي بلندي شنيده ميشود.

شمع در شمعدان خود به خود روشن ميشود
-شمع ها قبلا نبايد روشن شده باشند.-قبلا تارهاي فتيله را با سوزن از هم جدا كرده و افشان كنيد.كافي است كه 2 گرم فسفر تهيه كنيد و ان را در 5 برابر حجم خود سولفيد كربنحل كنيد. اگر روي شمع ها يك قطره كوچك سولفيد كربن شامل فسفر بريزيد شمع ها به فاصله ي 10 دقيقه روشن خواهند شد.


دستمال چگونه نمي سوزد؟ كافي است 100 سانتي متر مكعب الكل اتيلك را در 600 سانتي متر مكعب اب مخلوط نماييد دستمال را در ان مايع خيس كنيد سپس با خيال راحت ان را اتش بزنيد و خاطر جمع باشيد كه دستمال هر چند شعله ميكشد اما نميسوزد زيرا الكل مشتعل ميشود ولي بخار ابي كه از دستمال بلند ميشود مانع سختن ان ميگردد!!!!(اين کارها ميتوانند نوعي تردستي باشند)


خورندگي اسيد فلئوريدريك
ايا ميدانستيد اگر بروي يك تكه شيشه پارافين مايع بريزيد و بگزاريد سرد و سفت شود و بعد درون انرا با يك قاشق به هر صورت كه ميخواهيد بتراشيد (يك نوشته يا هر چي)و بعد درون اين طرحتان اسيد فلئوريدريك بريزيد و بگزاريد تا فردا بماند بعد فردا روي شيشه را پاك كنيد تا ديگر اثري نماند ميبينيد كه دور طرحتان خورده شدهاست و اگر ضربه اي به طرحتان بزنيد از جايش در خواهد امد.جالب است نه؟ ميدانيد چرا اين اتفاق ميافتد براي اينكه اسيد فلئوريدريك خورنده شيشه است و پارافين جلوگيرنده اسيد.


تشخيص برخي مواد غذايي
ايا ميدانيد براي تشخيص برخي مواد غذايي چه كار بايد كرد؟ساده است براي تشخيص قند در مواد غذايي كافي است كمي فهلينگ بر روي ان ماده بريزيد اگر به رنگ قرمز در امد بدانيد ان ماده داراي قند است.براي تشخيص پروتئين كافي است كمي اسيد نيتريك روي ان ماده بريزيد اگر به رنگ زرد در امد بدانيد ان ماده داراي پروتئين است.براي تشخيص نشاسته كافي است كمي لوگل روي ماده مورد نظر بريزيد اگر به رنگ سياه در امد, معلوم ميشود ان ماده داراي نشاسته است.
+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

دانشمندان آمريکايی توانسته اند به وسيله پوست پرتغال و دی اکسيد کربن، يک نوع پلاستيک جديد بسازند. اين شيوه در آينده ممکن است جايگزين استفاده از نفت به عنوان ماده اصلی برای توليد مواد پلاستيکی شود.

پژوهشگران دانشگاه کورنل با ترکيب دی اکسيد کربن که عمده ترين گاز گلخانه ای است و يک نوع روغن موجود در پوست پرتغال يک پليمر تازه ساخته اند.
پلاستيک ها يک نوع پليمر هستند که از ملکول های بلند زنجيره ای با پايه کربنی تشکيل شده است.
ليمونين يک نوع ترکيب کربنی است که 95 درصد روغن موجود در پوست پرتغال را تشکيل می دهد و از آن برای خوشبو کردن مواد پاک کننده استفاده می شود.
جفری کوتس، استاد شيمی در دانشگاه کورنل در ايتاکا در ايالت نيويورک آمريکا و همکارانش از يکی از مشتقات اين روغن به نام اکسيد ليمونين به عنوان يکی از مصالح توليد پليمر استفاده کردند.
محققان از يک ملکول کمکی يا کاتاليزور استفاده کردند تا اکسيد ليمونين وادار کنند طی فعل و انفعالی شيميايی با دی اکسيد کربن، پليمر تازه ای به نام کربنات پلی ليمونين تشکيل دهد.
منبع قابل تجديد
اين پليمر دارای بسياری از خصوصيات پلی استيرين است که در بسياری از محصولات پلاستيکی يک بار مصرف استفاده می شود.
پروفسور کوتس گفت: تقريبا تمامی پلاستيک های موجود، از پلی استيرين در لباس گرفته تا پلاستيک هايی که برای بسته بندی مواد غذايی و محصولات الکترونيکی استفاده می شود، با استفاده از نفت، به عنوان يک ماده اصلی تشکيل دهنده، ساخته شده است.
اگر بتوان مصرف نفت را کنار گذاشت و در عوض از منابع فراوان، قابل تجديد و ارزان استفاده کرد، در آن صورت بايد درباره آن تحقيق کنيم.
نکته هيجان انگيز در مورد اين مطالعه اين است که ما با استفاده از منابع کاملا قابل تجديد قادريم پلاستيکی با کيفيت خيلی خوب بسازيم.
تيم آقای کوتس علاقه مند است از دی اکسيد کربن نيز به عنوان جايگزينی برای مصالح سازنده پليمرها استفاده کند.
اين گاز را می توان جدا کرده و از آن برای توليد پلاستيک هايی مانند اکسيد پلی ليمونين استفاده کرد.
دی اکسيد کربن عمده ترين گاز گلخانه ای است که در اثر سوزاندن سوخت های فسيلی و قطع درختان جنگل ها در هوا متصاعد می شود

+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

پزشكان آزمايش ادرار را به فواصل منظم براي كودكان تجويز مي كنند تا مطمئن گردند كليه ها و ديگر اعضاي بدنشان به درستي كار مي كنند تا وقتي ترديد دارند كه عفونتي در كليه ها، مثانه يا مجراي ادراري وجود داشته باشد. كليه ها از تصفيه جريان خون ازمواد زائد و باقي گذاردن مواد مورد نياز درخون مانند پروتئين و گلوكز ادرار توليد مي كنند. لذا وقتي ادرار كودكي پروتئين وگلوكز يا اختلالات ديگري داشته باشد معمولاً‌ علامت اين است كه نوعي عفونت يا مشكلي ديگر وجود دارد.

تجزيه ادرار

تجزيه ادرار معمولاً‌وقتي توصيه مي شود كه نسبت به عفونت مجراي ادراري كودكي ترديد وجود داشته باشد اين آزمايش مي تواند موارد ذيل را بررسي كند:

* تعداد و تنوع گلبولهاي سفيد و قرمز خون

* وجود باكتري يا موجودات ديگر

* وجود موادي مانند گلوكز(قند) كه كليه ها بايد آنرا تصفيه كرده باشند.

* PH كه نشان دهنده مقدار اسيدي يا باز بودن ادرار است

* تراكم ادرار

گاهي مواقع كه ادرار حاوي گلبولهاي سفيدخون يا پروتئين باشد يا به دليلي ديگري نتايج آزمايش غير طبيعي باشند، به دليل نحوه يا مقدار جمع آوري ادرار مي باشد براي مثال، كودك مبتلا به كم آبي ممكن است در ادرارش گلبول سفيد خون كم يا مقدار كمي پروتئين داشته باشد اما لزوماً بدين معنا نيست كه عفونت يا مشكل وجود داشته دارد. زماني كه كم آبي كودك بر طرف مي شود اين نتايج «غير طبيعي»ممكن است از بين بروند.بر اساس مقدار پروتئين يا گلبولهاي سفيد خون در ادرار، پزشك ممكن است آزمايش ادرار را بار ديگر تكرار كند تا مطمئن شود وضعيت به حالت عادي برگشته است.

تجزيه ادرار چگونه انجام مي شود؟

دراكثر موارد، ادرار در ظرفي تميز جمع آوري مي شود سپس توسط نوار‌هاي رنگ سنج، وجود مواد شيميايي در ادرار مشخص مي‌گردد.

پزشك يا متخصص آزمايشگاه نيز معمولاً‌ ادرار را زير ميكروسكوپ بررسي مي كند تا مواد ديگري را كه نشان دهنده شرايط مختلفي است بررسي نمايد.

اگر تجزيه ادراري نشان دهنده گلبولهاي سفيد خون و باكتري باشد، مي‌تواند به معناي وجود عفونت دركليه ها يا مثانه باشد، پزشك ادرار را براي كشت ادرار و تشخيص نوع باكتري به آزمايشگاه مي فرستد.

براي جلوگيري از عفونت نمونه جمع‌آوري شده ادرار، پوست اطراف مخرج ادرار بايستي بلافاصله پيش از جمع آوري ادرار تميز و شسته شود، سپس كودك كمي ادرار كرده، لحظه اي توقف مي كند سپس داخل ظرف جمع آوري ادرار،ادرار مي نمايد.

در بعضي موارد مثل وقتي كه كودك آموزش نديده به دستشويي برود پزشك سوند(لوله اي باريك و نرم)از راه خروجي مجراي ادرار وارد مثانه اش مي كند تا نمونه ادرارش را بگيرد

+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

آب سنگين، آبي است که هيدروژنهاي آن دوتريم(ايزوتوپ سنگين هيدروژن) است. اين آب در مقايسه با آب معمولي ديرتر مي جوشد و زودتر يخ مي زند. و گيلبرت لوييس اولين بار در سال 1932 از آب معمولي تهيه کرد.

- موش کاتاليزگر
پلاستيك در سال 1850 ودر شبی كشف شد كه يك گربه موشي را روي ميزهاي آزمايشگاه دنبال مي كرد. به خانه يك شيميدان آلماني آدولف اشپيتلر موش زده بود بنابراين او گربه اش را به خانه آورد. گربه به يك شيشه فرم آلدئيد –ماده بدست آمده از زغال سنگ-برخورد كرد. كمي از اين فرمالدئيد را روي پنير متصل به تله موش پاشيد. فرداي آن روز اشپيتلر كه ريخت وپاش را تميز مي كرد در يافت كه پنير مانند سنگ سخت شده است. او كه كنجكاو شده بود،فرم آلدئيد را با شيرمخلوط كرد. نتيجه اين كار،كازئين بود يعني نخستين پلاستيك جهان.
منبع:قطار شيمی

- شمع را با آب روشن کنيد
شمعی را به دوستانتان نشان دهيد . به آن ها بگوييد که می خوا هيد شمع را روشن کنيد ولی متأسفانه کبريت نداريد. مسلما عده ای سعی می کنند که به شما کبريت بدهند، ولی شما قبول نکنيد وبه آن ها بگوييد راضی به زحمت شما نيستم و خودم شمع را با آب روشن می کنم! مسلما دوستانتان تعجب می کنند و شايد حتی به شما بخندند. ولی توجه نکنيد و ليوانی را پر از آب کنيد، سپس مقداری از آن را بخوريد تا همه متوجه شوند که آب معمولی است. حالا انگشت خود را در آب فرو برده و سپس روی فتيله ی شمع بگيريد تا يک قطره از آب روی آن بچکد، دوستانتان در کمال تعجب مشاهده می کنند که اين شمع روشن می شود.
فکر می کنيد دليل آن چيست؟
شما قبلا يک تکه پتاسيم کوچک را در لابلای تارهای فتيله ی شمع قرار داده ايد و وقتی يک قطر آب را روی آن می ريزيد، واکنش شيميايی بين پتاسيم و آب باعث اشتعال فتيله می شود.
- انرژی که در اتم ذخيره شده ، بسيار عظيم است . اگر انرژی يک کيلوگرم اورانيوم را بطور کامل آزاد سازند ، تقريبا يک گرم ماده ناپديد خواهد شد و بقيه به بيست و پنج ميليون کيلو وات ساعت ، انرژی تبديل مي شود . اگر بخواهند اين مقدار انرژی را از سوزاندان زغال سنگ به دست بياورند ، بايد بيش از دو هزار و پانصد تــــــــــــــن زغال سنگ را بطور کامل بسوزانند.
+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

نفت تایمز: شهریور ماه هر سال یادآور اشغال نظامی ایران توسط انگلستان و روسیه در جریان جنگ جهانی دوم به سال 1320 خورشیدی برابر با 1941 میلادی است. در زمانه ای که آتش جنگ عالمگیر دوم به دروازه های روسیه رسیده بود و دشمن مشترک ژرمن ؛ دو ابرقدرت زمانه خود انگلیس و روسیه را که دارای اختلاف نظر های فراوان در عرصه های استعماری بودند ؛ متحد نمود تا ترمز ارتش نازی را در سرمای سیبری بکشند.

ایران در آن شرایط موقعیتی خاص داشت موقعیتی که دولتین انگلیس و روسیه نمی توانستند نسبت بدان بی توجه باشند. وصیت پطر کبیر هنوز عملی نشده بود و ایران بهترین راه دسترسی آن کشور پهناور به دریای آزاد محسوب می شد و انگلستان نیز زیرکانه مایل بود تا بمب افکن های آلمانی بجای بمباران لندن و منچستر بر فراز خاک روسیه به پرواز درآیند و به همین دلیل از هیچ کوششی برای رساندن کمک به رقیب دیرینه خود در برابر دشمن مشترک جدید دریغ نمی کرد.

ناسپاسی پس از بیست سال از اسفند 1299 خورشیدی که دیکتاتور جدید ایران رضا خان میرپنج به کمک انگلستان و با چشم پوشی و رضایت نسبی روسیه ردای پادشاهی پوشیده بود بیست سال می گذشت.

طی این مدت ایران همواره حیاط خلوت انگلستان و ضربه گیر مستعمره سنتی این امپراتوری در شبه قاره هند محسوب می شد و روسیه نیز سعی می کرد حضور رقیب دیرینه خود انگلستان را در مرزهای جنوبی اش تحمل نماید؛ اما حضور قدرتی بنام آلمان شاه ایران را ترغیب می کرد تا نمکدان بشکند و به امید دوستی با امپراطور جدید جهان خود را از قدرتهای سنتی جهان آن روزگار بی نیاز نماید! رضا شاه بیش از هر چیز مقهور پیروزی های هیتلر بود و آینده جهان را در اختیار آلمان می دانست او حتی به قدرت جوان امریکا نیز بی توجه بود .

بازداشت سهوی وزیر مختار ایران در امریکا بدلیل تخلف از قوانین رانندگی هر چند به زودی جبران شده و عذرخواهی رسمی پلیس امریکا و مقامات آن کشور را به همراه داشت اما بهترین بهانه بود برای رضا شاه تا روابط سیاسی خود با این کشور را قطع نماید! از سوی دیگر در شرایطی که انگلستان به سختی درگیر جنگ بود رضاه شاه مطالبات ایران از شرکت نفت را که رقمی در حدود سی و هشت لیره بود را از این کشور درخواست نمود که این امر ؛ سخت بر انگلیسی ها گران آمد و به این نتیجه رسیدند که تاریخ مصرف دیکتاتور دست نشانده ای دیگر در خاورمیانه بسر آمده است! پایان تاریخ مصرف دیکتاتور انتظار جایز نبود ! باید ایران سریعا به راهی که برایش ترسیم شده بود باز می گشت .

چرچیل طی تلگرافی به استالین نوشت: "ما در وهله اول علاقمندیم که سدی در مقابل پیشروی آلمان ها در شرق ایران ایجاد کنیم . در وهله دوم راهی را برای رساندن مهمات به دریای خزر تامین نمائیم." چرچیل و استالین بهترین راهکار را اشغال نظامی ایران می دانستند زیرا سرنگونی شاه ایران امری بود که به زمان نیاز داشت و برای آنها هر ساعت و دقیقه حکم مرگ و زندگی را داشت . در عین حال آنها به دو نکته نیز توجه ویژه داشتند.

نخست حضور تعداد زیادی از اتباع کشور آلمان در خاک ایران که برخی از نظر انگلستان و روسیه به جاسوسی برای آلمان ها و خرابکاری در مناطق تحت نفوذ ایشان در ایران می پذرداختند و دوم منافع منافعی که هر کدام از آن کشورها در ایران داشتند . مناطق نفت خیز ایران در این میان موقعیتی ویژه داشت! بهیمن دلیل چرچیل در تلگراف دیگری نیز به استالین نوشت: "در ایران باید محتاط باشیم تا در بمباران تهران مرتکب بی رحمی نشویم.حال سوال این است که آیا قوای ما به اندازه کافی نیرومند هست که مناطق نفت خیز ایران را در صورت مقاومت سربازان ایرانی اشغال نمایند؟

ما هر دو البته برای بیرون کردن آلمانی ها از ایران توافق حاصل کرده ایم." بدین ترتیب دو قدرت مصمم شدند تا با حضور فیزیکی در ایران از پشت جبهه جدال با آلمان نازی بیش از پیش مطمئن شوند. اعلامیه شماره یک ارتش رضاه شاه در آخرین توهم قدرتمندی خود ستادی متشکل از فرماندهان ارشد ارتش برای جنگ تشکیل داد ستادی که تنها یک اطلاعیه صادر نمود و پس از آن همچون قدرت پوشالی رضاشاه فرو ریخت. ستاد جنگ رضاه شاه تنها اطلاعیه خود را در شش بند صادر نمود. در بند یک اعلامیه آمد: "ساعت چهار روز سوم شهریور ماه ارتش شوروی از شمال و ارتش انگلیس در باختر و جنوب باختری مرزهای کشور را مورد تجاوز و تعرض قرار داده اند." در بند دوم اعلامیه نیز امده بود: "شهرهای تبریز ؛ اردبیل ؛ رضائیه ؛......اهواز و بندر پهلوی مورد بمباران هوایی واقع و تلفات وارد شده نسبت به مردم غیر نظامی زیاد و نسبت به نظامیان کم بوده است.

" حمله ناجوانمردانه در ساحل آبادان انگلستان تقریبا" از آغاز جنگ عالمگیر از دولت ایران خواسته بود تا دفاع از شهر آبادان را عهده دار شود.پس از بمباران بحرین توسط هواپیماهای ایتالیایی ؛ انگلستان مجددا این درخواست را مطرح کرد که رضا شاه با ان مخالفت کرد و مدعی شد ایران توانایی دفاع از مرزهای خود را دارد! البته انگلستان به این ادعا وقعی ننهاد و چند دستگاه آتش بار ضد هوایی در اطراف آبادان مستقر نمود. رضا شاه مغرور به نیروی دریایی ایجاد شده یک هنگ از تیپ لشگر خوزستان را به فرماندهی سرهنگ معصومی در آبادان مستقر نمود.ناو جنگی ایرانی موسوم به پلنگ نیز در سواحل آبادان لنگر انداخته بود تا از مرزهای آبی ایران دفاع نماید.

روز دوم شهریور ماه مقارن ساعت هیجده یکی از رزم ناوهای انگلیسی حاضر در خلیج فارس با کسب اجازه از مرزداران ایران به بهانه گرفتن نفت و آب و تهیه آذوقه و استراحت افسران و افراد خود وارد ساحل آبادان شده و در مقابل ناو پلنگ در یکی از اسکله های شرکت نفت پهلو گرفت.

ناخدا سوم میلانیان فرمانده ناو پلنگ طبق عرف فرمانده رزم ناو انگلیسی را دیدار کرد و به ایشان خیر مقدم گفت.امکانات رفاهی و آذوغه در اختیار رزم ناو انگلیسی قرار داده شد تا این ناو صبح فردا به حوزه ی ماموریت خود در آبهای آزاد خلیج فارس باز گردد. ساعاتی از بامداد روز بعد نگذشته بود که ناخدا سوم میلانیان با صدای انفجاری مهیب از بستر خود در عرشه ناو پلنگ سراسیمه برخواست. از زمین و آسمان به ناو پلنگ توپ و خمپاره می ریخت و سربازان هندی نیز مسلسل بدست از عرشه رزم ناو انگلیسی میزبانان خود را به آتش بسته بودند! ناو بان یکم کهنمویی فرمانده توپخانه ناو پلنگ انتظار چنین حمله ناجوانمردانه ای از میهمانانی که چند ساعت پیش از آنان استقبال کرده بود را نداشت. او در اثر حمله خمپاره اندازان هندی یک دست خود را از دست داد و در حالی که با یک دست قصد آتش کردن توپ را داشت به قتل رسید. هم رزم دیگر او ناوبان ریاضی که مسئول کشیک قسمت عقب ناو پلنگ بود نیز ناجوانمردانه هدف خمپاره قرار گرفت و از بدن او هیچ چیز باقی نماند.

فرمانده ناو پلنگ ؛ ناخدا سوم میلانیان در جریان این حمله ناجوانمردانه مجروح شد.حجم اتش ناو انگلیسی بر ناو پلنگ به حدی بود که ساکنان آبادان با تصور زلزله ای مهیب از خواب پریدند و متوجه شدند اسکله شرکت نفت غرق دود و آتش است .همان اسکله ای که کارگزارن شرکت نفت وقتی سوار بر دوچرخه از ان می گذشتند برای سربازان و افسران ناو پلنگ دست تکان می دادند و خسته نباشی دلاور می گفتند. با اطمینان ناو انگلیسی از انهدام ناو پلنگ آتش بار آنان اندک اندک کم شد .ناخدا سوم میلانیان را به همراه سایر مجروحین به اسکله منتقل کردند تا برای مداوا به بیمارستان شرکت نفت ببرند اما او گفت حاضر است بمیرد اما به بیمارستان شرکت نفت نرود! سرانجام در حالی که فرماندهان انگلیسی و سربازان هندی سرگرم به اهتزاز در آوردن پرچم بریتانیا بر اسکله آبادان بودند میلانیان برای همیشه چشم از دیدن ایران فرو بست. جدال در مرکز مناطق نفت خیز صبح روز سوم شهریور 1320 انگلیسی ها در حیاط منزل مستر لین H.W.LENE رئیس مناطق نفت خیز در مسجدسلیمان جمع شده بودند تا اخبار را دنبال نمایند. پیامی از هفتکل بصورت رمز و با اصطلاحات حفاری رسید که خبر می داد شش نفر بر ارتشی از طریق بمبئی وارد خاک ایران شده اند .

یکصد سرباز هندی بدون خونریزی در مسجدسلیمان بر اوضاع مسلط شدند تا خوش خدمتی خود را به صاحب ها تکرار نمایند.فرمانده ژاندارمری مسجدسلیمان سعی کرد فرمانده انگلیسی نیروهای هندی را هدف قرار دهد که تیرش به خطا رفت و خودش هدف قرار گرفت و مجروح شد. در هفتکل نیز اخباری مبنی بر کشته شدن یک درجه دار ژاندارمری در درگیری با نیروهای انگلیسی منتشر شد .

علاوه بر آن در کرمانشاه هم نیروهای انگلیسی کنترل خطوط لوله و تاسیسات نفتی را در دست گرفتند. در چهارم شهریور با ورود سیصد سرباز ارتش ایران به مسجدسلیمان درگیری در مرکز میادین نفت خیز ابعاد تازه ای پیدا کرد. نیروهای ایرانی در قسمت های مختلف شهر سنگر بندی کرده و مقر اصلی خود را روبروی ترابری شرکت نفت در مسجدسلیمان مستقر نمودند. موقعیت برای انگلیسی ها سخت شده بود.فرمانده نیروهای ایرانی درخواست مذاکرات رئیس مناطق نفت خیز ؛ آقای لین را رد کرد تا انگلیسی ها حساب کار خود را بکنند.

روزهای بعد انگلیسی های مستقر در مسجدسلیمان توسط نیروهای ایرانی به حیاط منزل رئیس مناطق منتقل شدند تا در خصوص آنان تصمیم گیری شود.روز بعد یکی از این افراد روی دیوار منزل مذکور این نوشته را حکاکی کرد: نود و شش نفر از کارمندان به اتفاق همسران آناه در تاریخ بیست و ششم اوت 1941 در این خانه زندانی بودند و توسط نیروهای نظامی ایران به یک مقصد نامعلوم در ساعت هشت و سی دقیقه صبح روز بیست و هشتم اوت 19421 انتقال یافتند. مقصدی که برای انگلیسی ها نامعلوم بود ؛ اندیمشک در شمال استان خوزستان بود. نیروهای ایرانی هر چند ناجوانمردی ناو انگلیسی را در ساحل آبادان شنیده بودند اما می دانستند که با اسرای جنگی باید رفتاری انسانی داشته باشند .

کارمندی هم که این متن را حکاکی کرده بود می دانست که در ایران خطر چندانی آنان را تهدید نخواهد کرد! قبل از آنکه اتباع انگلیسی در میهمانسرای شرکت نفت در اندیمشک مستقر شوند خبر تسلیم ارتش شاهنشاهی ایران اعلام شد و انگلیسی ها سوار بر اتوبوس شرکت نفت در حالی که به فرمانده نیروهای ایرانی پوزخند می زدند اندیمشک را به مقصد مسجدسلیمان ترک می کردند! بدنبال آن در خانقین و کرمانشاه هم پس از چند روز که نیروهای ایرانی کنترل اوضاع را در دست گرفته بودند ؛ سربازان هندی مجددا" در پست های دیده بانی مستقر شده و پرچم شرکت نفت انگلیس و ایران A.I.O.C مجددا به اهتزاز در آمد.

استقرار نیروهای انگلیسی در مناطق نفت خیز هر چند چیز تازه ای نبود اما اینبار غرور سرکوب شده ی ایرانیانی را به همراه داشت که سربازان هندی را بر مال و جان و ناموس خویش مسلط می دیدند! جنایات سربازان تجاوزگر در مناطق نفت خیز تلخ ترین خاطره حافظه تاریخی این بخش از کشور است که به جرم داشتن نفت و نداشتن حکومتی مردمی و قدرتمند محکوم به تحمل حضور بیگانه بود. و مدتی بعد چرچیل پیروزمندانه گفت: "متفقین روی موجی از نفت به پیروزی رسیدند." نفتی که بدون شک بخش عمده آن از مناطق نفت خیز ایران تامین شده بود.

منابع:
یرواند آبراهامیان : ایران بین دو انقلاب
دکتر باقر عاقلی: رضا شاه و قشون متحدالشکل
دکتر محمود ستایش: برگی از تاریخ معاصر ایران (شهریور 20)
عباس طرفی: مدیران صنعت نفت
محمد علی همایون کاتوزیان: اقتصاد سیاسی ایران
+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

 شهریور ماه هر سال یادآور اشغال نظامی ایران توسط انگلستان و روسیه در جریان جنگ جهانی دوم به سال 1320 خورشیدی برابر با 1941 میلادی است. در زمانه ای که آتش جنگ عالمگیر دوم به دروازه های روسیه رسیده بود و دشمن مشترک ژرمن ؛ دو ابرقدرت زمانه خود انگلیس و روسیه را که دارای اختلاف نظر های فراوان در عرصه های استعماری بودند ؛ متحد نمود تا ترمز ارتش نازی را در سرمای سیبری بکشند.

ایران در آن شرایط موقعیتی خاص داشت موقعیتی که دولتین انگلیس و روسیه نمی توانستند نسبت بدان بی توجه باشند. وصیت پطر کبیر هنوز عملی نشده بود و ایران بهترین راه دسترسی آن کشور پهناور به دریای آزاد محسوب می شد و انگلستان نیز زیرکانه مایل بود تا بمب افکن های آلمانی بجای بمباران لندن و منچستر بر فراز خاک روسیه به پرواز درآیند و به همین دلیل از هیچ کوششی برای رساندن کمک به رقیب دیرینه خود در برابر دشمن مشترک جدید دریغ نمی کرد.
+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 22  توسط tehran  | 

جیمز. کلارک.ماکسول در سیزدهم نوامبر سال ۱۸۳۱ در ادینبرای اسکاتلند متولد شد از کودکی به ریاضیات و فیزیک علاقه فراوان داشت از سال ۱۸۴۱ ماکسول در فرهنگستان ادینبرا حضور می یافت و در آنجا با لوئیس کمبل زندگینامه نویس و دانش پژه افلاطونی و دوست تمام عمر دیدار می کرد در ۱۸۴۷ وارد دانشگاه ادینبرا شد و تحت تأثیر جیمز دیوید فاربز و سر ویلیام همیلتن قرار گرفت در ۱۸۵۰ به کمبریج رفت و زیر نظر معلم خصوصی بزرگ ویلیام هاپکنز به تحصیل پرداخت و همچنین تحت تأثیر استوکس و ویلیام هیوئل واقع شد او در سال ۱۸۵۴ از تحصیل فراغت یافت و در سال ۱۸۵۵ به عضویت ترینیتی برگزیده شد ماکسول از سال ۱۸۵۶ تا ۱۸۶۵ استادی کالج مارشال در ابردین و کالج کینگ در لندن را عهده دار بود آنگاه از کارهای منظم دانشگاهی کناره گرفت تا به نگارش اثر معروفش «رساله ای درباره برق و مغناطیس» بپردازد در ۱۸۷۱ به عنوان نخستین استاد فیزیک تجربی در کمبریج منصوب شد و نقشه آزمایشگاه کوندیش را طرح کرد و آن را گسترش داد ماکسول علاوه بر پژوهشهای انقلابی در برق مغناطیس و نظریه جنبشی گازها که نام وی را در تاریخ علم جاودان ساختند خدمات قابل توجه دیگری در چندین زمینه انجام داد نخستین مقاله اش درباره روش جدید ترسیم یک مرغانه کامل زمانی انتشار یافت که وی چهارده ساله بود کارهای ابتدایی او در نورشناسی هندسی بود از جمله کشف عدسی «چشم ماهی» (۱۸۴۳) و نور اکشسانی (۱۸۴۰) که با استفاده ازیک جفت منشور قطبنده که ویلیام نیکل به وی داده بود صورت پذیرفت ماکسول در سال ۱۸۳۹ پژوهش در مخلوط رنگها را درآزمایشگاه فاربز آغاز کرد و آنقدر پیش رفت تا دانش رنگ سنجی کمی را آفرید او ثابت کرد که نظیر همه رنگها را می توان با مخلوط کردن عامل طیفی بوجود آورد مشروط بر اینکه افزایش یا کاهش عاملها امکان پذیر باشد او نظریه تامس یانگ درباره سه گیرنده در دیدن رنگها را احیا کرد و نشان داد که کور رنگی به علت ناکارآیی یکی یا بیشتر ازیکی از این گیرنده هاست او اولین عکس سه رنگی را طرح ریزی کرد (۱۸۵۱) بیشتر وقت ماکسول بین سالهای ۱۸۴۵ و ۱۸۴۹ صرف بررسیهای ریاضی حرکات و پایداری حلقه های کیوان (زحل) گردید. ماکسول بر اثر مطالعه در حلقه های زحل که مسأله تعیین حرکات تعداد زیادی از اجسام متصادم را پیش آورد و بر اثر مقالات کلاوزیوس (۱۸۴۷ و ۱۸۴۸) با تصوری از احتمال و مسیرهای آزاد و نیز در نتیجه مطالعات قبلی (یعنی نظریه جنبشی گازها) به فرمول های آماری برای توزیع سرعتها در گازی با فشار یکنواخت انجامید و از آغاز عصر نوینی در فیزیک خبر داد که از تازگی فوق العاده اندیشه ماکسول درباره توصیف فرایندهای عملی فیزیک به وسیله تابعی آماری پدید آمد پژوهشهای ماکسول درباره توصیف فرایندهای عملی فیزیک به وسیله تابعی آماری پدید آمد پژوهشهای ماکسول در زمینه برق در سال۱۸۴۴ آغاز شد این پژوهشها به دو چرخه گسترده تقسیم می شوند چرخه اول از زمان پنج مقاله عمده است در زمینه برق مغناطیس چرخه دوم با تنظیم «رساله ای درباره برق و مغناطیس» و بیشتر از ده مقاله کوتاهتر در زمینه مسائل خاص ادامه می یابد. اندازه گیری های ناروانی گازی در فشارها و دماهای مختلف که ماکسول و همسرش در سال ۱۸۵۵ انجام دادند در آن زمان مفید ترین خدمت به فیزیک تجربی بود مقاله «نظریه پویشی گازها» که بعد از آن عرضه شد  تک مقاله ماکسول بود و ماکسول در آن نظریه تازه ای پرورد که در آن مولکولهای گاز به صورت مراکز نیرویی بودند دستخوش نیروی رانش مولکولی از درجه n ام و به جای میانگین مسیر آزاد زمان مشخص کننده ای را قرار می داد و آن «مدول زمان واهلش» تنشها در گاز بود فرایند های کوتاه مدت که با زمان واهلش مقایسه شوند کشسانند و فرایندهایی که طول مدتشان درازتر باشد ناروانند این نظریه واهلش کشش آغازگر تغییر شکل ماده شد و به طور نامستقیم به هر شاخه فیزیک اثر گذاشت ماکسول در دو سال آخر عمر خود دو مقاله بسیار قوی درباره فیزیک مولکولی منتشر ساخت کتاب درسی ماکسول به نام Theory of Heat «نظریه گرما» در سال ۱۸۷۰ منتشر شد و چندین چاپ با تجدید نظر بسیار انتشار یافت همچنین در سال ۱۸۷۳ کتاب خود را به نام «دوره الکتریسیته و مغناطیس» منتشر ساخت و بلافاصله به سمت استاد کرسی فیزیک دانشگاه انتخاب شد ولی عمرش کوتاه بود و در پنجم نوامبر سال ۱۸۷۹ در چهل و نه سالگی وفات یافت.
+ نوشته شده در  87/06/02ساعت 15  توسط tehran  | 

دید کلی
یونانیان باستان ، عالم را متشکل از چهار عنصر آتش ، خاک ، آب و هوا میدانستند. امروزه دانشمندان بکمک این عناصر ، تمام اجزای تشکیل دهنده جهان را آن طور که هست ، توضیح میدهند. آتش بیانگر انرژی بوده و سه عنصر دیگر نشان دهنده سه حالت از ماده جامد ، مایع و گاز میباشند. بر طبق این تقسیم بندی ، مواد جامد دارای شکل و ابعاد مشخصی بوده و همچنین جرم ، حجم و وزن مشخصی دارند.
مایعات و گازها شاره هستند، یعنی جریان مییابند. این اجسام شکل معینی ندارند و شکل ظرفی را که در آن قرار دارند بخود میگیرند، در حالیکه مقدار معینی دارند. مثلا مقدار آب ، دی اکسید کربن ، هوا ، شیر و غیره جرم قابل اندازه گیری و معینی دارند، اما نمیتوانند همانند جامدات با اعمال نیروی پس زنی کشانی ، در مقابل تغییر شکل ، مقاومت کنند.

بررسی حالات پنج گانه ماده و تحلیلی بر چیستی حالات تازه آن

تا کنون با سه شکل ماده آشنا شده اید: گاز، مایع و جامد.
ولی اینها تمام حالات ماده نیستند. اشکال ماده به طور کلی عبارتند از : جامد ,مایع ,گاز ,پلاسما و ماده چگال بونز -انیشتین- و حالت تازه کشف شده یعنی ماده چگال فرمیونی.

جامد
مواد جامد در برابر تغییر شکل مقاومت می کنند و آنها سفت و شکننده هستند.
برای درک چگونگی این موضوع می توان جامدات را اینگونه تعریف کنیم.
در حالت جامد ، نیروهای بین مولکولی ، بقدری قویتر از انرژی جنبشی هستند که باعث سخت شدن جسم در نتیجه عدم جاری شدن آن میگردند. جامدات شکل و حجم معینی دارند. در جامدات فاصله مولکولها مانند فاصله آنها در مایع است. جامدات نمیتوانند مانند وضعیتی که حالات مایع و گاز دارند، آزادانه به اطراف حرکت کنند. بلکه ، در جامد ، مولکولها در مکانهای خاصی قرار میگیرند و فقط میتوانند در اطراف این مکانها حرکت نوسانی رفت و برگشتی بسیار کوچک انجام دهند.
این حرکت نوسانی ، بخصوص در جامدات بلورین ، کاربردهای صنعتی و علمی زیادی را برای این دسته از مواد به دنبال دارد.

مایع
در حالت مایع ، مولکولها بهم نزدیکتر بوده، بطوریکه نیروهای مابینشان قویتر از انرژی جنبشی آنان میباشد. از طرف دیگر ، نیروها آنقدر قوی نیستند که قادر به ممانعت از حرکت مولکولها گردند. از این روست که جریان مایع از ظرفی به ظرف دیگر شدنی است، اما نسبت سرعت جاری شدن آب در مقایسه با مایعات دیگر از قبیل روغنها و گلسیرین بسیار متفاوت است که این تفاوت در سرعت جاری شدن ، میزان مقاومت یک مایع در مقابل جاری شدن ،یعنی ویسکوزیته آن خوانده می شود که خود تابعی از شکل ، اندازه مولکولی ، درجه حرارت و فشار میباشد. بنابراین مایعات حجم معین و شکل نامعینی دارند.
فاصله مولکولها در مایعات در مقایسه با گازها بسیار کم است. در مایعات مولکولها به اطراف خود حرکت میکنند و به سهولت روی هم میلغزند و راحت جریان (شارش) پیدا میکنند. مواد مایع با قابلیت شکل پذیری و جریان یافتن در شبکههای ریز ، کاربردهای زیادی در صنعت پیدا کردهاند.

گاز
به طور کلی می توان گازها را اینگونه تعریف کرد ؛
گاز ها کم چگالند و ساده متراکم می شوند و نه تنها شکل ظرف خود را می گیرند بلکه آنقدر منبسط می شوند تا ظرف را کاملا پر کنند.
اما اگر بخواهیم گازها را بهتر بشناسیم می توانیم بگوییم که ؛
حالت فیزیکی مواد در شرایط فشار و درجه حرارت طبیعی ، بستگی به اندازه مولکولی و نیروهای فیمابین آن دارد. اگر مقدار کمی از یک گاز ، در یک تانک نسبتا بزرگی قرار گیرد، مولکولهای آن با سرعت در سرتاسر تانک پخش میشوند. پخش سریع مولکولهای گاز دلالت بر آن میکند که نیروهای موجود فیمابین مولکولها ، بمراتب ضعیفتر از انرژی جنبشی آن است و از آنجایی که ممکن است مقدار کمی از یک گاز در سرتاسر تانک یافت شود، نشان دهنده آن است که مولکولهای گاز باید نسبتا از هم فاصله گرفته باشند. بنابراین گازها شکل و حجمشان بستگی به ظرفی دارد که در آن جای دارند.
در حالت گازی ، مولکولها آزادانه به اطراف حرکت کرده و با یکدیگر و نیز با دیواره ظرف برخورد میکنند. فاصله مولکولها در حالت گازی در حدود چند ده برابر فاصله آنها در حالت مایع و جامد است. اگر در یک ظرف نوشابه پلاستیکی را بسته و آنرا متراکم کنید و سپس آنرا با آب پر کرده و دوباره سعی کنید که آنرا متراکم کنید، در حالت اول بعلت فاصله زیاد بین مولکولی در گاز ، متراکم کردن سنگینتر و سختتر صورت میگیرد، در صورتی که در حالت دوم چنین نیست.

پلاسما
حالت چهارم ماده پلاسما ,شبیه گاز است و از اتمهایی تشکیل شده است که تمام یا تعدادی از الکترون های خود را از دست داده اند (یونیده شده اند) .
بیشتر مواد جهان در حالت پلاسما هستند مانند خورشید که از پلاسما تشکیل شده است. پلاسما اغلب بسیار گرم است و می توان آن را در میدان مغناطیسی به دام انداخت.
اما در تعریفی کلی از پلاسما باید گفت که ؛ پلاسما حالت چهارمی از ماده است که دانش امروزی نتوانسته آنها را جزو سه حالت دیگر پندارد و مجبور شده آنرا حالت مستقلی به حساب آورد. این ماده با ماهیت محیط یونیزه ، ترکیبی از یونهای مثبت و الکترون با غلظت معین میباشد که مقدار الکترونها و یونهای مثبت در یک محیط پلاسما تقریبا برابر است و حالت پلاسمای مواد ، تقریبا حالت شبه خنثایی دارد. پدیدههای طبیعی زیادی از جمله آتش ، خورشید ، ستارگان و غیره در رده حالت پلاسمایی ماده قرار میگیرند.
پلاسما شبیه به گاز است، ولی مرکب از ذرات باردار متحرکی به نام یون است. یونها بشدت تحت تاثیر نیروهای الکتریکی و مغناطیسی قرار میگیرند. مواد طبیعی در حالت پلاسما عبارتند از انواع شعله ، بخش خارجی جو زمین ، اتمسفر ستارگان ، بسیاری از مواد موجود در فضای سحابی و بخشی از دم ستاره دنبالهدار و شفقهای قطبی شمالی که نمایش خیره کننده ای از حالت پلاسمایی ماده است که در میدان مغناطیسی جریان مییابد
بد نیست بدانید که دانش امروزی حالات دیگری از جمله برهمکنش ضعیف و قوی هستهای را نیز در دستهبندیها بعنوان حالات پنجم و ششم ماده بحساب میآورد که از این حالات در توجیه خواص نکلئونهای هسته ، نیروهای هستهای ، واکنش های هستهای و در کل ((فیزیک ذرات بنیادی)) استفاده میشود.

چگال بوز – اینشتین
حالت پنجم با نام ماده چگال بوز-اینشتین(Booze-Einstein condensate) که در سال ۱۹۹۵ کشف شد، در اثر سرد شدن ذراتی به نام بوزونها (Bosons)تا دماهایی بسیار پایین پدید میآید. بوزونهای سرد در هم فرومیروند و ابر ذرهای که رفتاری بیشتر شبیه یک موج دارد تا ذرههای معمولی ، شکل میگیرد. ماده چگال بوز-اینشتین شکننده است و سرعت عبور نور در آن بسیار کم است.

چگال فرمیونی
حالت تازه هم ماده چگال فرمیونی (Fermionic condensate) است. “دبورا جین” (Deborah Jin) از دانشگاه کلورادو که گروهش در اواخر پاییز ۱۳۸۲ ، موفق به کشف این شکل تازه ماده شده است، میگوید”: وقتی با شکل جدیدی از ماده روبرو میشوید، باید زمانی را صرف شناخت ویژگیهایش کنید. آنها این ماده تازه را با سرد کردن ابری از پانصدهزار اتم پتاسیم با جرم اتمی ۴۰ تا دمایی کمتر از یک میلیونیم درجه بالاتر از صفر مطلق پدیدآوردند. این اتمها در چنین دمایی بدون گرانروی جریان مییابند و این ، نشانه ظهور مادهای جدید بود.
در این حالت اتمهای پتاسیم بدون آنکه چسبندگی میان آنها وجود داشته باشد ، بصورت مایع جریان یافتند . حالت چگالیده فرمیونی تا حدی شبیه چگالش بوز- اینشتین است .
هر دو حالت از اتمهایی تشکیل شده اند که این اتم ها در دمای پایین به هم می پیوندند و جسم واحدی را تشکیل می دهند . در چگالش بوز- اینشتین اتم ها از نوع بوزون هستند در حالیکه در چگالش فرمیونی اتم ها فرمیون هستند.
تفاوت میان بوزون ها و فرمیونها چیست ؟
رفتار بوزون ها به گونه ای است که تمایل دارند با هم پیوند برقرار کنند و به هم متصل شوند . یک اتم در صورتی که حاصل جمع تعداد الکترون ، پروتون و نوترون هایش زوج باشد، بوزون است . بعنوان مثال اتمهای سدیم بوزون هستند زیرا اتمهای سدیم در حالت عادی یازده الکترون ، یازده پروتون و دوازده نوترون دارند که حاصل جمع آنها عدد زوج ۳۴ می شود . بنابراین اتمهای سدیم این قابلیت را دارند که در دماهای پایین به هم متصل شوند و حالت چگالیده بوز- اینشتین را پدید اورند اما از طرف دیگر فرمین ها منزوی هستند . این ذرات طبق اصل طرد پائولی هنگامی که در یک حالت کوانتومی قرار می گیرند همدیگر را دفع می کنند و اگر ذره ای در یک حالت کوانتومی خاص قرار گیرد مانع از آن می شود که ذره دیگری هم بتواند به آن حالت دسترسی یابد .
هر اتم که حاصل جمع تعداد الکترون ، پروتون و نوترون هایش فرد باشد فرمیون است . به عنوان مثال ، اتم های پتاسیم با عدد جرمی ۴۰ فرمیون هستند زیرا دارای ۱۹ الکترون ، ۱۹ پروتون و ۲۱ نوترون هستند و حاصل جمع این سه عدد برابر ۵۹ می شود . دکتر جین و همکارانش بر پایه همین خاصیت انزوا طلبی فرمیونها روشی را پیش گرفتند و از میدانهای مغناطیسی کنترل شونده ای برای انجام آزمایشها استفاده کردند . میدان مغناطیسی باعث می شود که اتمهای منفرد با هم جفت شوند و میزان جفت شدگی اتمها در این حالت با تغییر میدان مغناطیسی قابل کنترل است . انتظار می رفت که اتمهای جفت شده پتاسیم خواص همانند بوزونها داشته باشند اما آزمایشها نشان دادند که در بعضی از اتمها که میزان جفت شدگی ضعیف بود هنوز بعضی از خواص فرمیونی خود را از دست نداده بودند .
در این حالت یک جفت از اتمهای جفت شده می تواند به جفت دیگری متصل شود و این جفت شدگی به همین ترتیب ادامه یابد تا این که سرانجام باعث تشکیل حالت چگالیده فرمیونی شود .
دکتر جین شک داشت که جفت شدگی اتم های مشاهده شده همانند جفت شدگی اتمهای هلیوم مایع باشد که به آن ابر شارگی می گویند . ابرشاره ها نیز بدون اینکه خاصیت چسبندگی بین آنها باشد به راحتی جریان می یابند . وضعیت مشابه دیگر ، حالت ابر رسانایی است . در یک ابر رسانا الکترونهای جفت شده( الکترون ها فرمیون هستند ) به محض آنکه با مقاومت الکتریکی مواجه شوند به راحتی جریان می یابند . علاقه وافری به ابر رساناها وجود دارد زیرا از آنها برای تولید الکتریسیته پاک و ارزان می توان استفاده کرد در صورتی که استفاده از ابر رساناها در تکنولوژی میسر شود قطارهای برقی سریع السیر و کامپیوترهای فوق سریع با قیمت پایین روانه بازار خواهد شد اما متاسفانه استفاده از ابررساناها و حتی تحقیق در باره آنها دشوار است .
بزرگترین مشکل این است که حداقل دمایی که لازم است تا یک ابررسانا ایجاد شود ۱۳۵- درجه سلسیوس است . بنابراین نیتروژن مایع یا دستگاه سرد کننده دیگری لازمست تا سیمهای رابط و هر وسیله جانبی دیگری که الکترونهای جفت شده در ان محیط قرار می گیرند را نگه دارد . این فرایند هزینه زیادی می خواهد و به دستگاههای پر حجمی نیاز دارد . اما اگر ابررسانایی بردمای اتاق شود کار کردن با آن فوق العاده راحت می شود و استفاده ازآن به خاطر مزیت های یاد شده سریعا افزایش می یابد جین می گوید کنترل میزان جفت شدگی اتمهابا استفاده از تغییر میدان مغناطیسی همانند تغییر دما برای یک ابررسانا ست . این روند ما را امیدوار می کند که بتوانیم آموخته های خود از چگالش فرمیونی را به دیگر زمینه ها از جمله ابر رسانایی در دمای اتاق تسری دهیم.
ناسا کاربردهای زیادی را برای ابررساناهادر نظر گرفته است به عنوان مثال استفاده از ابر رساناها باعث خواهد شد که مدار ماهواره های چرخنده به دور زمین با دقت بسیاربالایی کنترل شوند . خاصیت اصلی ابر رساناها به دلیل نداشتن مقاومت الکتریکی امکان انتقال جریان الکتریکی – حجم کوچکی از ابررسانا است . به همین خاطر اگر به جای سیم های مسی از ابر رساناها استفاده شود ،موتورهای فضاپیماها تا ۶ برابر نسبت به موتورهای فعلی سبکتر خواهند شد و باعث می شود که وزن و فضاپیما بسیار کاهش یابد .
از دیگر زمینه هایی که ابررساناها می توانند نقش اساسی در آنها بازی می کنند می توان کاوش های بعدی انسان از فضا را نام برد . ابررساناها بهترین گزینه برای تولید وانتقال بسیارکارآمد انرژی الکتریکی هستند و طی شب های طولانی ماه که دما تا ۱۷۳- درجه سانتی گراد پایین می آید و طی ماه های ژانویه تا مارس دستگاه های MRI ساخته شده ازسیم های ابررسانا ، ابزار تشخیص دقیق و توانمندی در خدمت سلامت خدمه فضاپیما خواهد بود .

+ نوشته شده در  87/06/02ساعت 15  توسط tehran  | 

مقدمه

یونانیان با تقسیم بندی گنبدهای آسمان برای هر یک از سیارات گنبدی خاص قایل بودند. نخستین کشفیات فیزیکی هنگامی صورت گرفت که تلاش گسترده ای برای برهانی کردن ریاضیات آغاز شده بود. در این زمان الکتریسیته و مغناطیس جدا از یکدیگر کنجکاوی انسان را برانگیخت. ذرات تشکیل دهنده ی جهان تقسیم بندی شد و نظریه ی اتمی ماده مطرح و اتر به عنوان عنصر کامل، این تقسیم بندی را تکامل بخشید. کروی بودن شکل زمین بطور مستدلل اثبات و حرکت دوار کاینات به دور زمین که تصور می شد دایره منحنی کامل است، از بدیهیات محسوب می شد. منطق قیاسی کشف گردید و تمام افکار و نظریات علمی را تحت تاثیر خود قرار داد.

استفاده از هندسه در نجوم آغاز شد. فاصله ی زمین تا تا ماه و خورشید محاسبه و نظریه زمین مرکزی زیر سیوال رفت. اما همچنان اعتقاد عموم بر آن بود که زمین مرکز جهان است.

دستگاه زمین مرکزی تحت تاثیر تقدس دایره ها حرکت پیچیده ی سیاره ها را با استفاده از مدارهای تدویر توجیه کرد. مکانیک یونانی بر اساس نظریه زمین مرکزی بخوبی علت سقوط اجسام به طرف زمین را توجیه می کرد. یونانیان حرکت مستقیم نور را بیان و به تشریح خواص آینه ها پرداختند. اما منطق قیاسی چنان بر افکار علمی آنان تسلط داشت که فیزیک یونانی را به بن بست کشید.

۱-۱ نخستین اندیشه های علمی

انسان به دلیل ارتباط مستقیم و تنگاتنگی که با طبیعت دارد از همان آغاز تفکر و تعمق خویش به پدیده های طبیعی نظر داشت و برداشت های معینی از آنها به عمل می آورد. طبعاً آسمان که از آن باران، برف و نور به انسان می رسید و نیز ستارگان شفاف در آن دیده می شد، جزء نخستین برداشت های انسان بود و در نتیجه اولین اظهار نظرهای علمی در خصوص این پدیده لایتناهی بوسیله انسان به عمل آمده است. در این راستا اولین نظریه های علمی توسط یونانیان ارایه شده است.

در آسمان هیچ چیزی نیست که در یک نگاه ساده، خیلی دور به نظر برسد. بنابراین در نخستین برداشتها از جهان، طبیعی است که گمان شود آسمان سایبان محکمی است که اجسام درخشان آن، همچون دانه های الماس، بر سقف آن چسبیده اند. این چنین بود که یونانیان باستان عقیده داشتند که آسمان بر شانه های اطلس رب النوع یونانی قرار دارد.

اسطوره های یونانی دلالت بر آن داشت که که آسمان از یکی دو متری بالای قله کوه ها چندان بالاتر نیست. در قرن ششم تا چهارم پیش از میلاد، اخترشناسان یونانی بوجود تنها یک سایبان شک کردند. زیرا در اوضاع نسبی ستارگان ثابت که به برداشت آنان حول زمین حرکت می کردند، ظاهراً تغییری نمی دیدند، اما اوضاع نسبی خورشید، ماه و پنج سیاره عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل تغییر می کرد. بنابراین مسلم بنظر می رسید که سیاره ها نمی توانند به گنبد ستارگان متصل باشند.

یونانیان فرض کرده بودند که هر سیاره در یک گنبد نامریی اسقرار یافته است و گنبدها یکی روی دیگری جا گرفته است. بر این اساس نزدیکترین گنبد از آن ماه است که تندترین حرکت را دارد. پس از آن به ترتیب گنبدهای مربوط به عطارد، زهره… و خورشید قرار دارند.

کاملاً طبیعی است که با چنین طبقه بندی پرسش هایی در مورد ابعاد جهان و موقعیت زمین و شکل و همچنین اجزای تشکیل دهنده آن پیش آید. احتمالاً این پرسش ها زمانی شکل گرفت که روشهای تجربی ریاضیات دیگر کفایت نمی کرد. بنابراین می توان حدس زد هنگامی که این سیوال پیش آمد که چرا قطر دایره آنرا نصف می کند، تفکر در مورد مسیر حرکت سیارات نیز اوج گرفت. شاید منطقی باشد که کوشش برای برهانی کردن ریاضیات را با پیدایش نخستین نظریه های فیزیکی همزمان بدانیم، این تصور زمانی قوت بیشتری می گیرد که می بینیم نخستین کشفیات ثبت شده ریاضی و فیزیکی متعلق به یک نفر است. تالس ملطی اولین فرد شناخته شده ای است که کشفیات ریاضی و فیزیک به او نسبت داده شده است.

۲-۱ الکتریسیته و مغناطیس

در حدود ۶۰۰ سال قبل از میلاد تالس ملطی متوجه شد که هرگاه صمغ فسیل شده ای که در سواحل بالتیک یافته بود، که ما امروز آنرا کهربا می نامیم و در آنروز الکترون Elektron نامیده می شد، با یک قطعه پوست مالش داده شود، می تواند پر، نخ یا کرک را بخود جذب کند.

همچنین کلمه ی ماگنت Magnet به معنی آهنربا از یک شهر قدیمی یونان بنام ماگنیا Magnesia که در نزدیکی آن نخستین سنگ آهنربا کشف شده بود، گرفته شده است. آهنربا اکسیدی از آهن است که خواص مغناطیسی یعنی آهنربایی دارد. گفته شده است که تالس نخستین کسی بود که خواص آنرا تشریح کرده است. گفته اند که تالس در سال ۵۸۵ قبل لز میلاد وقوع کسوفی را پیشگویی کرد و کسوف به وقوع پیوست.

۳-۱ عناصر تشکیل دهنده ی جهان - اتم

امیدوکس در حدود سال ۴۸۰ قبل از میلاد نظر داد که زمین از چهار عنصر خاک، هوا، آّ و آتش تشکیل شده است. یونانیان در باره ی این موضوع بحث می کردند که آیا می توان ماده را به اجزایی کوچکتر و هر جزء را به جزء کوچکتر و باز هم کوچکتر تقسیم کرد و این عمل تجزی را تا بینهایت ادامه داد؟ یا اینکه این عمل تجزیه محدود است؟ دوموکریتوس در حدود ۴۵ قبل از میلاد محدود بودن عمل تجزیه را بیان کرد. وی اظهار داشت همه ی اجسام از ذره ی غیر قابل تجزیه ای به نام اتم Atom تشکیل شده است. اتم در یونانی به معنی غیر قابل تقسیم است. وی حتی نظر داد که مواد متفاوت از اتمهای مختلف یا ترکیبات آنها ساخته شده است و با تغییر آرایش اتمها می توان ماده ای را به ماده ی دیگر تبدیل کرد. ارسطو و سایر فلاسفه رواقی نظریه دموکریتوس را نپذیرفتند، ایشان اعتقاد داشتند که فضا و ماده بصورت پیوسته است، یعنی می توان یک قطعه از ماده را بدون حد و مرز به قطعه های کوچک و باز هم کوچکتر تقسیم کرد، بی آنکه به ذره ی غیر قابل تقسیمی برسیم. در مورد عناصر تشکیل دهنده ی جهان ارسطو تصور می کرد، در آنسوی لایه های آب، هوا، خاک و آتش، عنصر کامل و غیر زمینی دیگری وجود دارد که وی آنرا اتر Ether در یونانی به معنی پنجم نامید. در این تقسیم بندی جایی برای عدم وجود نداشت. در ضمن انتهای هیچکدام از لایه ها مشخص نبود.

۴-۱ نجوم

یونانیان عقیده داشتند که زمین به شکل کره است. فیثاغورس اولین کسی بود که کروی بودن زمین را در سال ۵۲۵ قبل از میلاد بیان کرد. اما نخستین استدلال ها در مورد کروی بودن زمین منصوب به ارسطو است. وی در کتاب در باره ی افلاک نوشت، زمین جسمی کروی است و نه یک سطح صاف و برای این ادعا دو دلیل آورد. نخست آنکه او دریافته بود که ماه گرفتگی به دلیل قرار گرفتن زمین بین ماه و خورشید است، چون سایه زمین بر روی ماه همواره گرد است، پس زمین باید کروی باشد که سایه اش دایره می شود. دومین دلیل این بود که یونانیان طی سفرهای خود متوجه شده بودند که ستاره شمال، در مناطق جنوبی پایین تر از نواحی شالی در آسمان ظاهر می شود، و چ.ن ستاره شمال بر فراز زمین ظاهر می شود، این جابجایی تنها در صورتی می تواند رخ دهد که زمین کروی باشد.

ارسطو به محاسبه محیط دایره استوا پرداخت و رقم چهارصد هزار استادیم را به دست آورد که با احتساب هر استادیوم یکصد و هشتاد متر، رقم به دست آمده تقریباً دو برابر رقم پذیرفته شده ی کنونی است.

ارسطو عقیده داشت که زمین ثابت و مرکز جهان است و خورشید، ماه و سیارات و ستارگان در مدارهای کروی دور زمین می چرخند و بیش از پیش به تثبیت این عقیده یونانیان پرداخت که کره شکل کامل است.

آریستاخوس، ریاصیات را در نجوم به کار برد. وی با استفاده از ابزاهای ابتدایی در حدود ۲۸۰ قبل از میلاد به محاسبه فاصله ی زمین و خورشید پرداخت. آریستاخورس متوجه شد که انحنای سایه زمین، وقتی از ماه می گذرد می بایستی ابعاد نسبی زمین و ماه را نشان دهد. وی پس از محاسبه ی فاصله زمین و ماه و تشکیل مثلث قایم الزاویه فرضی، هنگامیکه ماه در تربیع اول بود، فاصله زمین تا خورشید را تعیین کرد. بنظر وی خورشید تقریباً بیست برابر دور تر از ماه قرار داشت. هرچند ارقام به دست آمده درست نبود، ولی آریستاخورس نتیجه گرفت که خورشید باید حداقل هفت برابر بزرگتر از زمین باشد. وی با غیر منطقی بودن گردش خورشید بزرگ به دور زمین کوچک، نظر داد که زمین باید به دور خورشید بگردد. البته نظر آریستاخورس پذیرفته نشد. چون وی نظریه خورشید مرکزی منظومه شمسی را ارایه داد، امروزه به عنوان کپرنیک عهد باستان شناخته می شود.

اراتستن در حدود ۲۴۰ قبل از میلاد متوجه شد که روز اول تابستان در آسوان، خورشید در بالای سر است و در اسکندریه که ۸۰۰ کیلومتر با آن فاصله دارد، در بالای سر نیست. وی نظر داد که سطح زمین باید نسبت به خورشید، انحنا داشته باشد. وی با استفاده از طول سایه ای که هنگام ظهر اول تابستان در اسکندریه تشکیل می شود، و مقایسه ی آن با طول سایه در روز اول تابستان در آسوان و با استفاده از هندسه خطوط مستقیم، انحنای زمین را با فرض کروی بودن آن حساب کرد. در نتیجه محیط و قطر زمین را تعیین کرد. ارقامی که آراتستن به دست آورد، ۱۲۸۰۰ کیلومتر برای قطر زمین و چهل هزار کیلومتر برای محیط زمین بود که تقریباً با اعداد مورد قبول امروزی مطافقت دارد.

هیپارخوس در حدود ۱۵۰قبل از میلاد و با استفاده از روش آریستارخوس به محاسبه فاصله ی زمین و ماه پرداخت. وی فاصله زمین تا ماه را سی برابر قطر زمین به دست آورد. اگر قطر زمین را مطابق رقم اراتستن در نظر بگیریم، فاصله زمین تا ماه که هیپارخوس حساب کرد برابر ۳۸۴۰۰۰ کیلومتر می شود که تقریباً درست است. همچنین هیپارخوس گزارشی از انحراف ماه و خورشید از حرکت دایره ای داد است. چون ماه در مدار خود به دور زمین گاهی در شمال استوا و گاهی در جنوب استوا است، سبب این انحراف می گردد. هیپارخوس با اشاره به این امر بدون ذکر دلیل، اظهار داشت که این انحراف سبب می شود که خورشید در هر سال حدود پنجاه ثانیه قوسی در سمت راست مشرق به نقطه اعتدال می رسد. چون به این ترتیب در هر سال نقطه اعتدال جلوتر می آید، هیپاهرخوس این تغییر مکان را تقدیم اعتدالیون نامید که هنوز هم به همان نام شناخته می شود.

اخترشناسان بعدی از هیپارخوس تا بطلمیوس حرکات اجرام آسمانی را بر مبنای این نظر مورد مطالعه قرار دادند که زمین ساکن و مرکز جهان است. ماه در ۳۸۴۰۰۰کیلومتری آن و اجسام دیگر آسمانی دورتر و در فاصله ای نامعین از آن هستند. چون دایره را منحنی کامل می پنداشتند، نتیجه می گرفتند که تمام اجرام آسمانی بایستی در مسیرهای دایره ای به دور زمین بچرخند. اما مشاهدات آنها که از کشتیرانی و تدوین تقویم برخاسته بود، نشان می داد مسیر سیاره ها دایره های کاملی و ساده ای نیستند. بنابراین هنگامیکه بطلمیوس دستگاه زمین مرکزی خود را تنظیم کرد، مسیر سیاره ها را در ترکیبی از دایره های پیچیده نشان داد.

۵-۱ دستگاه زمین مرکزی بطلمیوس

بطلمیوس در حدود ۱۵۰ میلادی رساله ی پر نفوذی به نام سونتارکنس ماتماتیکا یا مجموعه ی ریاضی نوشت. هر چند این رساله بر نوشته های هیپارخوس مبتنی است، اما به خاطر فشردگی و زیبایی چشمگیرش مورد توجه قرار گرفت. شارحین بعدی برای متمایز ساختن آن از آثار کم اهمیت تر صفت مجیسته یا مجسطی به معنی بزرگترین را به آن منسوب کردند.

مترجمین عرب زبان حرف تعریف ال را پیشوند کردند و آنرا المجسطی نامیدند.

بطلمیوس در المجسطی پدیده هایی را بررسی می کند که بستگی به کرویت زمین دارند. سپس دستگاه زمین مرکزی نجوم را طرح ریزی می کند که قریب به ۱۵۰۰ سال مورد پذیرش عموم بود. المجسطی قدیمی ترین کوشش مجدانه در راه تبیین حرکت شناسی منظومه شمسی است. اما در توجیه حرکتهای پیچیده ی سیاره ها که فاصله ثابتی با زمین ندارند، روی مدارهای دایره ای عاجز بود. بنابراین مفهموم مدارهای تدویر را بکار گرفت.

طبیق این نظریه هم سیاره روی دایره ای حرکت می کند که مرکز آن به نوبه ی خود روی دایره ای به مرکز زمین حرکت می کند. بطلمیوس مجبور شد به انواع دیگر مدار هم توسل جوید، اما هر کدام از اینها نیز دایره تقدس خود را به عنوان شکل اصلی حرکات سیاره ها حفظ کرد.

۶-۱ مکانیک یونانی

هرچند مکانیک یونانی به اندیشه های ارسطو خلاصه نمی شود، اما نظریه های وی تاثیری بس عمیق بر افکار اندیشمندان برای قرون متمادی داشت. ارسطو ادعای ریاضیدان بودن نداشت، اما تسلطی خارق العاده بر روشهای ریاضی داشت و سازمان دهنده ی منطق قیاسی بود.

هراکلیدس در ۳۵۰ سال قبل از میلاد گفت: تصور اینکه زمین به دور خورشید می گردد بسیار ساده تر از این تصور است که تمامی گنبد آسمان به دور زمین می چرخد. اما این گفته مورد پذیرش ارسطو واقع نشد. ارسطو بیش از هر کی دیگری اسیر دستگاه منطق قیاسی که خود بوجود آورنده اش هست بود.

با توجه به اینکه ارسطو اعتقاد داشت زمین مرکز جهان است، بخوبی می توان دیدگاهش را در باره ی علت سقوط اجسام بر سطح زمین توجیه کرد.به اعتقاد ارسطو هر شیی به اصل خویش باز می گردد و مکان واقعی خود را جستجو می کند. چ.ن سنگ از جنس خاک است به طرف زمین سقوط می کند و چون دود از جنس آتش است به طرف هوا صعود می کند. در مورد سقوط آزاد اجسام گفته است که اگر دو جسم با سنگینی مختلف را از فاصله ی معینی رها کنیم، جسم سنگین تر زودتر به زمین می رسد. این برداشت نمی توانست علت همه حرکت ها را توجیه کندّ اما دلیل سکون اجسامرا توجیه می کرد. به اعتقاد ارسطو نیروی خارجی عامل حرکت بود. وی در این مورد چنین گفته است: جسم متحرک هنگامی به حالت سکون در می آید که نیرویی که آنرا در امتداد خود به حرکت واداشته است، دیگر نتواند بر آن اثر کند و آنرا براند.

بنابراین به برداشت ارسطو نیروی خارجی عامل حرکت بود و در غیاب نیروی خارجی همه ی اجسام به حالت سکون در می آمدند.

۷-۱ نور

فلاسفه ی یونان اعتقاد داشتند همانگونه که چوب دستی یک نا بینا به مانعی برخورد می کند و آنرا برای وی مشخص می کند، پرتوهای نور نیز از چشم خارج شده به اجسام برخورد می کنند و با بازگشت به چشم آنها را نمایان می سازد. اما نظریه دیگری نیز در مورد حرکت و منشاء آن وجود داشت. برخی اعتقاد داشتند نور از اجسام فروزان منتشر می شود و به چشم می رسد افلاطون از خمیدگی ظاهری اجسام در خالیکه که بخشی از آن در آب فرو رفته، سخن گفته است. اقلیدس انتشار مستقیم نور و قانون بازتابش آن را بیان کرده است. ارشمیدس از خواص آینه ها سخن گفته است. هرون نیز به تشریح خواص آینه ها پرداخته و مسایلی راجع به ساختن آینه ها با خواص معین را بیان کرده است. وی حتی طرز ساختن آینه هایی را که بوسیله آن شخص بتواند پشت سر خود را ببیند، و یا وارونه دیده شود ارایه کرده است. همچنین هرون به تشریح این امر پرداخته که نور کوتاهترین مسیر بین دو نفطه را می پیماید. بطلمیوس شکست نور را مورد بررسی قرار داد و به اندازه گیری زاویه تابش و باز تابش همت گماشت.

بن بست فیزیک یونانی

یناونیان دانشی را که با زندگی روزمره ارتباط داشت کم ارزش می شمردند. ولی در ریاضیات موفقیت چشمگیری کسب کردند. ریاصیاتی که به اعتقاد آنان بر اساس یک سری اصول بدیهی شکل گرفته بود و سایر قضایا را بوسیله منطق قیاسی استنتاج می کردند. یونانیان چنان دلباخته ی آن شدند که قیاس را تنها وسیله ی معتبر کسب دانش می پنداشتند. اما می دانستند. که قیاس برای پاسخگویی به برخی از پرسش ها کافی نیست. مثلاً فاصله دو شهر را بوسیله قیاس نمی توانستند به دست آورند، بلکه باید اندازه گیری می کردند. هرگاه که لازم بود، طبیعت را مشاهده می کرند، ولی این امر با رقبت انجام نمی گرفت. در هیچ جا ثبت نشده که ارسطو دو سنگ ناهم وزن را بسوی زمین رها کرده باشد تا نظر خود را بیازماید. آزمایش کردن به نظر یونانیان کاری بیهوده و معارض با زیبایی قیاس خالص بود و از ارزش آن می کاست.

اعتقاد به ارزش قیاس که بر بدیهیات پایه گذاری شده بود، سرانجام به لبه پرتگاهی رسید که راهی برای عبور نداشت. کشفیات بیشتری برای ریاضیات و فیزیک مطرح نبود. همه را به این راضی می کردند که بگویند ارسطو چنین گفته است و یا اقلیدس گفته است. بنابراین دستگاه زمین مرکزی بطلمیوس توام با نظریه های فیزیکی ارسطو که اکثراً با تناقض همراه بود، برای توجیه جهان کافی می پنداشتند.

دانشمندان اسلامی نیز که دست آوردهای علمی یونانیان را در طول قرون وسطی حفظ کردند، و دارای کشفیات مهمی نیز می باشند، نتوانستند بگونه ای منسجم عمل کنند. هرچند خیام را می توان نخستین کسی دانست که اصل توازی اقلیدس زا زیر سیوال برد، اما بعد مدتی به فراموشی سپرده شد.

جای بسی تاسف است که جمشید کاشانی و ملا باقر یزدی به اثبات قضیه ای در ریاضیات پرداختند که صدها سال قبل از ایشان توسط کمال الدین فارسی ثابت شده بود. که نشان از بی اطلاعی مجامع علمی ایرانییان از کارهای یکدیگر بود.

سرانجام متفکران رنسانس در برابر نظریه های قدیم فلسفه ی طبیعی که دیگر قانع کننده نبود، چشم انداز جدیدی گشودند که در فصل بعدی مورد بحث قرار خواهد گرفت

+ نوشته شده در  87/06/02ساعت 15  توسط tehran  | 

مطالب قدیمی‌تر