بیزیک یونانی

مقدمه

یونانیان با تقسیم بندی گنبدهای آسمان برای هر یک از سیارات گنبدی خاص قایل بودند. نخستین کشفیات فیزیکی هنگامی صورت گرفت که تلاش گسترده ای برای برهانی کردن ریاضیات آغاز شده بود. در این زمان الکتریسیته و مغناطیس جدا از یکدیگر کنجکاوی انسان را برانگیخت. ذرات تشکیل دهنده ی جهان تقسیم بندی شد و نظریه ی اتمی ماده مطرح و اتر به عنوان عنصر کامل، این تقسیم بندی را تکامل بخشید. کروی بودن شکل زمین بطور مستدلل اثبات و حرکت دوار کاینات به دور زمین که تصور می شد دایره منحنی کامل است، از بدیهیات محسوب می شد. منطق قیاسی کشف گردید و تمام افکار و نظریات علمی را تحت تاثیر خود قرار داد.

استفاده از هندسه در نجوم آغاز شد. فاصله ی زمین تا تا ماه و خورشید محاسبه و نظریه زمین مرکزی زیر سیوال رفت. اما همچنان اعتقاد عموم بر آن بود که زمین مرکز جهان است.

دستگاه زمین مرکزی تحت تاثیر تقدس دایره ها حرکت پیچیده ی سیاره ها را با استفاده از مدارهای تدویر توجیه کرد. مکانیک یونانی بر اساس نظریه زمین مرکزی بخوبی علت سقوط اجسام به طرف زمین را توجیه می کرد. یونانیان حرکت مستقیم نور را بیان و به تشریح خواص آینه ها پرداختند. اما منطق قیاسی چنان بر افکار علمی آنان تسلط داشت که فیزیک یونانی را به بن بست کشید.

۱-۱ نخستین اندیشه های علمی

انسان به دلیل ارتباط مستقیم و تنگاتنگی که با طبیعت دارد از همان آغاز تفکر و تعمق خویش به پدیده های طبیعی نظر داشت و برداشت های معینی از آنها به عمل می آورد. طبعاً آسمان که از آن باران، برف و نور به انسان می رسید و نیز ستارگان شفاف در آن دیده می شد، جزء نخستین برداشت های انسان بود و در نتیجه اولین اظهار نظرهای علمی در خصوص این پدیده لایتناهی بوسیله انسان به عمل آمده است. در این راستا اولین نظریه های علمی توسط یونانیان ارایه شده است.

در آسمان هیچ چیزی نیست که در یک نگاه ساده، خیلی دور به نظر برسد. بنابراین در نخستین برداشتها از جهان، طبیعی است که گمان شود آسمان سایبان محکمی است که اجسام درخشان آن، همچون دانه های الماس، بر سقف آن چسبیده اند. این چنین بود که یونانیان باستان عقیده داشتند که آسمان بر شانه های اطلس رب النوع یونانی قرار دارد.

اسطوره های یونانی دلالت بر آن داشت که که آسمان از یکی دو متری بالای قله کوه ها چندان بالاتر نیست. در قرن ششم تا چهارم پیش از میلاد، اخترشناسان یونانی بوجود تنها یک سایبان شک کردند. زیرا در اوضاع نسبی ستارگان ثابت که به برداشت آنان حول زمین حرکت می کردند، ظاهراً تغییری نمی دیدند، اما اوضاع نسبی خورشید، ماه و پنج سیاره عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل تغییر می کرد. بنابراین مسلم بنظر می رسید که سیاره ها نمی توانند به گنبد ستارگان متصل باشند.

یونانیان فرض کرده بودند که هر سیاره در یک گنبد نامریی اسقرار یافته است و گنبدها یکی روی دیگری جا گرفته است. بر این اساس نزدیکترین گنبد از آن ماه است که تندترین حرکت را دارد. پس از آن به ترتیب گنبدهای مربوط به عطارد، زهره… و خورشید قرار دارند.

کاملاً طبیعی است که با چنین طبقه بندی پرسش هایی در مورد ابعاد جهان و موقعیت زمین و شکل و همچنین اجزای تشکیل دهنده آن پیش آید. احتمالاً این پرسش ها زمانی شکل گرفت که روشهای تجربی ریاضیات دیگر کفایت نمی کرد. بنابراین می توان حدس زد هنگامی که این سیوال پیش آمد که چرا قطر دایره آنرا نصف می کند، تفکر در مورد مسیر حرکت سیارات نیز اوج گرفت. شاید منطقی باشد که کوشش برای برهانی کردن ریاضیات را با پیدایش نخستین نظریه های فیزیکی همزمان بدانیم، این تصور زمانی قوت بیشتری می گیرد که می بینیم نخستین کشفیات ثبت شده ریاضی و فیزیکی متعلق به یک نفر است. تالس ملطی اولین فرد شناخته شده ای است که کشفیات ریاضی و فیزیک به او نسبت داده شده است.

۲-۱ الکتریسیته و مغناطیس

در حدود ۶۰۰ سال قبل از میلاد تالس ملطی متوجه شد که هرگاه صمغ فسیل شده ای که در سواحل بالتیک یافته بود، که ما امروز آنرا کهربا می نامیم و در آنروز الکترون Elektron نامیده می شد، با یک قطعه پوست مالش داده شود، می تواند پر، نخ یا کرک را بخود جذب کند.

همچنین کلمه ی ماگنت Magnet به معنی آهنربا از یک شهر قدیمی یونان بنام ماگنیا Magnesia که در نزدیکی آن نخستین سنگ آهنربا کشف شده بود، گرفته شده است. آهنربا اکسیدی از آهن است که خواص مغناطیسی یعنی آهنربایی دارد. گفته شده است که تالس نخستین کسی بود که خواص آنرا تشریح کرده است. گفته اند که تالس در سال ۵۸۵ قبل لز میلاد وقوع کسوفی را پیشگویی کرد و کسوف به وقوع پیوست.

۳-۱ عناصر تشکیل دهنده ی جهان - اتم

امیدوکس در حدود سال ۴۸۰ قبل از میلاد نظر داد که زمین از چهار عنصر خاک، هوا، آّ و آتش تشکیل شده است. یونانیان در باره ی این موضوع بحث می کردند که آیا می توان ماده را به اجزایی کوچکتر و هر جزء را به جزء کوچکتر و باز هم کوچکتر تقسیم کرد و این عمل تجزی را تا بینهایت ادامه داد؟ یا اینکه این عمل تجزیه محدود است؟ دوموکریتوس در حدود ۴۵ قبل از میلاد محدود بودن عمل تجزیه را بیان کرد. وی اظهار داشت همه ی اجسام از ذره ی غیر قابل تجزیه ای به نام اتم Atom تشکیل شده است. اتم در یونانی به معنی غیر قابل تقسیم است. وی حتی نظر داد که مواد متفاوت از اتمهای مختلف یا ترکیبات آنها ساخته شده است و با تغییر آرایش اتمها می توان ماده ای را به ماده ی دیگر تبدیل کرد. ارسطو و سایر فلاسفه رواقی نظریه دموکریتوس را نپذیرفتند، ایشان اعتقاد داشتند که فضا و ماده بصورت پیوسته است، یعنی می توان یک قطعه از ماده را بدون حد و مرز به قطعه های کوچک و باز هم کوچکتر تقسیم کرد، بی آنکه به ذره ی غیر قابل تقسیمی برسیم. در مورد عناصر تشکیل دهنده ی جهان ارسطو تصور می کرد، در آنسوی لایه های آب، هوا، خاک و آتش، عنصر کامل و غیر زمینی دیگری وجود دارد که وی آنرا اتر Ether در یونانی به معنی پنجم نامید. در این تقسیم بندی جایی برای عدم وجود نداشت. در ضمن انتهای هیچکدام از لایه ها مشخص نبود.

۴-۱ نجوم

یونانیان عقیده داشتند که زمین به شکل کره است. فیثاغورس اولین کسی بود که کروی بودن زمین را در سال ۵۲۵ قبل از میلاد بیان کرد. اما نخستین استدلال ها در مورد کروی بودن زمین منصوب به ارسطو است. وی در کتاب در باره ی افلاک نوشت، زمین جسمی کروی است و نه یک سطح صاف و برای این ادعا دو دلیل آورد. نخست آنکه او دریافته بود که ماه گرفتگی به دلیل قرار گرفتن زمین بین ماه و خورشید است، چون سایه زمین بر روی ماه همواره گرد است، پس زمین باید کروی باشد که سایه اش دایره می شود. دومین دلیل این بود که یونانیان طی سفرهای خود متوجه شده بودند که ستاره شمال، در مناطق جنوبی پایین تر از نواحی شالی در آسمان ظاهر می شود، و چ.ن ستاره شمال بر فراز زمین ظاهر می شود، این جابجایی تنها در صورتی می تواند رخ دهد که زمین کروی باشد.

ارسطو به محاسبه محیط دایره استوا پرداخت و رقم چهارصد هزار استادیم را به دست آورد که با احتساب هر استادیوم یکصد و هشتاد متر، رقم به دست آمده تقریباً دو برابر رقم پذیرفته شده ی کنونی است.

ارسطو عقیده داشت که زمین ثابت و مرکز جهان است و خورشید، ماه و سیارات و ستارگان در مدارهای کروی دور زمین می چرخند و بیش از پیش به تثبیت این عقیده یونانیان پرداخت که کره شکل کامل است.

آریستاخوس، ریاصیات را در نجوم به کار برد. وی با استفاده از ابزاهای ابتدایی در حدود ۲۸۰ قبل از میلاد به محاسبه فاصله ی زمین و خورشید پرداخت. آریستاخورس متوجه شد که انحنای سایه زمین، وقتی از ماه می گذرد می بایستی ابعاد نسبی زمین و ماه را نشان دهد. وی پس از محاسبه ی فاصله زمین و ماه و تشکیل مثلث قایم الزاویه فرضی، هنگامیکه ماه در تربیع اول بود، فاصله زمین تا خورشید را تعیین کرد. بنظر وی خورشید تقریباً بیست برابر دور تر از ماه قرار داشت. هرچند ارقام به دست آمده درست نبود، ولی آریستاخورس نتیجه گرفت که خورشید باید حداقل هفت برابر بزرگتر از زمین باشد. وی با غیر منطقی بودن گردش خورشید بزرگ به دور زمین کوچک، نظر داد که زمین باید به دور خورشید بگردد. البته نظر آریستاخورس پذیرفته نشد. چون وی نظریه خورشید مرکزی منظومه شمسی را ارایه داد، امروزه به عنوان کپرنیک عهد باستان شناخته می شود.

اراتستن در حدود ۲۴۰ قبل از میلاد متوجه شد که روز اول تابستان در آسوان، خورشید در بالای سر است و در اسکندریه که ۸۰۰ کیلومتر با آن فاصله دارد، در بالای سر نیست. وی نظر داد که سطح زمین باید نسبت به خورشید، انحنا داشته باشد. وی با استفاده از طول سایه ای که هنگام ظهر اول تابستان در اسکندریه تشکیل می شود، و مقایسه ی آن با طول سایه در روز اول تابستان در آسوان و با استفاده از هندسه خطوط مستقیم، انحنای زمین را با فرض کروی بودن آن حساب کرد. در نتیجه محیط و قطر زمین را تعیین کرد. ارقامی که آراتستن به دست آورد، ۱۲۸۰۰ کیلومتر برای قطر زمین و چهل هزار کیلومتر برای محیط زمین بود که تقریباً با اعداد مورد قبول امروزی مطافقت دارد.

هیپارخوس در حدود ۱۵۰قبل از میلاد و با استفاده از روش آریستارخوس به محاسبه فاصله ی زمین و ماه پرداخت. وی فاصله زمین تا ماه را سی برابر قطر زمین به دست آورد. اگر قطر زمین را مطابق رقم اراتستن در نظر بگیریم، فاصله زمین تا ماه که هیپارخوس حساب کرد برابر ۳۸۴۰۰۰ کیلومتر می شود که تقریباً درست است. همچنین هیپارخوس گزارشی از انحراف ماه و خورشید از حرکت دایره ای داد است. چون ماه در مدار خود به دور زمین گاهی در شمال استوا و گاهی در جنوب استوا است، سبب این انحراف می گردد. هیپارخوس با اشاره به این امر بدون ذکر دلیل، اظهار داشت که این انحراف سبب می شود که خورشید در هر سال حدود پنجاه ثانیه قوسی در سمت راست مشرق به نقطه اعتدال می رسد. چون به این ترتیب در هر سال نقطه اعتدال جلوتر می آید، هیپاهرخوس این تغییر مکان را تقدیم اعتدالیون نامید که هنوز هم به همان نام شناخته می شود.

اخترشناسان بعدی از هیپارخوس تا بطلمیوس حرکات اجرام آسمانی را بر مبنای این نظر مورد مطالعه قرار دادند که زمین ساکن و مرکز جهان است. ماه در ۳۸۴۰۰۰کیلومتری آن و اجسام دیگر آسمانی دورتر و در فاصله ای نامعین از آن هستند. چون دایره را منحنی کامل می پنداشتند، نتیجه می گرفتند که تمام اجرام آسمانی بایستی در مسیرهای دایره ای به دور زمین بچرخند. اما مشاهدات آنها که از کشتیرانی و تدوین تقویم برخاسته بود، نشان می داد مسیر سیاره ها دایره های کاملی و ساده ای نیستند. بنابراین هنگامیکه بطلمیوس دستگاه زمین مرکزی خود را تنظیم کرد، مسیر سیاره ها را در ترکیبی از دایره های پیچیده نشان داد.

۵-۱ دستگاه زمین مرکزی بطلمیوس

بطلمیوس در حدود ۱۵۰ میلادی رساله ی پر نفوذی به نام سونتارکنس ماتماتیکا یا مجموعه ی ریاضی نوشت. هر چند این رساله بر نوشته های هیپارخوس مبتنی است، اما به خاطر فشردگی و زیبایی چشمگیرش مورد توجه قرار گرفت. شارحین بعدی برای متمایز ساختن آن از آثار کم اهمیت تر صفت مجیسته یا مجسطی به معنی بزرگترین را به آن منسوب کردند.

مترجمین عرب زبان حرف تعریف ال را پیشوند کردند و آنرا المجسطی نامیدند.

بطلمیوس در المجسطی پدیده هایی را بررسی می کند که بستگی به کرویت زمین دارند. سپس دستگاه زمین مرکزی نجوم را طرح ریزی می کند که قریب به ۱۵۰۰ سال مورد پذیرش عموم بود. المجسطی قدیمی ترین کوشش مجدانه در راه تبیین حرکت شناسی منظومه شمسی است. اما در توجیه حرکتهای پیچیده ی سیاره ها که فاصله ثابتی با زمین ندارند، روی مدارهای دایره ای عاجز بود. بنابراین مفهموم مدارهای تدویر را بکار گرفت.

طبیق این نظریه هم سیاره روی دایره ای حرکت می کند که مرکز آن به نوبه ی خود روی دایره ای به مرکز زمین حرکت می کند. بطلمیوس مجبور شد به انواع دیگر مدار هم توسل جوید، اما هر کدام از اینها نیز دایره تقدس خود را به عنوان شکل اصلی حرکات سیاره ها حفظ کرد.

۶-۱ مکانیک یونانی

هرچند مکانیک یونانی به اندیشه های ارسطو خلاصه نمی شود، اما نظریه های وی تاثیری بس عمیق بر افکار اندیشمندان برای قرون متمادی داشت. ارسطو ادعای ریاضیدان بودن نداشت، اما تسلطی خارق العاده بر روشهای ریاضی داشت و سازمان دهنده ی منطق قیاسی بود.

هراکلیدس در ۳۵۰ سال قبل از میلاد گفت: تصور اینکه زمین به دور خورشید می گردد بسیار ساده تر از این تصور است که تمامی گنبد آسمان به دور زمین می چرخد. اما این گفته مورد پذیرش ارسطو واقع نشد. ارسطو بیش از هر کی دیگری اسیر دستگاه منطق قیاسی که خود بوجود آورنده اش هست بود.

با توجه به اینکه ارسطو اعتقاد داشت زمین مرکز جهان است، بخوبی می توان دیدگاهش را در باره ی علت سقوط اجسام بر سطح زمین توجیه کرد.به اعتقاد ارسطو هر شیی به اصل خویش باز می گردد و مکان واقعی خود را جستجو می کند. چ.ن سنگ از جنس خاک است به طرف زمین سقوط می کند و چون دود از جنس آتش است به طرف هوا صعود می کند. در مورد سقوط آزاد اجسام گفته است که اگر دو جسم با سنگینی مختلف را از فاصله ی معینی رها کنیم، جسم سنگین تر زودتر به زمین می رسد. این برداشت نمی توانست علت همه حرکت ها را توجیه کندّ اما دلیل سکون اجسامرا توجیه می کرد. به اعتقاد ارسطو نیروی خارجی عامل حرکت بود. وی در این مورد چنین گفته است: جسم متحرک هنگامی به حالت سکون در می آید که نیرویی که آنرا در امتداد خود به حرکت واداشته است، دیگر نتواند بر آن اثر کند و آنرا براند.

بنابراین به برداشت ارسطو نیروی خارجی عامل حرکت بود و در غیاب نیروی خارجی همه ی اجسام به حالت سکون در می آمدند.

۷-۱ نور

فلاسفه ی یونان اعتقاد داشتند همانگونه که چوب دستی یک نا بینا به مانعی برخورد می کند و آنرا برای وی مشخص می کند، پرتوهای نور نیز از چشم خارج شده به اجسام برخورد می کنند و با بازگشت به چشم آنها را نمایان می سازد. اما نظریه دیگری نیز در مورد حرکت و منشاء آن وجود داشت. برخی اعتقاد داشتند نور از اجسام فروزان منتشر می شود و به چشم می رسد افلاطون از خمیدگی ظاهری اجسام در خالیکه که بخشی از آن در آب فرو رفته، سخن گفته است. اقلیدس انتشار مستقیم نور و قانون بازتابش آن را بیان کرده است. ارشمیدس از خواص آینه ها سخن گفته است. هرون نیز به تشریح خواص آینه ها پرداخته و مسایلی راجع به ساختن آینه ها با خواص معین را بیان کرده است. وی حتی طرز ساختن آینه هایی را که بوسیله آن شخص بتواند پشت سر خود را ببیند، و یا وارونه دیده شود ارایه کرده است. همچنین هرون به تشریح این امر پرداخته که نور کوتاهترین مسیر بین دو نفطه را می پیماید. بطلمیوس شکست نور را مورد بررسی قرار داد و به اندازه گیری زاویه تابش و باز تابش همت گماشت.

بن بست فیزیک یونانی

یناونیان دانشی را که با زندگی روزمره ارتباط داشت کم ارزش می شمردند. ولی در ریاضیات موفقیت چشمگیری کسب کردند. ریاصیاتی که به اعتقاد آنان بر اساس یک سری اصول بدیهی شکل گرفته بود و سایر قضایا را بوسیله منطق قیاسی استنتاج می کردند. یونانیان چنان دلباخته ی آن شدند که قیاس را تنها وسیله ی معتبر کسب دانش می پنداشتند. اما می دانستند. که قیاس برای پاسخگویی به برخی از پرسش ها کافی نیست. مثلاً فاصله دو شهر را بوسیله قیاس نمی توانستند به دست آورند، بلکه باید اندازه گیری می کردند. هرگاه که لازم بود، طبیعت را مشاهده می کرند، ولی این امر با رقبت انجام نمی گرفت. در هیچ جا ثبت نشده که ارسطو دو سنگ ناهم وزن را بسوی زمین رها کرده باشد تا نظر خود را بیازماید. آزمایش کردن به نظر یونانیان کاری بیهوده و معارض با زیبایی قیاس خالص بود و از ارزش آن می کاست.

اعتقاد به ارزش قیاس که بر بدیهیات پایه گذاری شده بود، سرانجام به لبه پرتگاهی رسید که راهی برای عبور نداشت. کشفیات بیشتری برای ریاضیات و فیزیک مطرح نبود. همه را به این راضی می کردند که بگویند ارسطو چنین گفته است و یا اقلیدس گفته است. بنابراین دستگاه زمین مرکزی بطلمیوس توام با نظریه های فیزیکی ارسطو که اکثراً با تناقض همراه بود، برای توجیه جهان کافی می پنداشتند.

دانشمندان اسلامی نیز که دست آوردهای علمی یونانیان را در طول قرون وسطی حفظ کردند، و دارای کشفیات مهمی نیز می باشند، نتوانستند بگونه ای منسجم عمل کنند. هرچند خیام را می توان نخستین کسی دانست که اصل توازی اقلیدس زا زیر سیوال برد، اما بعد مدتی به فراموشی سپرده شد.

جای بسی تاسف است که جمشید کاشانی و ملا باقر یزدی به اثبات قضیه ای در ریاضیات پرداختند که صدها سال قبل از ایشان توسط کمال الدین فارسی ثابت شده بود. که نشان از بی اطلاعی مجامع علمی ایرانییان از کارهای یکدیگر بود.

سرانجام متفکران رنسانس در برابر نظریه های قدیم فلسفه ی طبیعی که دیگر قانع کننده نبود، چشم انداز جدیدی گشودند که در فصل بعدی مورد بحث قرار خواهد گرفت

نقش آب در صنایع غذایی

1- موارد استفاده آب در صنايع غذايي را ذکر کنيد؟

- شست و شوي مواد اوليه به منظور حذف ناخالصي ها و آلودگي هاي آنها

- جابجايي مواد اوليه در مراحل گوناگون فرآيند

- خيس کردن پاره اي از مواد گندم حين آسياب کردن

- گرم کردن مقدماتي، بلانچينگ، تمپرينگ، مشروط کردن و انتقال دما

- مصرف ديگ بخار

- مصارف عمومي

 

 

2- اثرات ناخالصي هاي آب را توضيح دهيد؟

- ناخالصي هاي آلي موجود در آب بر روي قدرت تميز کنندگي آن و ميزان تأثير مواد پاک کننده و سترون کننده اثر نامطلوب دارند و در بيشتر موارد، موجب تضعيف اثر آنها مي شوند.

 

- يونهاي فلزي موجود درآب، مانند کربن، مس و منگنز بر روي رنگ و مزه فرآورده دخالت مي کنند.

 

- سختي بيش از حد، زمان لازم براي پخت را افزايش مي دهد که در بيشتر موارد بالا رفتن زمان پخت، موجب افت کيفيت مي گردد.

 

- گازهاي موجود در آب، اختلالات زيادي در فرآيند ايجاد مي کنند.

 

- ميکروارگانيسم هاي موجود در آب ممکن است مشکلات بهداشتي عمده اي را براي محيط کار، کارکنان و فرآورده به بار آورد.

 

 

3- ناخالصي هاي موجود در آب را نام ببريد؟

- عوامل سختي آب

- عوامل قليايي شدن آب

- کلرورها

- يون آهن

- سولفات ها

- سولفيدها

- ذرات معلق

- عوامل مؤثر بر PH آب

- ميکروارگانيسم هاي موجود در آب

 

 

4- عوامل سختي آب به چند گروه تقسيم مي شوند نام ببريد؟

الف) عوامل سختي موقت :

مانند بيکربنات کلسيم، بي کربنات منيزيم که در اثر گرما تجزيه مي شوند و به کربنات نامحلول تبديل مي شوند و رسوب مي کنند، در اثر رسوب عوامل ياد شده، آب به اصطلاح سبک و نرم مي شود.

 

ب) عوامل سختي دايم :

مانند نمکهاي کلسيم و منيزيوم محلول شامل، کلرور سولفات که در اثر دما قابل تجزيه شدن نيستند و براي جذب آنها از آب، لازم است از روشهاي شيميايي استفاده شود.

 

 

5- عوامل قليايي شدن آب را توضيح دهيد؟

عوامل قليايي شدن آب مانند بيکربنات هاي کلسيم، منيزيم، سديم، پتاسيم ، موجب تغيير رنگ برخي از ميوه ها مي شوند. بنابراين مقدارشان در آب بايد محدود شود.

 

 

6- PH چه اثري بر ناخالصي آب دارد؟

PH آب خالص 7 است و چنانچه از اين کمتر يا بيشتر باشد، لازم است عوامل مؤثر بر آن شناسايي و در صورت لزوم حذف شوند. زيرا PH براي بسياري از فرآورده هاي غذايي، عاملي محدوده دار است، و مختصر تغيير آن موجب رد صلاحيت مصرفي مي شود. از طرفي آب با PH اسيدي يا قليايي موجب خورندگي دستگاهها مي شود.

 

 

7- مهمترين روش هاي حذف عوامل ناخواسته از آب را بيان کنيد؟

1- سبک کردن آب

2- خارج کردن گازهاي موجود در آب

3- روش کلرينه کردن نقطه شکست

 

 

8- روش سبک کردن آب را توضيح دهيد؟

براي اين منظور مي توان مقداري آب آهک به آب اضافه نمود اين اقدام، موجب مي شود که آب آهک با بي کربنات هاي کلسيم و منيزيم ترکيب شود و به صورت کربنات رسوب نمايد. از آب آهک سرد، همراه با مقداري سولفات آلومينيوم هم مي توان استفاده کرد، که عوامل سختي را به مقدار بيشتري کاهش داده، به حدود 50 تا 60 قسمت در ميليون مي رسانند.

 

 

9- مشکلاتي که گازهاي موجود در آب ايجاد مي کنند را نام ببريد؟

- از عمل انتقال دما به طور کامل جلوگيري مي کنند.اين امر، فرآيندهاي دمايي را که لازم است در دما و زمان معيني انجام گيرد مختل مي سازند.

- گاز کربنيک اکسيژن و هيدروژن سولفوره، بر روي جدا دستگاهها اثر خورندگي دارند.

- هيدروژن سولفوره با آهن دستگاهها ترکيب مي شود و تبديل به سولفات آهن مي گردد که بر روي جدار دستگاه ها رسوب مي کند و موجب خورندگي آنها مي شود و يا به صورت ذرات سياه رنگ، وارد جريان آب مي گردد.

 

 

10- روشهاي مختلف خارج کردن گازهاي موجود در آب را نام ببريد؟

- براي خارج کردن هيدروژن سولفوره، در مواردي که مقدار آب مصرفي کم باشد از گاز کلر استفاده مي شود.

- براي خارج کردن گاز متان، از هوادهي استفاده مي شود. در اين عمل ، با وارد کردن هوا در آب، گاز متان خارج مي شود.

- براي خارج کردن آمونياک از آب هم، از گاز کلر استفاده مي شود.

- براي جدا کردن اکسيژن از آب، از سولفيت سديم و هيدرازين، يا مخلوطي از سليکات سديم و سود استفاده مي شود . در اين محل ، سولفيت سديم يا جذف اکسيژن به سولفات سديم تبديل مي شود. براي حذف کامل هر ميلي گرم در ليتر اکسيژن در عمل به 7188 ميلي گرم در ليتر سولفيت سديم خالص نياز است.

 

 

11- روشهاي کلرينه کردن آب را توضيح دهيد؟

الف) روشهاي حاشيه اي :

عبارت است از اضافه کردن مقداري کلر به آب به نحوي که پس از خاتمه عمل کلرينه کردن و پيش از مصرف آب، مقداري کلر باقيمانده موجود در آن خ واه به صورت آزاد و يا ترکيب شده با مواد ازته، حدود 5% پي.پي.ام باشد. در اين روش کلرينه کردن آب، مقدار کلر باقيمانده به قدري است که ميکروارگانيسم هاي بيماري زا را از بين مي برد براي ضدعفوني کردن آبهايي که بار آلودگي ميکروبي آنها کم يا متوسط است مناسب مي باشد.

 

ب ) روش کلرينه کردن نقطه شکست :

روشي است که در آن عوامل بو، طعم،کلر در آب خنثي مي شوند. چون زماني که کلر به آب اضافه مي شود، ابتدا مقدار کلر آزاد افزايش مي يابد، اما بعد ناگهان مقدار آن کم مي شود و به حداقل مي رسد که آن را «نقطه شکست » گويند.

 

از اين به بعد اگر باز هم کلر به آب اضافه شود مقدار کلر آزاد به تدريج بالا مي رود. علت اين پديده ، آن است که از کلر اضافه شده به آب، مقداري جذب ناخالصي ها مي شود، که ظرفيت جذب کلر ناخالصي ها نام دارد و باقيمانده کلر يا به صورت آزاد باقي مي ماند و يا به صورت ناپايدار با مواد از ته ترکيب مي شود که «کلر باقيمانده ترکيبي» ناميده مي شود.

 

 

12- چرا گاز کلر يکي از بهترين مواد براي سترون کردن آب و دستگاههاي صنايع غذايي به روش CIP است.

به دليل خالص بودن، تأثير بيشتري دارد و کنترل مصرف آن آسانتر و هزينه، عمليات آن ارزانتر است، اما براي کاربرد آن به دستگاهها و لوازم پيچيده تري نياز است. از گاز کلر بيشتر براي ذخاير بزرگ استفاده مي شود.

 

 

13- اقدامهاي احتياطي را که به هنگام کاربرد کلر انجام مي گيرد نام ببريد؟

- گاز کلر از هوا سنگين تر است و در صورت نشت کردن، در پائين جمع مي شود. در چنين مواردي بهتر است از تردد در قسمت هاي آلوده خودداري شود.

- هنگام آتش سوزي احتمالي، سيلندرهاي گاز کلر را بايد از محل خارج نمود، چون حضور آنها د رمحل به گسترش آتش سوزي کمک خواهد نمود.

- استفاده از ماسک گاز براي کارکنان که با گاز کلر سروکار دارند الزامي است.

- لوله ها و اتصالهاي کلر و مخازن آن، بايد به رنگ قرمز مشخص شوند.

- درصورت نشت گاز کلر از مخازن بايد از ريختن آب بر روي آن خودداري شود. در غير اينصورت ، بين کلر و آب واکنش هايي صورت مي گيرد که گرمازاست و موجب افزايش فشار گاز و نشت بيشتر گاز کلر مي شود.

 

 

14- چه دستگاههايي را براي کلرينه کردن آب مورد استفاده قرار مي دهند؟

براي کلرينه کردن آب جار، دستگاه ويژه اي به نام کلريناتور به کار مي رود که مقدار معيني از گاز کلر يا محلول هيپوکلريت را وارد جريان لوله آب با سرعت مشخص مي نمايد و آب کلرينه شده به اين طريق يا به وسيله کريناتور به مخزن ذخيره ، پمپ مي شود و يا مستقيماً به مصرف مي رسد. همزمان مي توان کليد جريان آب و پمپ کلريناتور را به همديگر وصل کرد تا هر وقت که آب جريان مي يابد عمل کلريناسيون آن نيز به طور همزمان انجام گيرد.

 

براي کلرينه کردن آب مخازن باز مانند چاه نيز، روش همزمان کردن پمپ انتقال و تزريق کلر است.

خواص سدیم

 


همه به خوبی نمك را می شناسیم و آن را برای طعم بخشیدن به غذاهایمان به كار می بریم. ولی آیا نمك فایده ای هم برای بدن دارد؟ ضرر چه طور؟ دراین مطلب در مورد خواص سدیم و نقش آن در بدن صحبت خواهیم كرد.

دانشمندان از سال 1937 دریافتند كه سدیم یك عنصر ضروری برای بدن  است . سدیم مهمترین الكترولیت موجود در بدن می باشد . الكترولیت ها عناصری هستند كه در بدن وظیفه تنظیم غلظت آب بدن، ثبات اسیدیته بدن و بسیاری از اعمال دیگر را بر عهده دارند. سدیم بیشتر در مایعی كه اطراف سلول های بدن را فراگرفته، موجود است.

با مصرف نمك كه از دو جزء كلر و سدیم تشكیل شده است، سدیم وارد بدن شده و به راحتی ازطریق دستگاه گوارش جذب می شود. اغلب سدیم مصرف شده ( 95 درصد) بیشترازنیاز بدن است كه از طریق كلیه ها دفع می شود. تنظیم میزان سدیم موجود در بدن توسط سیستم دقیقی انجام می شود. این سیستم به وسیله یك هورمون به نامآلدوسترون(1) كنترل می شود. این هورمون ازغدد فوق كلیوی ترشح می شود. با كاهش میزان سدیم در بدن، ترشح آلدوسترون افزایش می یابد كه باعث جذب بیشتر سدیم از روده ها ومانع دفع سدیم از كلیه می شود. در صورتیكه با مصرف زیاد نمك میزان سدیم در بدن بالا برود، بخش مربوط به تشنگی در مغز تحریك شده ، فرمان تشنگی را صادر می كند. در این صورت فرد احساس نیاز به آب پیدا كرده و با مصرف آب غلظت سدیم بدن كم می شود.

نقش سدیم در بدن

-  آب بدن را تنظیم می كند، در نتیجه با افزایش یا كاهش مصرف آب ، بدن دچار تورم یا خشكی نمی شود.

- به هدایت امواج عصبی كمك می كند.

- در منقبض شدن عضلات مؤثر است.

- با وجود سدیم میزان ثبات اسیدی - بازی بدن حفظ می شود یا به عبارتی سدیم در تنظیمPH بدن مؤثر است.

- یك  نقش جالب سدیم این است كه موجب جذب بهتر قندهای ساده و اسیدهای آمینه كه اجزاء تشكیل دهنده مواد نشاسته ای و پروتئین ها هستند، می شود.

- سدیم در شیره های گوارشی كه موجب هضم غذا می شوند، وجود دارد .

- سدیم در استخوان ها نیز موجود است.

میزان نیاز به سدیم

روزانه 200 میلی گرم سدیم، حداقل نیاز یك فرد بالغ را برآورده می كند. معمولاً افراد خیلی بیشترازاین میزان و به طور متوسط 7 تا 11 گرم در روز ،  نمك مصرف می كنند كه از این طریق 4 گرم سدیم روزانه دریافت می شود.

مهمترین منبع دریافت سدیم، نمك است، ولی به طور طبیعی در بعضی از مواد غذایی مثل گوشت ها و سبزیجات نیزموجود است. غذاهای آماده و كنسرو شده، مقدار زیادی نمك دارند. از اینرو به افراد دچار فشارخون بالا توصیه می شود، مواد غذایی كنسرو و فرآیند شده را مصرف نكنند.

كاهش و افزایش مصرف سدیم

مقدار نرمال سدیم خون  ، 136 تا 145 میلی اكی والان در لیتر است. اگر میزان سدیم خون كمتر از این مقدار شود فرد دچار عارضه ای بنام هیپوناتریومی(2) می شود و اگر بیشتر از این مقدار شود دچار هیپرناتریومی(3)  خواهد شد.

علائم كمبود سدیم در بدن سستی، انقباض عضلانی ، خستگی و گیجی و افت فشار خون است.  با افزایش مقدار سدیم خون، فشار خون بالا رفته ، خطر بیماری های قلبی-عروقی، سكته و آسیبهای قلبی وجود دارد. برای كاهش احتمال بروز این عوارض به افراد توصیه می شود منابع پتاسیم، كلسیم و منیزیم را بیشتر دریافت كنند.

در مواردی چون استفراغ پیاپی، اسهال و یا تعرق بیش از حد ، دفع سدیم افزایش یافته در نتیجه نیاز به مصرف سدیم نیز بیشترمیشود. افرادی كه برای درمان افسردگی ، لیتیم مصرف می كنند نباید رژیم محدود از سدیم بگیرند.

توانایی بدن دردفع سدیم از كلیه ها محدود است. بنابراین مصرف زیاد و طولانی مدت سدیم ، موجب تجمع میزان اضافی آن در بدن شده و در سنین بالاتر،  فرد دچار عارضه فشار خون خواهد شد. پس بهتراست قبل از مصرف یك ماده غذایی ، بر چسب آن را مطالعه كنید تا مطمئن شوید سدیم زیادی ندارد .

1- Aldestrone

2- Hyponatermia

3- Hypernatermia

خواص سدیم

 


همه به خوبی نمك را می شناسیم و آن را برای طعم بخشیدن به غذاهایمان به كار می بریم. ولی آیا نمك فایده ای هم برای بدن دارد؟ ضرر چه طور؟ دراین مطلب در مورد خواص سدیم و نقش آن در بدن صحبت خواهیم كرد.

دانشمندان از سال 1937 دریافتند كه سدیم یك عنصر ضروری برای بدن  است . سدیم مهمترین الكترولیت موجود در بدن می باشد . الكترولیت ها عناصری هستند كه در بدن وظیفه تنظیم غلظت آب بدن، ثبات اسیدیته بدن و بسیاری از اعمال دیگر را بر عهده دارند. سدیم بیشتر در مایعی كه اطراف سلول های بدن را فراگرفته، موجود است.

با مصرف نمك كه از دو جزء كلر و سدیم تشكیل شده است، سدیم وارد بدن شده و به راحتی ازطریق دستگاه گوارش جذب می شود. اغلب سدیم مصرف شده ( 95 درصد) بیشترازنیاز بدن است كه از طریق كلیه ها دفع می شود. تنظیم میزان سدیم موجود در بدن توسط سیستم دقیقی انجام می شود. این سیستم به وسیله یك هورمون به نامآلدوسترون(1) كنترل می شود. این هورمون ازغدد فوق كلیوی ترشح می شود. با كاهش میزان سدیم در بدن، ترشح آلدوسترون افزایش می یابد كه باعث جذب بیشتر سدیم از روده ها ومانع دفع سدیم از كلیه می شود. در صورتیكه با مصرف زیاد نمك میزان سدیم در بدن بالا برود، بخش مربوط به تشنگی در مغز تحریك شده ، فرمان تشنگی را صادر می كند. در این صورت فرد احساس نیاز به آب پیدا كرده و با مصرف آب غلظت سدیم بدن كم می شود.

نقش سدیم در بدن

-  آب بدن را تنظیم می كند، در نتیجه با افزایش یا كاهش مصرف آب ، بدن دچار تورم یا خشكی نمی شود.

- به هدایت امواج عصبی كمك می كند.

- در منقبض شدن عضلات مؤثر است.

- با وجود سدیم میزان ثبات اسیدی - بازی بدن حفظ می شود یا به عبارتی سدیم در تنظیمPH بدن مؤثر است.

- یك  نقش جالب سدیم این است كه موجب جذب بهتر قندهای ساده و اسیدهای آمینه كه اجزاء تشكیل دهنده مواد نشاسته ای و پروتئین ها هستند، می شود.

- سدیم در شیره های گوارشی كه موجب هضم غذا می شوند، وجود دارد .

- سدیم در استخوان ها نیز موجود است.

میزان نیاز به سدیم

روزانه 200 میلی گرم سدیم، حداقل نیاز یك فرد بالغ را برآورده می كند. معمولاً افراد خیلی بیشترازاین میزان و به طور متوسط 7 تا 11 گرم در روز ،  نمك مصرف می كنند كه از این طریق 4 گرم سدیم روزانه دریافت می شود.

مهمترین منبع دریافت سدیم، نمك است، ولی به طور طبیعی در بعضی از مواد غذایی مثل گوشت ها و سبزیجات نیزموجود است. غذاهای آماده و كنسرو شده، مقدار زیادی نمك دارند. از اینرو به افراد دچار فشارخون بالا توصیه می شود، مواد غذایی كنسرو و فرآیند شده را مصرف نكنند.

كاهش و افزایش مصرف سدیم

مقدار نرمال سدیم خون  ، 136 تا 145 میلی اكی والان در لیتر است. اگر میزان سدیم خون كمتر از این مقدار شود فرد دچار عارضه ای بنام هیپوناتریومی(2) می شود و اگر بیشتر از این مقدار شود دچار هیپرناتریومی(3)  خواهد شد.

علائم كمبود سدیم در بدن سستی، انقباض عضلانی ، خستگی و گیجی و افت فشار خون است.  با افزایش مقدار سدیم خون، فشار خون بالا رفته ، خطر بیماری های قلبی-عروقی، سكته و آسیبهای قلبی وجود دارد. برای كاهش احتمال بروز این عوارض به افراد توصیه می شود منابع پتاسیم، كلسیم و منیزیم را بیشتر دریافت كنند.

در مواردی چون استفراغ پیاپی، اسهال و یا تعرق بیش از حد ، دفع سدیم افزایش یافته در نتیجه نیاز به مصرف سدیم نیز بیشترمیشود. افرادی كه برای درمان افسردگی ، لیتیم مصرف می كنند نباید رژیم محدود از سدیم بگیرند.

توانایی بدن دردفع سدیم از كلیه ها محدود است. بنابراین مصرف زیاد و طولانی مدت سدیم ، موجب تجمع میزان اضافی آن در بدن شده و در سنین بالاتر،  فرد دچار عارضه فشار خون خواهد شد. پس بهتراست قبل از مصرف یك ماده غذایی ، بر چسب آن را مطالعه كنید تا مطمئن شوید سدیم زیادی ندارد .

1- Aldestrone

2- Hyponatermia

3- Hypernatermia

رژ لب

پوست لبهاي ما به وسيله ي يک لايه ي بسيار نازک کورنيل پوشيده مي شود که عاري از چربي است و در نتيجه به آساني خشک مي شود. در شرايط عادي ميزان رطوبت لبها از طريق آب دهان حفظ مي شود. به عنوان يک وسيله ي زيبايي روژ لب مي تواند در شرايط آب و هوايي که مي تواند لبها را خشک کند مفيد باشد. روژ لب يک محلول يا سوسپانسيوني از عوامل رنگي در مخلوطي از هيدروکربنهاي با وزن مولکولي زياد يا مشتقات آنها (با هر دو)مي باشد. محصول بايد آنقدر نرم باشد که وقتي روي لبها فشار داده مي شود پوست را تحريک نکند. و نبايد به آساني از لبها جدا شود و مواد رنگي آن نيز نبايد توسط آب دهان حل شوند. براي اينکه روژ لب بوي مطبوعي داشته باشد به آن ترکيبات معطر اضافه مي شود. رنگ روژ لب معمولا يک رنگ يا يک lakeاز رنگهاي گروهeosinمي باشد. lakeنمونه ي جامدي است که يک ماده ي رنگي الي روي يک ماده ي معدني  (حاوي  3+Feيا  2+Ni يا 3+Co ) جذب شده يا با آن ترکيب شده است. يون فلز شدت رنگ را افزايش مي دهد يا رنگ ماده ي رنگي را تغيير مي دهد.


دو رنگ مناسب که به صورت مخلوط و همراه با lakeآنها مصرف مي شوند عبارتند از : دي برومو فلوئورسين (زرد _ قرمز ) و تترابروموفلوئورسئين (ارغواني). در ساخت روژ لب ابتدا رنگ را در روغن بادام حل مي کنند و سپس مومها ( موم نوعي درخت نخل و موم زنبور عسل) لانولين (امولسيون کننده ) و عطر را اضافه مي کنند و مخلوط را ضمن به هم زدن ذوب مي کنند تا مخلوط همگني به دست بيايد. سپس توده ي مذاب را در فرمهاي مناسب قالب مي زنند و در جعبه ي مخصوص جاي مي دهند و براي اينکه سطح صافي پيدا کند آنرا براي مدت کوتاهي از روي يک شعله يگاز عبور مي دهند و سپس بسته بندي مي کنند.

نانو تکنولوژی

علم نانو فناوري جديدي است که در مرز رشته ي خاصي از علوم شيمي فيزيک زيست شناسي و يا هر رشته ي ديگر محدود نمي شود. تمامي رشته ها مي توانند از آن بهره گيرند. کلمه ي نانو به معني9- 10  ميباشد يعني در اين بخش از علم دانشمندان به مطالعه ي اجسام در ابعاد نانويي ميپردازند. يک نانومتر انداره ي قطر 3 تا 4 اتمي مي باشد که در کنار يکديگر قرار گرفته اند. کربن در طبيعت به صورت جامد خالص به شکل گرافيت و به ندرت به شکل الماس وجود دارد در صورتي که در مقياس نانويي ساختارهاي متفاوتي دارد . ريک اسمالي ٬ باب کرلي و هري کروتو به خاطر کشف C60 که يکي از زيباترين ساختارهاي کربن مي باشد جايزه ي نوبل شيمي سال 96 را به خود اختصاص دادند. اجسام در ابعاد نانويي نه تنها از نظر شکل و ساختار بلکه از لحاظ خصوصيات نيز با موادي از همان جنس و در مقياس بزرگتر متفاوت هستندمثلا اگر طلاي زرد رنگ را به قطعات چند نانومتري  تقسيم کنيم آنرا مجموعه اي قرمز رنگ خواهيم يافت که اين تغيير رنگ با توجه به تغيير اندازه بسيار گسترده و جالب است به طوري که اگر اين موارد جالب در علم نوپاي نانو وجود نداشت مطالعه ي ان فقط در جهت ارضاي حس کنجکاوي بود لکن تحقيق پيرامون اين سوال که خصوصيات مواد چقدر به اندازه ي آنها وابسته است؟ اين علم را جذاب کرده است. رنگ طلا با اندازه اي حدود 10 ميليون نانو متر اندازه ي متعارف زرد رنگ است و يک قطعه از همان طلا به اندازه ي يک نانو متر قرمز رنگ است اما قسمت جالب اين است که همان طلا در اندازه ي 10 نانو متر به رنگ سبز ديده مي شود.


 و اما چند کاربرد مهم درباره ي فناوري نانو : فناوري نانو فناوري توانمندي است که قادر است تحولات و پيشرفتهاي چشم گيري را در بسياري از ابعاد زندگي ما بر جاي گذارد. در بخشهاي صنعتي و توليدات کالا در حفاظت محيط زيست و تصفيه ي آلاينده هاي ابهاي زير زميني از طريق نانو ذرات به عبارت ديگر به مجرد آنکه دانشمندان محل و روش تغيير ملکولهاي سمي و مضر را تشخيص دهند مي توانند انرا تغيير شکل داده و به محصولي غير مخرب تبديل نمايند. بنابراين مي توان آب و هوا را فيلتر و پاک نمود. در بخش حمل و نقل از مزاياي نانو کاهش گازهاي آلاينده است. در پزشکي مثلا در سيستم هاي پيشرفته ي داروسازي به کار برده مي شود. کاربردهايي در غذاهاي غني شده٬منسوجات و رنگها دارد. در خودروسازي راه اندازي سيستم هاي کنترل فعال در همه ي بخشهاي خودرو که به صورت حسگرهاي فعال و اماده سايش خوردگي شتاب و ديگر پارامترهاي مهم اندازه گيري مي شود. حذف روغن کارها و ارائه ي محصولات با سطح کاملا صيقلي و صاف راندمان کلي خودرو را افزايش مي دهد. کاتاليست هاي جديد عمر قطعات را بسيار طولاني مي کند. بهره گيري از قطعات خيلي ريز و کوچک در موتورها و به کارگيري سراميک هاي جديد با پلاستيک هايي با قدرت تحمل بالا موجب کاهش مصرف انرژي و صدا مي شود.در بخش انرژي به جاي استفاده از نفت سلول هاي خورشيدي در اندازه ي ملکول خواهيم داشت که در مواد و پياده روها مخلوط مي گردند. بنابراين چند صدکيلومترمربع از اين پياده روها مي تواند انرژي لازم براي تمامي ايران را توليد نمايد.در بخش فضا در حال حاضر هزينه ي قرار دادن يک کيلوگرم تجهيزات در مدار زمين بيست هزار دلار است. وقتي بتوان ابزار و تجهيزات را بسيار کوچک و کم وزن ساخت در آن صورت هزينه ها به شدت کاهش مي يابد. ضمن آنکه در درازمدت اين امکان حاصل مي شود که حتي بدن انسان را از طريق تغييرات ژنتيکي براي زندگي در محيطهاي فضايي تطبيق داد.


از کاربردهاي مهم نانو در صنعت کاغذ استفاده از ميکروذرات (سيليکاي کلوئيدي ٬هيدروکسيد آلمينيوم کلوئيدي) به صورت ترکيب با پلي الکتروليت هاي کاتيوني است. از فناوريهاي در حال توسعه در زميته ي بسته بندي استفاده از حفاظهاي نانوکامپوزيتي براي استفاده در بسته بندي غذا و عايق هاي روغن و چربي است.      


سوخت های گازی

منشا سوختهاي گازي متفاوت است. برخي به طور طبيعي وجود دارند و برخي ديگر از تغيير شکل سوختهاي مايع و يا جامد تهيه مي شوند. سازنده ي اصلي مفيد آنها هيدروژن ٬ اکسيد کربن و متان است و گاهي هيدروکربورهاي سنگين تر مانند اتان و پروپان نيز در آنها وجود دارد. در گاز سوختني همواره مقداري گاز بي اثر مانند ازت و گاز کربنيک نيز موجود است. سوختهاي گازي را به دو دسته سوختهاي گازي طبيعي و سوختهاي گازي ساختگي تقسيم مي کنند. سوختهاي گازي طبيعي شامل گازهاي  1) طبيعي که از رگه هاي نفتي وهمراه آنها به دست مي آيد. ب) گريزو که از معادن زغال سنگ متصاعد مي شود و بيشتر داراي متان است. گاهي کمي اتان و گازهاي بي اثر مانند  CO2 و N2  نيز در آن وجود دارد.


سوختهاي گازي ساختگي شامل انواع زير است:


الف) گاز تقطير زغال سنگ _ سازنده ي اصلي اين گاز متان و هيدروژن است ولي مقدار کمي  CO و CO2  نيز در آن وجود دارد. قدرت گرمايي آن حدود 4200 تا 4500 کيلوکالري بر متر مکعب است. اين گاز را سابقا به نام گاز روشنايي يا گاز شهر مي ناميدند ولي امروزه گاز شهر محتوي گاز آب گاز فقير گاز روغن و يا گاز طبيعي است.


ب) گاز فقير يا گاز هوا _ اين گاز از گاز کردن کک ويا زغال سنگ توسط هوا و يا مخلوط هوا و کمي بخار آب تهيه مي شود. اگر فقط هوا بر روي سوخت جامد بدمند گاز حاصل محتوي  CO است که به وسيله ي  CO2 و N2 رقيق شده است و قدرت گرمايي آن نزديک به 1000 کيلو کالري بر متر مکعب است. غالبا به هواي دميده شده کمي بخار آب اضافه مي کنند که در اين صورت گاز حاصل محتوي مقداري هيدروژن نيز بوده و قدرت گرمايي آن به 1200 تا 1300 کيلوکالري بر متر مکعب مي رسد. اگر به جاي کک زغال سنگ قير دار که غني از مواد فرار است به کار برند قدرت گرمايي گاز حاصل به حدود 1500 تا 1800 کيلوکالري بر متر مکعب مي رسد. در اين صورت گاز داراي متان و بخارات گودرون که قابل فشرده شدن است مي باشد.


ج) گاز آب _ از گاز کردن کک ويا زغال سنگ به وسيله ي بخار آب و يا مخلوط بخار آب و اکسيژن گاز آب حاصل مي شود. اين گاز محتوي  CO ٬ H2 و کمي  CO2 است و به عنوان سوخت و مخلوط با گازهاي ديگر و يا به عنوان ماده ي اوليه برخي سنتز ها به کار مي رود و به همين جهت آنرا گاز سنتز نيز مي نامند. قدرت گرمايي آن حدود 2500 تا 2800 کيلوکالري بر متر مکعب است.


د) گاز آب کربور شده _ اين گاز مخلوط گاز آب و گاز روغن است و از تبخير مقداري از محصولات نفتي در گاز آب حاصل از گازوژن به دست مي آيد. محصولات نفتي در اثر حرارت تجزيه شده و مواد حاصل به گاز آب اضافه مي شود. با تغيير دادن جنس مواد روغني و شرايط کراکينگ مي توان نوع محصول را کنترل کرد.


ه) گاز کوره بلند_ اين گاز شبيه گاز فقير است زيرا از اثر هوا بر کک در کوره ي بلند به وجود مي ايدو مقدار هيدروژن آن بسيار کم است. قدرت گرمايي آن 800 تا 900 کيلوکالري بر متر مکعب است.


و) گاز تصفيه خانه نفت _ در اثر تقطير و کراکينگ محصولات نفتي نيز گازي شبيه به گاز طبيعي به دست مي ايد.


گاز طبيعي : گاز طبيعي غالبا همراه نفت است و نفت را از درون خاک به طرف چاه هاي استخراج مي راند. هنگام بالا رفتن مخلوط نفت و گاز در چاه ها گاز آن آزاد شده و مخلوط را به بالاي چاه مي برد. در نفتهاي که از گاز اشباع نشده اند و فقط تحت فشار آب قرار دارند مقدار گاز حل شده کمتر و در نفتهاي فوق اشباع مقدار گاز بيشتر است. همچنين رگه هايي وجود دارد که فقط داراي گاز طبيعي است و نفت ندارد. قسمت اعظم گاز طبيعي از متان تشکيل شده و غير از متان هيدروکربورهاي گازي ديگر از  C2 تا C4 با مقادير متفاوت و همچنين هيدروکربورهاي بالاتر نيز در آن وجود دارد. گاز طبيعي ممکن است خشک و يا مرطوب باشد.گازهاي خشک مقداري کمتر از 13.4 سانتي متر مکعب بنزين در هر متر مکعب گاز دارا مي باشند. بنزين گازهاي مرطوب حدود 40.2 سانتي متر مکعب بر متر مکعب گاز است.گازهاي طبيعي گاهي علاوه بر هيدروکربورها محتوي   CO2 ٬ H2 S ٬ H2 O ٬ O2 ٬ N2 و He نيز مي باشند. بين اين ناخالصي ها  H2 O ٬ H2 S و  CO2 نا مطلوب هستند. مثلا آب با هيروکربورهاي گازي توليد هيدراتهاي متبلوري مي کند که داراي ترکيب پيچيده بوده و در حين انتقال گاز به صورت بلورهايي شبيه برف ويا يخ در لوله ها و شيرها مي بندد و راه عبور گاز را مسدود مي کند. بايد توجه داشت که بوتان نرمال و هيدروکربورهاي بالاتر هيدرات جامد تشکيل نمي دهند. به همين دليل بايستي گاز طبيعي را قبل از انتقال خشک نمايند. اگر گاز طبيعي داراي  CO2 و  H2 S باشد بايستي انها هم حذف شوند زيرا باعث خوردگي مي شوند. خشک کردن بايد به حدي باشد که نقطه ي شبنم گاز زير پايين ترين درجه حرارت مسير گاز باشد. عوامل خشک کننده به صورت مايع يا جامد مصرف مي شوند. از بين خشک کننده هاي جامد اکسيد الومينيوم فعال شده و يا بوکسيت فعال شده بيش از همه به کار مي رودو نقطه ي شبنم را بيش از 50 درجه سانتي گراد پايين مي برد. براي تصفيه ي کردن مقادير زياد گاز از روش پيوسته به نام هيپرسورپسيون استفاده مي کنند در اين روش زغال فعال از وراء يک سري ظرف پايين مي رود در ظرف اول و در اولين مرحله زغال سرد مي شود سپس زغال وارد منطقه ي جذب سطحي شده و مواد مضر بر روي آن جذب سطحي مي شوند. زغال از مناطق ديگري مي گذرد که در آنها به تدريج هيدروکربورهاي جذب شده را پس مي دهد و به اين طريق محصولات نسبتا خالص به دست مي آيد.

سرامیک

واژه ي سراميک اصطلاحي کلي براي معرفي فراورده هايي است که از ترکيبات معدني غير فلزي تشکيل شده اند و معمولا با انجام عمليات حرارتي در دماهاي بالا قابل استفاده مي شوند. در امريکا ژاپن و برخي ديگر از کشورها اين واژه شيشه ها ومحصولات ديگر را هم در بر مي گيرد.با توسعه ي محصولاتي مانند سرمتها (مواد با ترکيب سراميک_فلز ) و سراميکهاي شيشه اي مرز بين سراميکها و فلزات و همين طور سراميکها وشيشه ها تا اندازهاي نا مشخص شده است. سراميکهاي نوين دامنه ي گسترده اي از مواد و محصولات را شامل مي شوند به طوري که از تک بلورها و مواد متراکم چند بلوري گرفته تا چند سازه هاي اتصال شيشه اي و در نهايت مواد عايق اسفنجي و مواد عمدتا شيشه اي همگي به اين گروه از سراميکها تعلق دارند. علاوه بر ترکيب شيميايي و مينرالوژيکي ريز ساختار (وابسته به روش توليد ) نيز بر خواص مواد سراميکي تاثير مي گذارد. واژه ي ريز ساختار توزيع فضايي فازهاي منفرد و همچنين شکل اندازه و جهت گيري دانه ها وحفرات را بيان مي کند.


اگر چه دانش توليد سراميکها از قديم شناخته شده اما تقاضاي مداوم براي توليد سراميکهاي با کيفيت بالاتر و ظهور حوزه هاي نوين کاربردي ( مانند ميله هاي سوختي رآکتورهای هسته ای توربین های گازی و موتورهای دیزلی سرامیکی٬ آسترهای نسوز واحدهای گازی کردن زغال سنگ و پایه های مدارهای مجتمع الکترونیکی ) باعث شدند تا نیاز شدیدی به توسعه ی فناوری های جدید وجود داشته باشد. سرامیک ها به سرامیکهای سیلیکاتی ٬ اکسیدی و غیر اکسیدی طبقه بندی می شوند.


لعاب سرامیک به کمک لعابهای غنی از گداز آور سطوح زبر سرامیکی ظریف صاف و هموار می شود. در این لعابها از اکسیدهای با نقطه ی ذوب پایین (اکسیدهای قلیایی و اکسیدهای قلیایی خاکی اکسید سرب و اکسید بور ) استفاده می شود

مس

مس در طبيعت بيشتر به صورت سولفيدها  CuFeS2 و  Cu2 S اکسيد  Cu2 O و غيره يافت مي شود و بسيار پراکنده است مقدار آن 0.0068 در صد قشر زمين است. به جز مقدار کمي که در اثر کاهش اکسيد آن با کک تهيه مي شود استخراج مس تا حدي پيچيده است. وجود مس براي کليه ي گياهان و حيوانات عالي ضروري است. مس در انزيمهاي متنوعي وجود دارد و فلز اصلي در رنگدانه ي حامل اکسيژن است. مس در جريان خون عمدتا روي نوعي پروتئين پلاسمايي حرکت مي کند. يک حالت ارثي که بيماري ويلسون نام دارد باعث باقي ماندن مس در بدن و عدم ورود آن به صفرا توسط کبد مي شود که در صورت عدم درمان مي تواند منجر به آسيبهاي کبدي و مغزي شود. يکي از روشهاي استخراج مس شامل اضافه کردن سيليکات به کانه ي سولفيد آهن و مس در دماي 1500 درجه ي سانتي گراد و عبور دادن هوا مي باشد. در اثر اين کار  FeSکه آسانتر به FeO تبديل مي شود با سيليکات به صورت سرباره در مي آيد و  CuS به  Cu2 O تبديل مي شود.براي تهيه ي مس خالص مي توان مس ناخالص را با روش الکتروليز خالص کرد که طي ان مس روي کاتد ته نشين مي شود.

فلز مس فقط با اسيدهاي اکسيد کننده مانند اسيد نيتريک غليظ و اسيد سولفوريک داغ واکنش مي دهد و در مقابل هوا و رطوبت پوشش سبز رنگ کربنات بازي مس پيدا مي کند.


مواظب باشيد : با تمامي ترکيبات مس بايد طوري رفتار شود گويي سمي هستند مگر اينکه خلاف آن ثابت شود. اين فلز در حالت پودر خطر آتش زايي دارد. 30 گرم سولفات مس براي انسان کشنده است. مقدار بي خطر مس در آب آشاميدني بر حسب منبع آن متفاوت است اما مرز آن بين 1.5 تا 2 ميلي گرم در هر ليتر است.

گوگرد

گوگرد (سولفور) یك ماده ‌معدنی است كه به طور طبیعی در نزدیكی چشمه های آب داغ و دهانه كوههای آتشفشانی یافت می شود. بوی «تخم مرغ فاسد شده» گوگرد ناشی از گاز دی اكسید گوگرد است كه در هوا پخش می شود. از زمان های قدیم گوگرد به عنوان دارو استفاه می شده و در هر سلول از بدن وجود دارد. گوگرد در ساختمان سه اسید آمینه شركت می كند (اتصال اسید آمینه ها به همدیگر باعث تشكیل پروتئین میشود). تقریباً 25 درصد از وزن بدن از گوگرد تشكیل شده است. بیشترین غلظت این ماده در كراتین (كه به موها، ناخن و پوست شما استحكام می دهد) موجود است. این ماده به نام « ماده معدنی زیبای طبیعی» خوانده میشود زیرا بدن شما برای تهیه «كلاژن» (كه باعث حالت ارتجاعی پوست و ظاهر جوان شما میشود) نیاز به گوگرد دارد.
گوگرد به طور عمده برای تخفیف قرمزی و بثورات خارش دار بیماریهایی نظیر «اگزما» و «دیاپر راش» (بثورات ناشی از بستن كهنه در بچه ها) مصرف می شود. گوگرد همچنین بدن را در مقابل سموم محیط حفظ می كند. علاوه بر این افرادی كه دچار ورم مفاصل هستند می توانند با حمام گرفتن در چشمه های آب داغ حاوی گوگرد، درد خود را تكسین بخشند.
موارد استفاده
 به طور عمده در درمان قرمزی و خارش در اگزما، سوختگی و قرمزی ناحیه قنداق "دیاپر راش"، پوست خشك، بواسیرو بیماریهای مشابه استفاده میشود.
 حمام گوگرد به تخفیف درد ناشی از ورم مفاصل كمك می كند.
 در سالهای اخیرفواید سیر به طور گسترده ای مطالعه شده است. تحقیقات اخیر نشان می دهد كه اثرات مثبت "سیر" در پایین آوردن سطح كلسترول و كاهش فشارخون ناشی از «گوگرد» موجود در آن است.
 گوگرد برای ساختن كلاژن مورد نیاز است. كلاژن ماده ای است كه پوست بدن را به حالت ارتجاعی نگه می دارد، ظاهر جوان به پوست می دهد و از ایجاد چروك جلوگیری می كند.
 در درمان بعضی از اختلالات گوارشی مخصوصاً برگشت اسید، هضمی كه با مصرف شیر بدتر میشود، اسهال مزمن و استفراغ صبحگاهی، مفید و مؤثر است.
 در درمان بعضی از مشكلات زنانه نظیر سندرم پیش قاعدگی و ناراحتی های دروه یائسگی مؤثر و مفید است.
منابع غذایی
شكل عنصر معدنی گوگرد در چشمه های آب داغ و آتشفشان ها دیده میشود. فرم قابل استفاده برای بدن درغذاهای غنی از پروتئین نظیر گوشت، گوشت ماهیچه، بوقلمون و مرغ، ماهی، تخم مرغ، لوبیای خشك پخته شده و نخود، شیر و محصولات به دست آمده از شیر یافت میشود. دیگر منابع خوب برای گوگرد شامل سیر، پیاز، كلم پیچ، مارچوبه و سبوس گندم است.
اشكال دیگر
برای تخفیف و تسکین بثورات پوستی، پماد، كرم، لوسیون یا پودر حاوی گوگرد به صورت تركیب فعال وجود دارد. اگر شما از ورم مفاصل رنج می برید حمام گرفتن با گوگرد طبیعی (نوعی كه معمولاً در چشمه های داغ یافت میشود) باعث تخفف و كاهش درد مفاصلتان میشود. اگر شما می خواهید از این نوع گوگرد بهره بگیرید قبل از آن با پزشك مشورت كنید. گوگرد آبی (نوعی كه در بدن قابل استفاده است) به شكل متیل سولفونیل متان (MSM) موجود است.
گوگرد همچنین به صورت مكمل های رژیم غذایی به صورت قرص و كپسول در دسترس است، اگر چه معمولاً نیازی به مصرف این مكمل ها وجود ندارد. اگر شما از یك رژیم غذایی متعادل كه حاوی مقدار مجاز مصرفی روزانه پروتئین است، بهره می برید معمولاً نیاز شما به گوگرد برای عملكرد طبیعی بدن، برطرف میشود. هرگونه گوگرد اضافی برای بدن در ادرار ترشح میشود. در صورت تمایل به استفاده از مكمل های گوگرد، قبلاً با پزشك خودمشورت كنید.
نحوه مصرف
اگر دچار ورم مفاصل هستید مصرف 500 تا 1000 میلی گرم به صورت خوراكی باعث كاهش علایم میشود. قبل از استفاده از مكمل های گوگرد با پزشك مشورت كنید.
موارد احتیاط
گوگرد، به تنهایی برای بدن سمی نیست. اما بعضی از افراد نسبت به تركیبات گوگرد نظیر داروهای سولفا و سولفیت آلرژی زیادی نشان می دهند. سولفیتها به صورت غذاهای نگه داشته شده استفاده می شوند و می تواند باعث تشدید آسم و دیگر واكنش های آلرژیك در افراد حساس شود. داروهای سولفا همچنین باعث كاهش قند خون، بثورات پوستی، تب بالا، سردرد، خستگی و مشكلات گوارشی میشود. اگر شما به مواد محتوی گوگرد حساسیت دارید با پزشك مشورت كنید.
تداخل های احتمالی
مقدار زیاد سلنیوم در بدن با گوگرد رقابت می كند زیرا می تواند جانشین گوگرد در بعضی از واكنش های شیمیایی بدن شود.
برای ثابت نگه داشتن تعادل بین گوگرد و سلنیوم در رژیم غذایی و یا قبل از مصرف مكمل های سلنیوم یا گوگرد با پزشك مشورت كنید.

قوانين فشار

حجم، فشار و دما

 

قانون بويل

قانون بويل بيان مي كند كه در دمايي ثابت، فشار با حجم رابطه اي عكس دارد يعني اگر فشار بالا رود، حجم كم مي شود و اگر فشار كم شود به عكس حجم زياد مي شود.

اين قانون را مي توان با آزمايش زير نيز بيان كرد.

سه سرنگ خالي از ماده را روي ترازوي ديجيتالي قرار مي دهيم، هر نفر يك سرنگ را مي بايست به گونه اي فشار دهد كه اولين نفر فشار كم، دومين نفر فشار بيش تر و سومين نفر فشار بيش تري وارد نمايد، فشار وارده را مي توان با ترازويي كه سرنگ را روي آن قرار داده ايم بررسي كنيم، سپس مشاهده مي كنيم اولين سرنگ كه فشار كم تري بر آن وارد شده است داراي حجم بالاتر و به ترتيب با افزايش فشار به سرنگ حاوي هوا، حجم كم و كم تر مي شود.

 

قانون شارل

بر اساس قانون شارل، در فشار ثابت، حجم با دما رابطه اي مستقيم دارد، به گونه اي كه اگر دما زياد شود حجم بالا مي رود و اگر دما كم شود حجم نيز كم مي شود.

اين قانون را مي توان در پديده ي طبيعي زير بيان نمود:

در تابستان كه دماي هوا بالا مي رود، حجم گاز درون تاير خودروها نيز افزايش مي يابد و بلعكس در زمستان با كاهش دما، حجم تاير خودروها كاهش يافته و بايد بر باد آن بيفزاييم.

 

قانون گيلوساك

بنابر اين قانون، در حجمي ثابت، دما با فشار رابطه اي مستقيم دارد، به گونه اي كه اگر دما زياد شود، فشار هم زياد و اگر دما كم شود فشار نيز كم مي شود.

علت افزايش فشار با افزايش دما و كاهش آن به شرح زير است:

وقتي دما افزايش مي يابد، سرعت و در نهايت  انرژي جنبشي ذرات گاز افزايش مي يابد و همانطور كه مي دانيد فشار يك گاز نتيجه ي برخورد ذرات گاز با ديواره ي ظرف است بنابر اين برخورد ذرات گاز با ديواره ي ظرف افزايش مي يابد و در نهايت فشار نيز افزايش مي يابد.

جدول تناوبی و اتم

جدول تناوبي(periodic table)

جدول تناوبي عناصر جدولي است كه بر اساس قانون تناوبي عنصرها(قرارگرفتن به ترتيب افزايش عدد اتمي) استوار است و 7 تناوب يا دوره و 18 گروه يا خانواده دارد.

برخي از گروه هاي جدول تناوبي به سبب خصوصيات فيزيكي و شيميايي مشابهشان و همچنين به علت ويژگي بارزي كه دارند را با نام هاي مختلف مي شناسيم (فلزات قليايي، فلزات قليايي خاكي، فلزات سكه ساز، كالكوژن ها و هالوژن ها و گازهاي نجيب يا بي اثر)، هر تناوب يا دوره با يك فلز قليايي آغاز و به يك گاز بي اثر ختم مي گردد، برخي از خواص عناصر جدول تناوبي به صورت متناوب و داراي روندي خاص هستند.

 

عناصر گروه اول جدول تناوبي

اين شش عنصر را با نام فلزات قليايي(alkali metals) نيز مي شناسيم، همگي داراي آرايش الكتروني لايه ي آخر مشابهي هستند، همگي به ns1 ختم مي شوند و به همين خاطر داراي واكنش پذيري بسيار زيادي هستند، چون آن ها مي توانند در واكنش هاي شيميايي آن 1 الكترون لايه ظرفيت خود را از دست بدهند و به يون مثبت(كاتيون) تبديل گردند، انسان ها در گذشته  از محلول خاكستر چوب براي از بين بردن چربي ها استفاده مي كردند و نام آنرا قليا ناميده بودند، پس از تحقيقات متمادي مشخص گرديد كه در خاكستر چوب از عناصر گروه اول وجود دارد و به همين دليل نام عناصر گروه اول را فلزات قليايي گذاشتند.

عناصر گروه اول فلزاتي بسيار نرم مي باشند كه به راحتي با چاقو بريده مي شوند و سطح آن ها داراي جلاي فوق العاده زيادي مي باشد، با اكسيژن هوا به آساني واكنش مي دهند و اكسيد فلز مربوطه را توليد مي كنند به همين علت آن ها را در آزمايشگاه درون نفت نگهداري مي كنند، لازم به ذكر است كه فلزات قليايي از بالا به پايين يا به عبارت ديگر با افزايش عدد اتمي نرم تر مي شوند.

عناصر گروه اول به ترتيب عبارتند از:

Li  Na  K  Rb  Cs  Fr

از بالا به پايين واكنش پذيري اين عناصر افزايش مي يابد.

انرژي نخستين يونش اين عناصر بسيار كم و پايين است و از بالا به پايين اين انرژي كاهش مي يابد اما انرژي دومين يونش فلزات قليايي بسيار بالاست به گونه اي كه تاكنون تركيبات دو يا چند ظرفيتي در اين عناصر ديده نشده است. 

سديم فراوان ترين عنصر قليايي مي باشد و پس از آن پتاسيم قراردارد و بقيه عناصر اين گروه نسبتا كمياب مي باشند و فرانسيم هم كه عنصري راديواكتيو يا پرتوزا مي باشد.

از آلياژ سديم و پتاسيم در رآكتورهاي هسته اي براي سردكردن و انتقال حرارت استفاده مي شود.

 

عناصر گروه دوم جدول تناوبي

اين شش عنصر را با نام فلزات قليايي خاكي مي شناسيم، چون اين عناصر در پوسته ي زمين يافت مي شوند.

همگي به ns2 ختم مي شوند بنابر اين، نسبت به فلزات قليايي واكنش پذيري كم تري دارند، چون از دست دادن دو الكترون(در فلزات قليايي خاكي) سخت تر از ازدست دادن يك الكترون مي باشد.

سختي و چگالي و دماي ذوب جوش اين عناصر از عناصر گروه اول بيش تر مي باشد.

همانند عناصر گروه اول از بالا به پايين واكنش پذيري شان زياد مي شود به گونه اي كه بريليم عملا در آب بي اثر است، منيزيم فقط با آب جوش واكنش مي دهد و با آب سرد واكنش بسيار كمي دارد اما كلسيم علاوه بر واكنش با آب جوش با آب سرد نيز واكنش مي دهد.

منيزيم در صنعت هواپيماسازي مورد استفاده قرار مي گيرد، آلياژ منيزيم و آلومينيوم كه براي ساخت هواپيما مورد استفاده قرار مي گيرند با نام آلياژ سبك شناخته مي شوند.

بريليم در كاني معروف به بريل با فرمول Be3Al2 يافت مي شود.

منيزيم دومين فلز فروان در هيدروسفر يا آب هاي دريا مي باشد.

كلسيم به صورت سنگ آهك، مرمر و ... در طبيعت موجود است، كلسيم فراوان ترين فلز قليايي خاكي مي باشد.

استرانسيوم و باريم بيشتر به صورت سولفات يافت مي شوند و راديم، عنصر آخر گروه دوم هم كه يك عنصر راديواكتيو مي باشدكه از تغييراتي در اورانيوم –238 به وجود مي آيد.

 

عناصر گروه هاي سوم تا دوازدهم

اين فلزات را عناصر واسطه مي نامند، فلزات واسطه به دوسته ي كلي تقسيم مي شوند:

1- فلزات واسطه خارجي:

اين دسته از فلزات را مي توان در خود جدول تناوبي مشاهده نمود ، در عناصر واسطه خارجي زير لايه ي d در حال پرشدن مي باشد، اين عناصر نسبت به فلزات گروه اول و دوم سختي، چگالي و دماي ذوب و جوش بالاتري دارند، همه فلزات (اعم از قليايي، قليايي خاكي و واسطه و فلزات اصي دسته p) جامد مي باشند به جز جيوه كه در دماي اتاق به حالت مايع مي باشد و يك استثناء به شمار مي آيد. در آرايش الكتروني اين عناصر بي نظمي هاي متعددي ديده مي شود، براي مثال دو نمونه از اين بي نظمي ها در دو عنصر Cr و Cu ديده مي شوند، گروه يازدهم يا IB با نام فلزات سكه ساز نيز شناخته مي شوند كه شامل سه عنصر مس، نقره و طلا مي باشد، البته در بين فلزات واسطه خارجي نامگذاري هاي ديگري نيز وجود دارد كه به صورت دسته اي صورت گرفته اند و نظمي بين اين دسته بندي ها ديده نمي شود، براي مثال دو نمونه از اين دسته بندي ها عبارتند از:

- فلزات پلاتيني: كه شامل شش عنصر پالاديم، پلاتين، روديم، ايريديم، روتنيم و اوسميم مي باشد.

- تريادها يا فلزات فرومانتيك يا دسته ي سه تايي ها: كه شامل آهن، كبالت و نيكل سه عنصر كه در نامگذاري آيوپاك در يك گروه قرار گرفته اند و در تناوب چهارم جدول تناوبي و گروه هاي هشتم و نهم و دهم قراردارند.

 

2- فلزات واسطه داخلي:

با مشاهده ي جدول تناوبي دو دسته از عناصر را مشاهده مي كنيد كه جدا از جدول تناوبي و در پايين تصوير قرار گرفته اند، اينها همان عناصر واسطه ي داخلي هستند كه عناصر دسته ي اول خواصي مشابه فلز لانتان دارند و به لانتانيدها مشهور هستند و عناصر دسته ي دوم خواصي مشابه فلز اكتينيم دارند و به اكتينيدها معروف شده اند.

از آن جا كه قرار دادن لانتانيد ها و اكتينيدها در خانه هاي پلاك 57 و 89  ميسرنمي شد، اين دو گروه در پايين جدول تناوبي و به صورت جداگانه اما با ارجاع به دو عنصر لانتانيم(لانتان) و اكتينيم قرارگرفته اند.

الف)لانتانيدها: در اين عناصر زيرلايه ي 4f در حال پرشدن مي باشد و شامل عناصر از عدد اتمي 58 تا 71 مي باشند.

 

ب)اكتينيدها: در اين عناصر زيرلايه ي 5f در حال پرشدن مي باشد و شامل عناصر از عدد اتمي 90 تا 103 مي باشد، براي مطالعه ي اكتينيدها ساختارهسته نسبت به آرايش الكتروني عناصر از اهميت بيش تري برخوردار مي باشد، مشهورترين اكتينيد كه امروزه بحث هاي زيادي را در اقتصاد و سياست و علم به خود اختصاص داده است اورانيوم مي باشد كه از آن انواع استفاده هاي صلح آميز و غير صلح آميز(براي ساخت سلاح هاي شيميايي) مي شود.

 

عناصر گروه هاي سيزدهم تا هجدهم

در همه ي اين عناصر زيرلايه ي p در حال پرشدن مي باشد و به همين علت آن ها را عناصر اصلي دسته p  مي نامند، و آرايش الكتزوني لايه ي آخر آن ها به ترتيب عبارتند از:

گ13/IIIA

گ14/IVA

گ15/VA

گ16/VIA

گ17/VIIA

18/ VIIIA

سرگروه:B

سرگروه:C

نيتروژنN

اكسيژنO

فلوئورF

هليم He

ns2np1

ns2np2

ns2np3

ns2np4

ns2np5

ns2np6

از بين اين شش گروه، سه گروه داراي نام هاي مشخصي هستند: كالكوژن ها(گروه 16)، هالوژن ها(گروه 17)، گازهاي نجيب يا بي اثر يا كامل يا نادر(گروه 18).

در بين اين شش گروه، سه نوع ماده مشاهده مي شود: نافلز، شبه فلز و فلز كه ازنظر گوناگوني مواد، عناصر اصلي دستهp داراي گوناگوني زيادي هستند.

گروه 13 داراي دو نوع ماده: شبه فلز و فز مي باشد.

گروه هاي 14 و 15 و 16 داراي سه نوع ماده به ترتيب از بالا به پايين نافلز، شبه فلز و فلز مي باشند،

گروه 17 با نام هالوژن ها شناخته مي شود و همگي نافلز مي باشند و همانطور كه مي دانيد همه ي نافلزات به جز برم(استثناء) يا جامد هستند يا گاز.

و گروه 18 كه با نام هاي مختلفي مانند گاز نجيب شناخته مي شوند به حالت گازي شكل مي باشند و از نظر نوع ماده نافلز هستند.

 

الف) گروه 17(هالوژن ها)

عناصر گروه هفدهم با نام عناصر هالوژن يا نمك ساز شناخته مي شوند و به اين علت به اين نام مشهورند كه با اكثر فلزات همچون فلزات قليايي يا قليايي خاكي واكنش مي دهند و نمك توليد مي كنند.

عناصر اين گروه عبارتند از:

F Cl Br I At

كه فلوئور و كلر در دماي اتاق در حالت گازي مي باشند و برم هم كه تنها استثناي نافلزي مي باشد به حالت مايع است و يد و استاتين هم به حالت جامد مي باشد.

هالوژن ها واكنش پذيرترين نافلزات هستند كه لايه ي آخرشان به ns2 np5 ختم مي شوند كه مي توانند به راحتي يك الكترون بگيرند و به آرايش گاز نادر بعد از خود برسند و به آنيون(يون با بار منفي) تبديل شوند.

فلوئور 08/0 % ليتوسفر يا همان پوسته ي جامد زمين را تشكيل مي دهد و مهمترين كاني آن فلوئورين مي باشد.

كلر 19% ليتوسفر را تشكيل مي دهد و معروف ترين تركيب آن NaCl  مي باشد.

برم بيش تر به صورت برميد سديم، برميد پتاسيم، برميدمنيزيم و ... يافت مي شود.

يد در تركيب هايي چون يدات سديم و ... يافت مي شود.

استاتين هم كه يك عنصر راديواكتيو مي باشد.

 

ب) گروه 18(گازهاي نجيب)

اين گروه از جدول تناوبي نام هاي مختلفي هم چون گازهاي كامل(بعلت اينكه آرايش الكتروني آن ها در لايه آخر كامل مي باشد)، گازهاي نادر(بعلت اينكه تركيبات نسبتا كمي دارند)، گازهاي نجيب يا noble gasses(بعلت اينكه تمايلي به شركت در واكنش هاي شيميايي ندارند)و گازهاي بي اثر(بعلت اينكه در واكنش هاي شيميايي شركت نمي كنند) دارند.

اين گروه شامل عناصر نافلزي زير مي باشد:

He  Ne  Ar  Kr  Xe  Rn

همگي اين عناصر به جز هليم در لايه ي آخر خود داراي آرايش ns2np6 مي باشند كه اين آرايش كامل بوده و به  علت تكميل بودن لايه ظرفيت اين عناصر تمايلي به شركت در واكنش هاي شيميايي ندارند.

هليم هم كه در تناوب اول جدول تناوبي قرار گرفته به 1s2 ختم مي شود كه يك آرايش كامل در لايه ي ظرفيت مي باشد.

گرچه اين عناصر تركيبات كمي دارند اما مصارف صنعتي زيادي دارند، براي مثال نئون براي ساخت تابلوهاي تبليغاتي ، از آرگن در جوشكاري و ... استفاده مي شود.

تاريخچه اتم

دو هزار و پانصد سال پيش، حدود 450 قبل از ميلاد يك دانش پژوه يا حكيم يوناني درباره تبديل اجسام قطعات كوچكتر به تفكر پرداخت. نام او «لوسيوپس» بود. از نظر او اينكه هر چيز را مرتبا به قطعات كوچكتر و كوچكتر تقسيم مي‏توان كرد، مفهومي نداشت و اين عمل مي‏بايست در جايي به انتها مي‏رسيد و زماني به قطعه‏ي چنان كوچكي رسيد كه نتوان كوچكتر از آن را به دست آورد....

 لوسيوپس شاگردي به نام «دموكرتيوس داشت كه او هم همينطور فكر مي‏كرد. وقتي دموكريتوس در سال 380 قبل از ميلاد درگذشت، 72 كتاب درباره‏ي فرضيات خود راجع به كائنات نوشته بود. يكي از آن فرضيات اين بود كه همه چيز در جهان از ذرات بسيار كوچكي ساخته شده و اين ذرات كوچكتر از آنند كه بتوان بازهم به ذرات كوچكتر تقسيم شان كرد. او اين ذرات كوچك را «آتوموس» ناميد كه يك لغت يوناني است و معناي «خرد نشدني» مي‏دهد. اين لغت در انگليسي به صورت «اتم» درآمد.

 دموكريتوس، معتقد بود كه همه‏ي جهان از انواع مختلف اتم ساخته شده است و در ميان اتم‏ها هيچ چيز وجود ندارد. اتم‏هاي مجزا كوچكتر از آن هستند كه به چشم ديده شوند ولي زماني كه تعداد زيادي از آنها در تركيبات مختلف به يكديگر ملحق شوند تشكيل اجسام گوناگوني را مي‏دهند كه ما در اطراف خود مشاهده مي‏كنيم. وي عقيده داشت كه گرچه اتمها مي‏توانند آرايش خود را تغيير دهند، لكن نه مي‏توان آنها را ساخت و نه از بين برد.

 دموكريتوس نمي‏توانست عقايد خود را ثابت كند و حكماي يونان هم معتقد به وجود اتم نبودند و سخنان او برايشان مفهوم عقلي نداشت بنابراين نظريه‏ي «اتميسم» وي معروفيتي نيافت. از كتاب‏هاي دموكريتوس نسخ زيادي تهيه نشد و همان نسخه‏ها نيز بتدريج از بين رفت و فقط بعلت آنكه در ديگر كتب قديمي به فرضيه‏ي اتمي دموكريتوس اشاره شده نامي از وي به ميان آمده ما امروز از فرضيات او آگاه هستيم.

 حكيم يوناني ديگري به نام «اپيكور» كتابهاي دموكريتوس را قبل از نابودي مطالعه كرد و نظريه‏ي اتمي وي را دنبال كرد. در سال 306 قبل از ميلاد در آتن، مدرسه‏اي بنا كرد. او معتقد بود همه چيز از اتم ساخته شده و حداقل 300 كتاب در موضوعات مختلف نوشت. وي شاگردان زيادي (از جمله زنان) تربيت كرد ولي به مرور زمان او و آثارش به فراموشي سپرده شدند. اما فرض وجود اتم از بين نرفت.

 دو قرن پس از اپيكور، در زمانيكه آثارش هنوز موجود بود، يك عالم رومي به نام «كولرتيوس» نظريه‏ي اتمي را دنبال كرد. وي در حدود 56 سال قبل از ميلاد شعر طويلي به زبان انگليسي «درباره‏ي ماهيت اجسام» مي‏باشد. در اين شعر او به طور مشروح و استادانه به بيان و توضيح نظرات دموكريتوس و اپيكور پرداخت.

 اما از لوكريتوس هم نسخ زيادي تهيه نشد. همزمان با اضمحلال تمدن يونان و روم، نسخه‏هاي قديمي هم نابود مي‏شدند. با آغاز قرون وسطي در اروپا نوشته‏هاي دموكريتوس، اپيكور و لوكريتوس همگي از ميان رفته و مردم اتم را به فراموشي سپردند.

 تا اينكه در سال 1417، زماني كه اروپائيان به نسخ قديمي علاقمند شده بودند شخصي موفق به كشف يك نسخه‏ي قديمي آسيب ديده از شعر لوكريتوس شد. در سال 1454 ياهان گوتنبرگ دستگاه چاپ را اختراع كرد و كتاب‏ها را از خطر نابودي نجات داد.

 شعر لوكريتوس منتشر شده و خيلي از و خيلي از دانش پژوهان تحت تاثير نظريه‏ي اتمي قرار گرفتند. «پير گاسندي» كه در نيمه‏ي اول دهه سالهاي 1600 كتب موثر و متعددي نوشته) است نظريه‏ي اتمي پذيرفت و بسياري از دانش پژوهان اروپايي را از نظرات خود درباره‏ي اتم مطلع ساخت. اتميسم به دوران جديد راه يافت. اما صرف ايده و تصور بودن اتم، ايده‏اي كه فقط به نظر بعضي افراد منطقي مي‏رسيد، سبب مي‏شد تا جدي تلقي نشود.

 يك شيمي دان انگليسي به نام «رابرت بويلي» از جمله كساني بود كه از نظرات گاندي مطلع بود. او اولين دانشمندي بود كه به آزمايشاتي دست زد كه نشان دهنده احتمال وجود اتم بود. موضوع مورد علاقه‏ي بويلي هوا بود. هوا جامد نبود كه موقع لمس كردن سخت باشد و فرم خود را حفظ كند و مايع هم نبود، كه جريان داشته و قابل رويت باشد. هوا ماده‏اي است كه به طور رقيق پراكنده مي‏شود و به چنين ماده‏اي «گاز» مي‏گويند.

 در سال 1662، بويلي كمي جيوه در يك لوله‏ي شيشه‏اي بلند به طول 5 متر و به شكل حرف J ريخت. قسمت كوتاهتر تحتاني لوله بسته بود در حالي كه سر لوله بلندتر باز بود. جيوه بخش تحتاني لوله را پر كرد و هوا در قسمت بسته و كوتاه لوله محبوس شد. سپس بويلي جيوه‏ي بيشتري در لوله ريخت. فشار وزن جيوه اضافي مقداري از جيوه را در داخل قسمت كوتاه لوله به بالا راند. هم چنان كه جيوه به بالاي قسمت كوتاه فشار مي‏آورد، هواي محبوس در فضاي كوچكتر متراكم مي‏شد و اين هواي فشرده بود. هر چه بويلي جيوه بيشتري مي‏ريخت، هواي محبوس در فضاي كوچكتر و بازهم كوچكتر متراكم مي‏شد. بويلي با اين آزمايش نشان داد كه چگونه فضاي پر شده از هوا با افزايش وزن جيوه كمتر مي‏شود. اين را «قانون بويلي» مي‏گويند.

  آزمايش بويلي‏

  هوا چگونه متراكم مي‏شود؟

 يك اسفنج را مي‏توان در فضاي كوچكتري متراكم كرد. اين به آن دليل است كه اسفنج داراي منافذ كوچكي است كه وقتي آن را فشار مي‏دهيد هواي درون آن منافذ بيرون و ذرات سخت و جامد اسفنج به هم نزديكتر مي‏شوند. وقتي هوا را فشرده مي‏كنيم، منافذ آن را بسته و ماده‏ي هوا را به هم نزديكتر مي‏كنيم.

 بويلي فكر كرد بايد اتم‏هاي بسياري ريزي در هوا باشد. بين اتم‏ها فضايي وجود دارد كه در آن هيچ چيزي نيست. وقتي هوا متراكم مي‏شد اتم‏ها ناچار به يكديگر نزديك مي‏شدند. به عقيده او اين در مورد گازها صادق بود.

 اگر آب مايع را بجوشانيد تبديل به بخار مي‏شود كه نوعي گاز است. بخار بيش از هزار برابر آب فضا را اشغال مي‏كند. آسانترين توضيح اين است كه فرض كنيم در آب اتم چنان به هم نزديكند كه يكديگر را لمس مي‏كنند حال آنكه در بخار و گاز آن‏ها از يكديگر دورند.

 بدين ترتيب در سال 1662، بواسطه بويلي، اتم براي اولين بار از مرحله يك ايده و تصور گام فراتر نهاد.

 

 شواهد وجود اتم‏

 آيا اتم انواع مختلف دارد؟ دموكريتوس معتقد بود كه اين امكان وجود دارد. يونانيان باستان عقيده داشتند جهان از چهار عنصر خاك، آب، هوا، آتش ساخته شده است. به نظر دموكريتوس هر يك از اين عناصر احتمالا نوع متفاوتي از اتم را دارا بودند.

 اتم‏هاي خاك ممكن است سخت و ناهموار باشند، اتم‏هاي آب احتمالا نرم و گرد هستند و اتم‏هاي آتش ممكن است نوك تيز و كنگره دار باشند و اتم‏هاي هوا بسيار سبك هستند.

 اما يونانيان باستان هيچگونه مدركي براي اثبات اينكه جهان واقعي از اين چهار عنصر ساخته شده نداشتند. بويلي در كتابي كه در 1661 نوشت، اظهار داشت كه عناصر بايد از طريق آزمايش كشف شوند.

 شيمي دان‏ها بايد سعي كنند هر چيز را به ساده‏ترين مواد ممكن تجزيه كنند، زمانيكه ديگر ماده قابل تجزيه نبود، آن يك عنصر است. پس از انتشار كتاب بويلي تا اواخر سالهاي دهه‏ي 1700، حدود 30 عنصر مختلف كشف شد.

 آيا هر عنصر داراي نوع مختلفي از اتم است؟ يعني نيكل، نقره، اكسيژن و سولفور هريك داراي اتم‏هاي نوع خود هستند؟ طي سالهاي دهه‏ي 1700، اگر بويلي و چندتن ديگر طرفداران فرضيه‏ي اتم بودند، ولي اكثر شيمي دان‏ها مطالعه در اجسام ريزي را كه ديده نمي‏شدند، عمل بي فايده‏اي مي‏دانستند.

 شيمي داني فرانسوي به نام «آنتوان لوران لاووازيه» در سال 1782 ثابت كرد كه وقتي ماده‏اي به ماده ديگر تغيير شكل مي‏دهد، تغييري در وزن كلي آن حاصل نمي‏شود و به طور كلي جرم فراورده‏ها برابر واكنشدهنده هاست. اين قانون «بقاي ماده» خوانده مي‏شود.

 كشف لاووازيه با فرضيه اتم جور در مي‏آيد. فرض كنيم گفته‏ي دموكريتوس كه اتم‏ها قابل ساختن يا از بين بردن نيستند درست باشد و تنها تغيير آرايش آنها ممكن باشد. چوب و هوا هريك داراي اتم‏هايي با آرايش يكسان هستند.

 وقتي چوب مي‏سوزد، اتم‏ها با تغيير آرايش به صورت خاكستر و دود در مي‏آيند. با اين حال تعداد اتم‏ها همان خواهد بود و وزن كلي آنها تغيير نخواهد كرد. اگر چنين باشد مي‏توان به جاي وزن كلي وزن هر عنصر را جداگانه حساب كنيم و ببينيم وقتي تغييرات روي مي‏دهد چه اتفاقي مي‏افتد.

 «ژوزف لوئي پروست» شيمي دان فرانسوي، اين مورد آزمايش كرد، در سال 1789 به علت انقلاب بي رحمانه در فرانسه به اسپانيا رفت (لاووازيه در فرانسه ماند و در 1794 سر از بدنش جدا شد). پروست طي آزمايش هايي تركيبات مختلفي از عنصرها را شناخت و به اين نتيجه رسيد كه براي هر تركيب با هر روشي عنصرها را بياميزد بايد همان نسبت‏ها را حفظ كند. وي به اين كار (تركيب عناصر) ادامه داد تا در سال 1799 قانون «نسبتهاي ثابت» خود را اعلام كرد. بردست خود را درگير مساله‏ي اتم نكرد ولي اتم در قانون وي بدين صورت جاي مي‏گيرد: فرض كنيد تمام عناصر از اتم تشكيل شده باشند و اتم قابل تجزيه به ذرات كوچكتر نباشد. وقتي عناصر به هم ملحق شده و تركيبي را به وجود مي‏آورند، اتم‏هاي بسياري از يك عنصر با اتم‏هاي بسياري از يكديگر تركيب مي‏شوند.

 «جان دالتون» دانشمند انگليسي با توجه به اين ارتباط ميان اتم‏ها و قانون نسبتهاي ثابت، پس از آزمايشهاي متعدي موفق به ارايه‏ي قانون نسبت‏هاي چند گانه، در 1803 شد.

 اين قانون بدين صورت است كه هرگاه چند گرم از عنصر A با گرم‏هاي متفاوتي از عنصر B واكنش دهد، تركيبات متفاوتي مي‏دهد كه بين گرم‏هاي عنصر B نسبت‏هاي ساده و كوچكي برقرار بود.

 وي در واقع همان نظريات لوسيوپس و دموكريتوس را كامل‏تر و با اثبات ارائه مي‏كرد و در سال 1808 نظريات خود را درباره اتم را در كتابي منتشر كرد و به خاطر اين كتاب است كه امتياز كشف و فرضيه‏ي اتمي به او داده مي‏شود.

 پس از نشر كتاب دالتون شيمي دان‏هاي بيشتري آماده قبول فرضيه وجود اتم شدند و به زودي تقريبا همه آن را پذيرفتند.

 

 وزن اتم‏ها

 يكي ديگر از مشكلاتي كه سر راه اثبات اتم بود وزن آن‏ها بود. دالتون در جستجوي آن بود كه بداند چه چيز باعث مي‏شود اتم‏هاي عناصر مختلف با يكديگر متفاوت باشند. در آزمايشات و تحقيقات افرادي مانند لاووازيه، پروست و خود دالتون، وزن مواد مختلف داخالت داشتند. شايد كشف وزن اتم‏هاي مختلف امكان‏پذير بود و شايد اين همان عاملي بود اتم‏ها را با يكديگر متفاوت مي‏ساخت.

 در سال 1811 فيزيكدان ايتاليايي به نام «آمدئوآووگادور» مدعي شد كه چنانچه حجمهاي مساوي از گازهاي مختلف هميشه از ذرات مساوي ساخته شده باشند او مي‏تواند قانون تركيب امجام را ثابت كند.

 اين ذرات ممكن است اتم‏هاي منفرد و يا تركيبي از اتم‏ها كه مولكول ناميده مي‏شوند، باشند و اين «فرضيه اووگادور» خوانده مي‏شود. با توجه به اينكه دو حجم از هيدروژن با يك حجم اكسيژن تركيب مي‏شود، چنانچه اين نظريه صحت داشته مي‏داشت، پس احتمالا بدان معني است كه به عوض يك اتم از هر كدام كه دالتون معتقد بود، 2 اتم هيدروژن در يك مولكول آب را پذيرفتند ولي تقريبا هيچ كس اعتنايي به فرضيه‏ي اووگادور نكرد. براي حدود 50 سال شيمي دان‏ها نمي‏فهميدند منظور از نسبت‏هاي چندگانه چيست؟

 در سال 1860 اولين كنگره بين المللي شيمي در كارلسورهه آلمان تشكيل شد. صد و چهل شيمي دان از همه‏ي ممالك در آن شركت كردند. يك شيمي دان ايتاليايي به نام «استاينس لائو كانيزارو» كه با فرضيه‏ي اووگادور كاملا آشنايي داشت، نظريات خود را در جزوه‏اي منتشر كرد و در كنگره سخنراني مستدلّي درباره اووگادور ايراد كرد. «ژان سوره استا» شيمي دان بلژيكي كه مشغول تهيه‏ي جدول اوزان اتمي بود فرضيه‏ي اووگادور را اساس كار قرار داد و سرانجام در 1865 موفق شد اولين جدول جديد اين ارقام را در اختيار عموم قرار دهد.

 

 آرايش اتمي‏

 اگر چه مشكل وزن‏هاي اتمي حل شده بود، اما اين تنها مشكل اتم نبود.

 در 1824 دو شيمي دان آلماني، «جوستوس خون ليبيگ» و «فرد ريش وولر» روي دو تركيب متفاوت كار مي‏كردند هريك براي تركيب خود به فرمولي دست يافتند و به تعداد زيادي از اتم‏هاي هريك از آن دو عنصر پي بردند. وقتي نتايج حاصله را اعلام كردند، معلوم شد هر دو تركيب داراي فرمول واحدي هستند و در مقياس مساوي، مولكول هر تركيب داراي فرمول واحدي هستند و در مقياس مساوي، مولكول هر تركيب داراي همان عناصري است كه در تركيب ديگر وجود دارد. با همه‏ي اينها دو تركيب متفاوت با دو طرز عمل مختلف بودند. «بزرليوس» كه پيشكسوت شيمي دان‏هاي عصر خود بود، از اين مساله در شگفت شد و عمل دو شيمي دان را تكرار كرد و متوجه صحت عمل آن دو شد. دو تركيب متفاوت با عناصر يكسان با نسبتهاي يكسان حاصل مي‏شد. برزليوس آنها را «ايزومر» ناميد كه واژه‏اي يوناني به معناي «نسبت‏هاي برابر» است. موارد ديگري از ايزومرها كشف شد كه تقريبا هميشه در مولكول‏هاي حاوي اتم كربن بدست مي‏آمد.

 برزليوس مولكول‏هاي كربن دار نباتات و حيوانات را به دليل اينكه معمولا در موجودات زنده بودند «تركيبات آلي» ناميد.

 دست يابي به فرمول تركيبات آلي دشوارتر بود. در حاليكه اكثر مولكول‏هاي فاقد اتم كربن كوچك بودند ولي پي بردن به ساختمان آنها ميسر بود. اما در مورد اينكه دقيقا چه ميزان از هر نوع اتم وجود داشته، گيج كننده بود و ممكن بود كه همان تركيبات ايزومرهاي متفاوتي داشته باشند.

 دانستن تعداد اتم‏هاي يك مولكول كافي نبود، زيرا ممكن بود انواع يكسان از اتم‏ها به نظر تعداد مساوي آرايش متفاوتي در دو مولكول متفاوت ارائه دهند. اما شيمي دان‏ها چگونه مي‏توانستند به اين آرايش پي ببرند؟ يك شيمي دان انگليسي به نئام «ادوارد فرانكلند» در سال 1852 پيشنهاد كرد كه هر نوع مختلف اتم داراي «ظرفيت» خاص است. يعني قدرت تركيب فقط با تعداد خاصي از اتم‏هاي ديگر را دارد. اين كلمه را از لغت يوناني به معناي «قدرت» گرفته شده است.

 براي مثال هيدروژن داراي ظرفيت 1 است و فقط با يك اتم ديگر مي‏تواند تركيب شود.

 در 1858 يك شيمي دان اسكاتلندي به نام «آرچيباله اسكات كوپر» پيشنهاد كرد كه به اتم آنچنان بنگريم كه گويي پيوند هايي دارد كه به وسيله‏ي آنها خود را به ديگر اتم‏ها متصل مي‏كند. مثلا هيدروژن را به صورت -H مي‏نويسيم و با متصل كردن پيوندها مولكول مي‏سازيم. روش استفاده از پيوندهاي اتمي براي ساختن مولكول در مورد تركيبات آلي كوچك به آساني قابل عمل بود، ولي مساله‏ي پيچيده مولكول‏هاي بزرگ آلي بود كه هنوز نياز به توضيح داشت.

 «ككوله» فرضيه ظرفيت را در مورد تركيبات آلي اجرا كرد و در سال 1858 نشان داد كه با تمركز بر اين واقعيت كه اتم كربن چهار پيوندي است و مساله‏ي تعدادي از مولكول‏ها را حل كرده است. با روشن شدن موضوع اوزان اتمي، صحت راه ككوله نيز روشن شد.

 زماني كه ككوله سيستم خود را اعلام كرد بسياري از مسائل مربوط به تركيبات آلي بسرعت حل شد. با اين حال يك تركيب ساده همچنان حل نشده باقي ماند و آن بنزن با فرمول C0H0 بود. به نظر مي‏رسيد كه براي تركيب 6 اتم كربن و 6 اتم هيدروژن براي ايجاد مولكولي كه مانند بنزن عمل كند، طبق سيستم ككوله هيچ راهي نباشد. بعد از ظهر يك روز در سال 1865 وقتي كه سوار بر يك واگن اسبي بود به خواب سبكي فرو رفت، در حالت نيمه خواب زنجيري از اتمهاي كربن به سرعت از نظرش گذشت ناگهان ته زنجيره خود را به سر ديگر متصل كرد و حلقه‏اي از اتم تشكيل داد.

 بدين ترتيب ككوله جواب سئوال خود را يافت و فرمول گسترده بنزن را ارائه داد. در 1874 يك شيمي دان هلندي به نام «جاكوبرس هنريكوس وانهوف» نشان داد كه چگونه مي‏توان پيوندهاي اتم كربن را نه فقط به صورت ترسيم روي يك كاغذ بلكه در فضاي واقعي قرار داد. بدين ترتيب ساختن نمونه‏هاي سه بعدي مولكول‏ها در حاليكه همه‏ي اتم‏ها در جاي صحيح خود و همه پيوندها در جهت درست قرار داشته باشند ميسّر گرديد.

 

 واقعيت اتم‏

 حدود اواخر سالهاي دهه‏ي 1800 فرضيه‏ي اتمي در تمامي پيكارهايش پيروز شده بود. ساختمان مولكوي‏هاي بيشتر و بيشتري با جزئيات كشف شده و حتي ساختمان بعضي از تركيبات آلي نسبتا پيچيده نيز روشن شد. اما هنوز هيچكس اتم يا مولكول را به چشم نديده بود و اتم تنها وسيله‏اي براي توجيه و تشريح اكتشافات شيمي دانان و مفاهيم آسان و مفيدي بودند. هيچكس نمي‏دانست اتمها و مولكولها واقعا چگونه‏اند، چه اندازه و وزني دارند و بسياري از شيمي دانان اظهار مي‏كردند كه نبايد موضوع اتم را جدي گرفت و فقط در حد يك ايده است. در سال 1827 يك گياه شناس اسكاتلندي به نام «رابرت براون» براي ديدن يك ذره‏ي بسيار كوچك گرده گياهي كه بر روي آب شناور بود از ميكروسكوپ خاصي استفاده كرد. وي مشاهده كرد كه ذرات كوچك گرده در جهات مختلف پراكنده مي‏شدند. البته دانه‏هاي گرده از گياهان بر مي‏خيزند و ذرات كوچكي از حيات در خود دارند. در نتيجه براون به فكر افتاد كه حركت ذرات بدليل زنده بوده آنهاست. براون همين آزمايش را روي ذرات بسيار ريز رنگ كه فاقد حيات بودند، انجام داد. آنها نيز همانطور حركت مي‏كردند. اين حركت را «حركت براوني» مي‏نامند. براي مدتي در حدود 30 سال هيچكس نمي‏دانست چگونه آن را توجه يكند. حدود 1860 يك رياضي دان اسكاتلندي به نام «جيمز كلارك ماكسول» در مورد طرز عمل گازها به مطالعه پرداخت. وي نشان داد كه گازها نه تنها از اتم و مولكول ساخته شده‏اند، بلكه اين اتم‏ها و مولكول‏ها دائما در همه جهات در حركت اند و از اطراف و بالاي يكديگر به سرعت مي‏جهند. هر چه درجه حرارت بالا بود اتم‏ها و مولكول‏ها با سرعت بيشتري حركت مي‏كردند و با شدت بيشتري مي‏جهيدند. ذره كوچك بر حسب جهتي كه تصادمات مولكول‏ها انجام مي‏گيرد تا بي نهايت روي آب به اين طرف و آن طرف خواهد رفت. اين توضيح حركت براوني است.

 در سال 1905 رياضي دان آلماني به نام «آلبرت انيشتين» حركت ذراتي بر طبق «حركت براوني» را مورد مطالعه قرار داد و فرمول رياضي پيچيده‏اي شامل اندازه ذره، اندازه مولكول آب و فاصله‏اي كه ذره در مدت زمان معين طي مي‏كند، ارائه داد. بنابراين اگر كسي مي‏توانست اعداد قسمت‏هاي حباب به استنثناي مولكول آب را بدست آورد مجهول آخر قابل محاسبه است.

 سرانجام در سال 1908 يك دانشمند فرانسوي به نام «ژان بانيست پرن» مسئله را حل كرد. وي ذرات جسمي موسوم به شيره انگم را در ظرف آبي ريخت، نيروي جاذبه زمين ذرات را به ته ظرف كشاند ولي «حركت براوني» همچنان ذرات را به طرف بالا پرتاب مي‏كرد. طبق فرمول همچنان كه يك ذره از پايين به بالا مي‏رفت تعداد ذرات در آب مي‏بايست تا ميزان بخصوصي كم شود. پرن در همه‏ي ارتفاعات مختلف ذرات را شماره كرد و توانست ارقامي براي همه موارد فرمول به غير از مولكول آب تهيه و اندازه‏ي مولكولي آب را حساب كند. معلوم شد كه يك اتم حدود 1/100000000 يك سانتيمتر است.

 وقتي خبر آزمايش پرن پخش شد مابقي شيمي دان‏ها ناگزير تسليم شدند.

 بدين ترتيب دليل روشني در مورد اندازه‏هاي اتمهاي واحد بدست آمد. اگرچه خود اتم‏ها ديده نمي‏شدند ولي نتايج حاصل از تكان‏هاي آرام، فشار دادن و تصادم آنها قابل رويت بود.

 در سال 1936 يك دانشمند آلماني به نام «اووين ويلهلم مولر» ميكروسكوپ الكتروني را اختراع كرد. در اين ميكروسكوپ سر سوزن ظريفي در ظرفي كه همه‏ي هواي آن كشيده شده (خلأ) قرار داده شده بود.

 وقتي به ظرف حرارت داده مي‏شد، ذرات كوچكي از سر سوزن جدا شده و در خطوط مستقيم از آن دور شده و به صفحه‏اي از مواد شيميايي اصابت مي‏كردند و اين صفحه در اثر برخورد ذرات سرخ و گداخته مي‏شد. از گداختگي صفحه مي‏توانستند نوع ساختمان سر سوزن را تعيين كنند.

 مولر اين وسيله را تكميل و در حدود سالهاي 1950 موفق شد از صفحه گداخته عكس بگيرد. اين عكس اتم‏هاي سازنده‏ي نوك سوزن را كه در خطوط منظم رديف شده بودند نشان مي‏داد.

 بالاخره مردم موفق به ديدن اتم شدند. البته ديگر در آن زمان مي‏دانستند كه اتم آنچه كه تصور مي‏كردند، نيست. لوسيپوس و دموكريتوس و دالتون فكر مي‏كردند اتم‏ها غير قابل تجزيه‏اند و خود كلمه‏ي اتم هم به همين نام است. امروزه دانشمندان درباره‏ي اتم چيزهاي زيادي مي‏دانند

اتم

اتم(atom)

همه ي مواد از اتم ها تشكيل شده اند و اتم ها، خود از ذرات زير اتمي مختلفي تشكيل شده اند كه عمده ترين آن ها سه ذره ي پروتون، نوترون و الكترون هستند، البته بايد يادآوري كرد كه هر كدام از اين سه ذره خود از ذرات ديگري نيز تشكيل شده اند.

پروتون(p)

جايگاه پروتون درون هسته ي اتم مي باشد، اين ذره كه داراي جرم نسبي 1+ مي باشد، توسط رادرفورد كشف شد و يك نيروي جاذبه بسيار قوي را با نوترون ها درون هسته ي هر اتم به وجود مي آورند.

پروتون ها و نوترون ها نسبت به الكترون ها بسيار سنگين تر هستند و جرم حدودي آن ها برابر است با 1 a.m.u و براي نشان دادن عدد جرمي هر عنصر، مجموع تعداد نوترون ها و پروتون هاي آن را بررسي مي كنيم، چون الكترون جرم بسيار كم و كوچكي دارد.

نوترون(n)

جايگاه نوترون همانند پروتون درون هسته اتم مي باشد، نوترون ذره اي خنثي مي باشد و جرم زيادي دارد.

تعداد نوترون ها در هسته ي اتم ها يا مساوي با تعداد پروتون هايش است يا اينكه از آن ها بيش تر مي باشد.

نوترون توسط جيمز چادويك، يكي از شاگردان رادرفورد، كشف گرديد 

الكترون(e)

ذره اي است با بار نسبي 1- كه در اطراف هسته ي اتم در فضاهايي به نام اوربيتال و به عبارتيدر مدارهايي مجاز به نام تراز انرژي در حال گردش مي باشد.

در هر اتم خنثي تعداد پروتون ها با تعداد الكترون ها برابر است و بار موثري در هسته نداريم، اگر اتمي يك الكترون از دست بدهد به يون يك بار مثبت و اگر الكترون بگيرد به يون يك بارمنفي تبديل مي گردد.

الكترون داراي دو وضعيت حركتي است:

1-     حركت اسپيني: گردش الكترون به دور خودش را حركت اسپيني يا زاويه اي الكترون مي گويند.

2-     حركت اوربيتالي: حركت الكترون در اطراف هسته ي اتم را حركت اوربيتالي مي نامند.

و طبق مكانيك كوانتومي، مي دانيم كه الكترون ماهيت موجي، ذره اي دارد، يعني هم رفتار موجي دارد و هم به صورت يك ذره است.

اوربيتال(orbital)

فضايي سه بعدي در اطراف هسته اتم است كه احتمال حضور الكترون در آن جا بسيار زياد است.

هر اوربيتال را با سه عدد كوانتومي n و L و  ml مشخص مي كنند كه n عدد كوانتومي اصلي و مشخص كننده ي شماره لايه ها است و L عدد كوانتومي اوربيتالي كه مشخص كننده ي زيرلايه ها مي باشد و ml  كه مشص كننده ي جهت گيري الكترون ها در اوربيتال مي باشد.

عدد اتمي(Z)

به تعداد پروتون هاي يك اتم عدد اتمي آن مي گويند.

عدد اتمي عناصر در سمت چپ و پايين نماد شيميايي عناصر قرار مي گيرد و مشخص كننده ي اتم و نوع عنصر و ويژگي هاي آن مي باشد.  

عدد جرمي(A)

به مجموع تعداد پروتون ها و نوترون هاي يك اتم عدد جرمي مي گويند.

عدد جرمي در سمت چپ و بالاي نماد شيميايي عناصر قرار مي گيرد.

ايزوتوپ

به اتم هايي از يك عنصر كه عدد اتمي يكسان اما عدد جرمي متفاوتي دارند ايزوتوپ مي گويند يا به عبارت ديگر ايزوتوپ هاي يك عنصر عدد اتمي، تعداد پروتون و الكترون برابر دارند اما تعداد نوترون هاي آن ها متفاوت است.

ايزوتون

به اتم هايي از يك عنصر كه تعداد نوترون هاي برابري داشته باشند ايزوتون مي گويند.

در ايزوتون ها، نوترون ها برابر، پروتون ها و الكترون ها متفاوت هستند.  

ايزوبار

به اتم هايي از يك عنصر كه عدد جرمي برابري داشته باشند، ايزوبار مي گويند.

در ايزوبارها، مجموع پروتونها و نوترون ها برابر و تعداد پروتون ها نابرابر هستند