بمب اتم
قبل از مقدمه
در مقدمه این مقاله نگاهی کوتاه به نقش کلیدی قدرت و توانِ نظامی در شکل گیری امپراطوری ها و قدرت های برتر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و در "جهان بعد از هیروشیما، جهانِ اتمیها و جهان غیر اتمیها" نگاهی به نقش بمب اتم در شکل گیری جهانِ بعد از جنگ جهانی دوم خواهم داشت. "خاور میانه، جهان غیر خودی ها، جهانِ خلع سلاح شده" اختصاص خواهد داشت به بررسی وضعیت نظامی و امنیتی خاورمیانهی بعد از جنگ جهانی دوم، شکل گیری جهان خودی ها و جهان غیر خودی ها و انحصار استفاده از قدرت نظامی در دست نیروی برتر. و در عنوان آخر این مقاله "ایران اتمی یک ضرورت تاریخی برای برون رفت خاور میانه از قرون وسطی" نگاهی کوتاه خواهم داشت به ضروت یک ایران مسلح به بمب اتم ، به موقعیت ها و چشم اندازها
در این مقاله تنها به موقعیت ها و چشم اندازهای سناریوی ایران اتمی چشم خواهم داشت. در این مقاله به خطرات، دلهره ها و نگرانی ها در صورت وقوع این سناریو نخواهم پرداخت. این مقاله بیشتر سخنی با خود و تلاشی برای پاسخ به دلهره ها وتلاشی برای پاسخ به هجوم سیل سوالهایی است که گاه تا سرحد غیر قابل تحمل خود را به من تحمیل می کنند.
مقدمه
قدرت برتر نظامی، پایه اصلی شکل گیری تمدن
قدرت برتر نظامی یکی از مهمترین عناصر شکل گیری قطب های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی و عامل اصلی و کلیدی کنترل و برتری یک قوم، قبیله، شهر، کشور و یا قاره بر قوم ، قبیله، شهر، کشور یا قاره ای دیگر است. پایه های اصلی امپراطوری ایران باستان سوارکاران و قدرت دریایی برتر این امپراتوری در دریا بوده است. اوج گیری تمدن یونان باستان در اوایل قرن پنجم پیش از میلاد مسیح بدون در نظر گرفتن موقعیت جغرافیای این منطقه که قدرت دفاعی مناسبی را در برابر امپراطوری ایران در اختیار آنها قرار می دهد و قدرت برتر جنگجویان پیاده نظام اسپارتا، یک غیر ممکن است. تاکتیک برتر فیلیپ دوم در میادین جنگ عامل مهم قدرت یابی امپراطوری مقدونی و در نهایت فتح امپراطوری ایران باستان توسط اسکندر است.
شکل گیری قدرت برتر در دوران معاصر همزمان است با انفجار سلاح برتر در پایان جنگ جهانی دوم. تنها در سایه ی قدرت نظامی برتر است که امکان به وجود آمدن قطب های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی امکان پذیر است. قدرت نظامی برتر علاوه بر ایجاد و جذب نیرو و سرمایه ی ارزان، فضای لازم و امنیت لازم برای تکامل بنیادهای اقتصادی سیاسی و فرهنگی در کشوربرتر را فراهم می اورد. تمدن یونان باستان بدون تکیه به زمین های حاصلخیز مناطق مستعمره و نیروی بازوی اسرا و دانش خارجی های ساکن آتن؛ و قدرت نظامی سیاسی و فرهنگی امریکا بدون تضمین جریان ارزان نفت خاورمیانه و جذب نیروهای متخصص و زبده از مناطق تحت نفوذ یک غیر ممکن بوده و هست. قدرت نظامی علاوه بر تضمین نیروی کار ارزان و مواد اولیه ارزان به عنوان یک سپر دفاعی متضمن ایچاد صلح و ثبات و ایجاد رشد و تکامل ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در کشور یا منطقه ی برتر است.
جهان بعد از هیروشیما، جهانِ اتمیها و جهان غیر اتمیها
جهان بعد از جنگ جهانی دوم بدون در نظر گرفتن نقش بمب اتم قابل توضیح نیست. انفجار در هیروشیما نقطه ی پایان جنگ جهانی دوم و شکست آلمان نازی و نقطه شروع شکل گیری آمریکا به عنوان قدرت برتر درجهان بعد از جنگ است. بمب اتم نه تنها نقطه ی پایان جنگ جهانی دوم که نقطه آغاز" جهان خودی ها"( جهانِ دارای بمب اتم) و" جهان غیر خودی ها"( جهان فاقد بمب اتم) است. در این تقسیم بندی، جهان دارای بمب اتم" شهروند" و جهان فاقد این سلاح "غیر شهروند" محسوب می شوند. در این تقسیم بندی تنها درجهان خودی ها، جهان اتمی ها و جوامع پیرامونی آن است که می تواند فرهنگ، هنر، علم ، صنعت ، تکنولژی ، ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و در زیر چتر و حفاظ امنیتی این سلاح رشد کند و به تکامل برسد. در این زمین بازی، واقعیت جهان غیر خودی ها نه تنها برای منابع اولیه ارزانش یک ضرورت است که جهان غیر خودی ها برای تعریف "خودی ها" از" خود" هم یک ضرورت تاریخی است.
اگر نیروی کار برده ها، دانش خارجی های ساکن آتن و زمین های حاصلخیز مناطق تحت نفوذ یک عامل حیاتی برای رشد و تکامل تمدن یونان باستان است، حضور فیزیکی برده ها، زنان و خارجیان ساکن آتن به همراه حضور سایه امپراطوری عظیم ایران باستان و در نهایت شکست این امپراطوری در پشت دروازه های آتن در 497 قبل از میلای هم ضرورتی دیگر است که بدون آن آتنی نمی تواند به تعریف از خود به عنوان شهروند( واژه ی شهروند به معنی انسان به کار برده می شده. ارسطو از آتنی با عنوان انسان نام می برد) برسد. تصویر آتنی از خود نقش کلیدی در ساختن تمدن یونان باستان دارد. در واقع شکست امپراطوری ایران در پشت دروازه های آتن تایید نظام و روابط حاکم بر آتن است. نظام و سازمانی که توانسته در مقابل یک امپراطوری عظیم مقاومت کند.
انفجار بمب اتم نه تنها باعث حفظ ثبات و امنیت برای به صاحبان این سلاح که تایید و تاکید تصویر نیروی برتر از خود در نزد خود و در نزد دشمن است. این قدرت موتور حرکت و اعتماد به نفس جامعه موفق و در نهایت و با تکیه به آن مرز بین خودی ها و غیر خودی ها کاملا روشن و کادربندی می شود. در نهایت بمب اتم تایید روندی است که با رنسانس در اروپا شروع می شود. روندی که از اوایل قرن سیزدهم در ایتالیا شروع می شود و. در نیمه دوم قرن شانزدهم منجر به تولد شهروند در اروپا می شود. پیشرفتهای علمی، تحولات سیاسی اقتصادی اجتماعی در اروپا تولد تدریجی شهروند را به دنبال دارد. شهروندی که مشخصه ی تولد فردگرایی در سایه توالت بهداشتی، عطر، رقص، موسیقی، لباس های فاخر، تغییر آداب معاشرت متولد و با انفجار در هیروشیما به خودباوری نسبی می رسد.
خاور میانه، جهان غیر خودی ها، جهانِ خلع سلاح شده
روابط عقب افتاده سیاسی اجتماعی اقتصادی خاورمیانه در مقطع پایان جنگ، و نبودن یک کشور با وزنه ی بالا و تاثیر گذار در مقطع پایان جنگ باعث شد که این منطقه نتواند زمینه های لازم برای پیشرفت اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی در آینده بعد از جنگ را برای این کشورها تضمین کند. اگر در دوران امپراطوری ایران باستان سلاح کارآ و برتر، نیروی سواره نظام، و در یونان باستان نیروی برتر نظامی، پیاده نظام اسپارتا، و سلاح برتر امپراطوری مقدونی تاکتیک منحصر به فرد آنها در میادین جنگ است، در جهان بعد از جنگ جهانی دوم، سلاح برتر تنها یک نام دارد بمب اتم. در کنتکس بمب اتم کشور یا منطقه ای که به صدها فروند هواپیمای پیشرفته و تانک و توپ پسامدرن هم مجهز باشد غیر نظامی و خلع سلاح به حساب می آید.
بر این اساس خاور میانه بعد از جنگ جهانی دوم یک خاور منطقه ی خلع سلاح شده، یک منطقه ی عریان به حساب می آید. کشورهای این منطقه بعد از جنگ جهانی دوم مناطق نفوذ شرق یا غرب هستند. در این دوران نه تنها ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این کشورها به طور عمده دچار تغییر و دگرگونی نمی شود که به عکس این منطقه در دوره های نسبتا طولانی شاهد پس رفت های، ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود هم هستند. علاوه بر نبود زمینه های یک حرکت و موتور بومی، سیاست های استعماری کشورهای برتر در این پس رفت گاه نقش کلیدی داشته اند. یک نمونه از آن سرنگونی حکومت دکتر مصدق توسط امریکا و حمایت از نیروهای عقب افتاده در افغانستان و به وجود آوردن زمینه های اسلامگرایی افراطی است.
برخورد قدرت های برتر و به ویژه امریکا با مردم این منطقه شباهت فراوانی به نگاه شهروند آتن باستان به خود و به بیگانگان ( بربرها) دارد. در آتن باستان شهروند آتن به معنی انسان به کار برده می شود. دراین تعریف زنها، برده ها، خارجی های ساکن آتن، و مردم خارج از حوزه جغرافیایی آتن در آن جا نمی گیرند و از حقوق شهروندان برخوردار نیستند. بر این اساس شهروندان قدرت برتر و شهروندان کشورهای همسایه ی فرهنگی، شهروند و وآدمهای خارج از این حوزه ی فرهنگی غیر خودی و شهروند به حساب نمی آیند. در واقع رفتار قدرت برتر با انسان خاورمیانه ای شباهت بسیاری به رفتار طبقه ی اشراف در قرون وسطی با طبقه ی دهقان دارد. در اروپای قرون وسطی حق به همراه داشتن نیروی نظامی مخصوص طبقه اشراف بوده و به عبارتی زمین دار یا مالک با توجه به قدرت مالی اجازه داشته تعداد مشخصی نیروی نظامی به همراه داشته باشد. تعداد افراد نظامی همراه یک اشراف زاده نشاندهنده قدرت مالی او بوده است. این حق انحصاری و در مقابل دهقان از حق داشتن هر گونه سلاح محروم بوده است. در این تعریف کشورهای خاورمیانه دهقان قرون وسطی و قدرت برتر نظامی فعلی، اشرافیت قرون وسطی است. بعد از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این استفاده انحصاری از قدرت بیش از هر زمان دیگری قابل لمس است. قدرت نظامی برتر به صاحب قدرت حق بمباران شهرها، غیرنظامیان ، اشغال و تهدید کشورها، شکنجه ، ربودن و زندانی کردن شهروندان غیر خودی از طرف صاحب قدرت قانونی مشروع و در چهارچوب حقوق بشر تعریف می شود. . لشکرکشی های بوش پدر و پسر و تهدید نظامی کشورها و ایجاد زندانهای مخفی و زندان گوانتاناما در چهارچوب همین کنتکس قابل ارزیابی است.
ایران اتمی یک ضرورت تاریخی برای برون رفت خاور میانه از قرون وسطی
سناریوی ایران مجهز به بمب اتم، نه تنها می تواند موقعیت خاور میانه را از وضعیت فلاکت بار فعلی نجات دهد، بلکه می تواند انسان خاورمیانه را در یک چشم انداز نه چندان دور از غیر خودی به خودی و در نهایت در چشم خود و دیگران از امت به شهروند تبدیل خواهد کرد. در صورت دست یابی ایران به سلاح اتمی علاوه بر ایجاد یک بالانس و چتر نظامی ضروری در منطقه، تاثیرات روانی مثبت و بسیار گسترده ای هم به دنبال خواهد داشت. در صورت تحقق این امر نگاه انسان خاورمیانه ای به خود و تصویر خود از خود و نگاه طرف مقابل به خاورمیانه دچار تغییر و دگرگونی های استراتژیک خواهد شد. دست یابی خاورمیانه به بمب اتم در درجه اول موجب ویرانی تصویر انسان خاورمیانه در ذهن و روان طرف مقابل است. دست یابی این منطقه به سلاح اتمی پیش زمینه های لازم را برای جلو آوردن جدی دست طرف مقابل برای همکاری فراهم خواهد آورد. دست یابی این منطقه به سلاح اتمی از لشکر کشی های آینده توسط جرج بوش نوه در این منطقه جلوگیری خواهد کرد. دست یابی به این سلاح به از لحاظ روانی در درجه اول خفت و خاری چند دهه ی اخیر را جبران خواهد کرد. و در قدم بعد بمب اتم توان ساخت ساختارهای لازم برای به وجود آوردن زیر ساخت های لازم برای داشتن دندانهای سالم، بمب اتم قدرت کافی برای وارد کردن جدی میز و صندلی مدرنیته در زیر سقف خاورمیانه ، قدرت کافی برای ساخت توالت مدرن ، قدرت کافی برای فرهنگ سازی ، قدرت کافی برای گرفتن آفتابه از دست انسان خاورمیانه و دادن دستمال توالت و دادن کارت حق رای به دست او را خواهد داشت.
ایجاد صلح پایدار و برون رفت از این برزخ در خاورمیانه وابسته و در گرو به وجود آمدن یک بالانس نظامی است. من فکر می کنم مسلح شدن ایران به بمب اتم نه تنها موجب تضمین ثبات در ایران که تثبیت ثبات و شکوفایی اقتصادی و سیاسی در کل منطقه را هم به دنبال خواهد داشت. بنا بر این ارزیابی، بمب اتم یک ضرورت استراتژیک برای حفظ بقای کشور و منطقه ی ما از جمله اسرائیل است.
درصورت وقوع این سناریو ما شاهد حل عادلانه مسئله ی فلسطین و در یک چشم انداز نسبتا کوتاه اسرائیل می تواند نقش بسیار مثبتی را به عهده بگیرد. با توجه به تجربه و ساختارهای پیشرفته سیاسی ، نظامی و اقتصادی و فنی اسرائیل ، این کشور می تواند به موتور حرکت خاور میانه و حلقه ی ارتباط برای انتقال دانش برای زیرساختهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این منطقه تبدیل شود. در یک چشم انداز تاریخی بقای کشور اسرائیل در گرو به وجود آمدن بالانس نظامی در این منطقه است.
نکته ی آخر در باره بمب اتم، پارادکس نقش این سلاح مهیب به عنوان نیرو و عاملی لازم برای ایجاد صلح و امنیت است. قدرت مخرب این سلاح از آن یک نیروی نیروی بازدارنده ساخته است. نقش بمب اتم بعد از انفجار اولیه یک نقش سازنده و مثبت بوده است. دستیابی هند و به پاکستان زمینه ساز صلح پایدار و یک عامل مهم برای عدم برخورد نظامی در آینده بین این دو کشور ارزیابی می شود.
من فکر می کنم دستیابی ایران به بمب اتم نه تنها خاورمیانه را دچار ثبات سیاسی، اقتصادی و نظامی خواهد کرد، بلکه من فکر می کنم امنیت و صلح و ثبات جهانی نیز وابسته به دستیابی ایران به بمب اتم است. در این میان سوال اساسی این است که آیا کشور ما در صورت دستیابی به این سلاح از بلوغ سیاسی کافی برخوردار است که بتواند تاریخ و نقش بازدارنده این سلاح را درک و از آن در جهت منافع ملی و حفظ ثبات درجهان از آن استفاده کند یا خیر.
رضا شهرستانی
اول مارس دوهزاروشش
اين وبلاگ درصدد برداشتن گام هر چند كوچك در جهت ارائه مطالب شيمي مي باشد